تاریخ : 1395,شنبه 29 خرداد21:01
کد خبر : 202587 - سرویس خبری : پیشخوان ادبی

داستان کوتاه:: مرگ در میزند

در زندگی بعدی، کاش می‌شد مسیر را، وارونه طی کنم.

خبرنامه دانشجویان ایران: در زندگی بعدی، کاش می‌شد مسیر را، وارونه طی کنم.

در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود…

در خانه‌ای از انسانهای سالمند،‌ زندگی را آغاز کنم و هر روز همه چیز، بهتر و بهتر شود.

به خاطر بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.

بروم و حقوق بازنشستگی‌ام را جمع کنم.

و سپس، کار کردن را آغاز کنم.

روز اول، یک ساعت طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت.

سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هر روز، جوان‌تر خواهم شد.

آنگاه، برای دبیرستان، آماده‌ام.

و سپس به دبستان می‌روم.

و آنگاه کودک می شوم و بازی می‌کنم.

هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.

آنقدر جوان و جوان‌تر می‌شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم.

و آنگاه نه ماه، در محیطی زیبا و لوکس،‌ چیزی شبیه استخر، غوطه ور خواهم شد.

و سپس، با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز، زندگی را در اوج، به پایان برسانم...

به قلم : وودی آلن


کد خبرنگار : 37