هومان خدابخشی؛
نقدی بر نظریات دولت تدبیر و امید
داعیه داران دولت تدبیر و امید با نگاهی به تقویم مشاهده خواهند کرد که تا انتخابات اردیبهشت ماه سال 96 چیزی نمانده است و باید به عنوان مشاور، وزیر و وکیل دولت کلیددار، به افکار عمومی جامعه پاسخگو باشند. در سه، چهار ساله گذشته آسمان ریسمان بافتند
خبرنامه دانشجویان ایران: هومان خدابخشی// ضرورت دانستم با توجه ماه های پایانی دولت تدبیر و امید، بدون تعارف و تشریفات مرسوم چند پاراگراف را در نقد وعده های داده شده از سوی دولت و نظریه پردازانش به عرض برسانم.
جناب سریع القلم از مشاورین دولت معتقدند «قدرت حکومت ها دیگر در تعداد تانک ها و جنگنده های آنان نیست بلکه در سهم بازاری است که بنگاه های خصوصی آن ها می توانند در کشور های دیگر به دست آورند» و نحوه دیگر این سخن در تفکرات جناب هاشمی رفسنجانی مبنی بر« دنیای فردا دنیای گفتمان ها است، نه دنیای موشک ها» متبلور است. لذا روشن است که آبشخور این سخنان، همه در ثقل و مرکز بررسی های تحقیقات استراتژی های مصلحت نظام هست. جناب دکتر به این امر واقفند که موقعیت ژئوپلتیک ایران در طول تاریخ همیشه مورد طمع ورزی دولت های سرمایه دار و امپریالیسم بوده است. از انگلستان و شوروی گرفته، تا این دهه های اخیر آمریکا، حال اگر چشم باز کنیم و منصفانه به دور و برمان نگاه کنیم خواهیم دید که ما در خاورمیانه ای پر از آشوب و آنارشیک هستیم. اگر به عقل سلیم رجوع شود حتماً خواهیم گفت که این امنیتی که الان در کشور حاکم است و به عنوان استاد و دانشجو در دانشگاه های مختلف مشغول تدریس و تحصیل هستیم. بخاطر همین سیستم دفاعی و موشکی است که سپاه، ارتش و دیگر ارگانهای امنیتی برقرار کرده اند نه گفتگو و مذاکره و بنگاه های خصوصی وامثال ذالک، حال جای این سوال است که در طول قرن ها بنگاهای خصوصی و کارتل ها به جز سلطه و استثمار ملل و اقوام کجا دلشان به حال این ملت های بیچاره سوخت و در صدد تعامل و همکاری بوده اند؟ کد خدایی که مدافعان این تفکر خواهان تعامل برد- برد موهوم با آن هستند خوب است بدانند، بیشترین تسلیحات جنگی و موشکی دنیا در کارخانه های آنها است و بیشترین استفاده از این تسلیحات نیز توسط آنها انجام شده است از ناکازاکی و هیروشیما گرفته تا مردم فقیر ویتنام در آسیا و دولت های آفریقا به جز فرود آمدن موشک و خمپاره و بمب اتم بر سرشان چیزی از بنگاه های پیشنهادی شما ها نصیب شان نشده است.
البته با این گفتههای جناب دکتر موافقم که به میزانی که ما در داخل اجماع داشته باشیم، نظام بین الملل به همان میزان برای ما فرصت خواهد بود»« مخالفین خود را با احترام خطاب کنیم»« اشتباهات دیگران را در جمع مطرح نکنیم لکن در سه سال و نیم گذشته دولتی که به عنوان مشاور و نظریه پرداز آن بوده اید مخالفین و منتقدین خود را با الفاظ رکیکی چون «بزدل و ترسو، بیشناسنامه، برید به جهنم و از جای محدودی تغذیه می شوید» مورد خطاب قرار دادهاید که به گفته روانشناسان کسانی که این چنین سخن می گویند از منطق و استدلال بیزارند و چون منطق ندارند دست به پرخاشگری می زنند. لکن با این پارادوکس ها که از اخلاق و انسانیت به دور است چه باید کرد.
جناب سریع القلم در مصاحبه با روزنامه شرق بیان داشتند که « چه بخواهیم و چه نخواهیم، عربستان یک کشور مهم منطقه است» «ما باید نهایت تلاشمان را بکنیم که با عربستان همکاری داشته باشیم، چون عربستان در محافل بین المللی خیلی می گوید بیاییم در مسائل منطقه ای با همدیگر شریک شویم» «عربستان بارها گفته است حضور ایران در عراق، سوریه و لبنان یک ضرورت ژئوپلتیک است» این نوع نگاه های تعاملی و تساهلی، ساده انگارانه راجع به کشوری که تنش و ناامنی منطقه در ذاتش نهفته است از کسانی که درس قدرت و سیاست را خوانده اند بعید به نطر می رسد، چون اگر به سیر تاریخی ایجاد اقدامات تنش آفرین و جنگ طلبانه از سوی سلاطین سعودی، نسبت به جمهوری اسلامی ایران، با اندکی مطالعه خواهید دید که این شاهزاده ها سعودی بودند که یکی پس از دیگری گوی سبقت گستاخی را از هم ربوده اند. از سیاست های افزایش صدور نفت و کاهش قیمت آن، کشتار بی رحمانه حجاج در سال 66، حمایت همه جانبه از صدام در جنگ هشت ساله علیه ایران، همه و همه گویای روحیهی تقابلی سلاطین سعودی است. اما باز با این همه خباثت و پلیدی دولت مردان ایران در زمان هاشمی رفسنجانی که به کلید حل رابطه ایران و عربستان شهره بود و هست و همین طور در زمان جناب خاتمی در چارجوب استراتژی تنش زایی با آغوش گرم از سعودی ها استقبال شد اما در قبال همکاری های تعاملی و خیرخواهانهی مسؤلین جمهوری اسلامی ایران، آنان با ناجوانمردانه ترین شیوه ها از پشت خنجر زدند.
با دست داشتن در جریان بمب گذاری به سفارت ایران در بیروت، حمایت از ولید جنبلاط و سمیرجعحع از همپیمانان رهبران 14 مارس لبنان در صدد ضربه زدن به حزب الله و نیروهای مقاومت بودند، با کمک های تسلیحاتی و دلاری به تروریست ها و معارضان سوری بیشترین جنایت ها را در حق نیرو های مقاومت انجام دادند با دلارهای نفتی داعشی را ایجاد کردند که امنیت را نه بلکه در منطقه، بلکه در جهان سلب کردند. و این اواخر جنایت های سعودی ها در قبال مردم ایران در دوران دولت روحانی، حادثه نکبتبار و خلاف همه اخلاقیات بشری در فرودگاه جده که به تعرض دو نوجوان ایرانی منجر شد و پس از آن هم دومینوی جرثقیل و فاجعه انسانی منا که به شهادت رسیدن نزدیک به 470 حاجی ایرانی مبدل گشت.که همه این ها ناشی از بی کفایتی سلاطین سعودی بود لکن دولتمردان ما به جای واکنش متقابل و انزجار از این اقدامات دولت هتاک سعودی با بی تدبیری تمام آنها را دوست و برادر خطاب می کنند. مدعیان تعامل باید از خود سوال کنند بر اساس کدام مؤلفه های مشترک ما باید با سلاطین نسل کش سعودی در کشورهای مظلوم یمن، سوریه و عراق باید همکاری داشته باشیم؟ یا اصلاً «چرا باید همکاری کنیم»
در طول سه سال و نیم گذشته دولتی های امید و اعتدال، کارگزار و اصلاحات با شعار های عامه پسندی چون آزادی بیان، آزادی قلم و اندیشه، آزادی مطبوعات و شکستن فضای بسته و پلیسی دانشگاه، سخن سرایی میکردند. لکن خوب می دانند که این شعارهای پوپولیسی قبل از جوانه زدن توسط گماشتگانشان در نطفه خفه شدند از خبرگذاری ها، روزنامه ها و نشریات کشوری تا نشریات و قلم های دانشگاهی در این سه سال و نیم به جز تعلیق و توقیف و شکایت های مکرر و کمیته انضباطی چیزی عایدشان نشده است. بر خلاف شعارهای وعده داده شده، هم قلم ها را شکستند و هم دهان ها را به بهانه های واهی بستند. در دانشگاه ها با ایجاد تشکل های دولت ساخته و فصلی هم سو با دولت مردان ،دانشگاه را به بازی سیاسی و باشگاه سیاسی تبدیل کردند. برخوردهای سلیقه ای و به دور از عقلانیت با تشکل های غیر هم سو و جلوگیری از ایجاد برنامه های آنها توسط مسؤلین امر در دانشگاه ها عملاً سعی در حذف مخالفین بوده و این رفتارها همه و همه یک چیز را نشان می دهد و آن هم تفکر اوتاریتهی سرکوبگرایانه حاکم بر فضای آزاد اندیشی کشور توسط داعیه داران جامعه مدنی خود ساخته.
داعیه داران دولت تدبیر و امید با نگاهی به تقویم مشاهده خواهند کرد که تا انتخابات اردیبهشت ماه سال 96 چیزی نمانده است و باید به عنوان مشاور، وزیر و وکیل دولت کلیددار، به افکار عمومی جامعه پاسخگو باشند. در سه، چهار ساله گذشته آسمان ریسمان بافتند و همه چیز را به مذاکره و برجام ربط دادند، حتی به آب خوردن ملت هم رحم نکردند گفتند که باید با مذاکره حل بشود. حال که مذاکرات به اتمام رسیده است. همه همّ و غم خود را در اجرای هرچه سریع تر برجام قرار دادهاند و افراد شاخص و روزنامه های هم طیف و هم سوء از آرمان، شرق، ایران، اعتماد، آفتاب تا قانون تأخیر در اجرای برجام را با خسارات 400 میلیارد تومان در روز و 100 دلار در روز و مشکل سازی برای اقتصاد ایران نام برده اند و فایده اجرای آن را 100 تا 170 میلیون دلار برای دولت قلمداد کردند. جناب روحانی، ظریف، عراقچی و صالحی گوش فلک را کر کرده اند که «در روز اجرای توافق همه تحریم ها حتی تحریم های موشکی، اشاعه ای و تسلیحاتی بصورتی که در قطعنامه آمده است لغو خواهد شد نه تعلیق»، برجام پرستان، خوب است بدانید یک سال از اجرای برجام گذشته است دولت ایران به تعهداتش عمل کرده، سیستم هسته ای را از کار انداخته یعنی قلب راکتور هسته ای را با بتن و سیمان پُر کرده و fatf و خود تحریمی را پذیرفته و هر همکاری که لازم بوده را انجام داده، اعتماد به امریکا دشمن درجه یک ملت ایران را تا حد یک دوست چندین و چندساله بالا برده حال که ملت به دنبال نتیجه اند آقایان می گویند تحریم ها از روی کاغذ برداشته شده نه در عمل، کل بانک های بزرگ دنیا اجازه همکاری با ما را ندارند و ... در دوران خسته کنند و کسل آور دولت اعتدال با وعده های پوپولیستی و دروغینی چون حل مشکلات اقتصادی در صد روز، برداشته شدن همه تحریم ها در روز اجرای برجام، عبور از رکود و تورم صفر درصدی، حل مشکل بیکاری و اشتغال، مبارزه با مفاسد اقتصادی همه وعده های پوچ و توخالی بود که مردم را فریب داده اند و عکس آن عمل کردند در این روزها که جیب ملت پرُ از خالی است در صندوق ذخیره فرهنگیان هشت هزار میلیارد اختلاس می شود. به جای برخورد، آن را معوقات بانکی می نامند تا از پلیدی کار بکاهند، عدم شفافیت و روشن کردن حقوق بگیران نجومی و نامتعارف و معرفی آنان به محاکم قضایی جامعه جوان و بیکار ایران را نسبت به خود بی اعتماد کردند، نداشتن برنامه برای حل مشکلات معیشت مردم در سه چهار ساله گذشته باعث شد سفره ملت بنا به آمارهای خود دولت هشت درصدکوچکتر شود، عزتی که قول داده بودند به پاسبورتهای ملت برگردانند با تهدید کشور چند صد هزار نفری جیبوتی به باد سخره گرفته شد و به جای بررسی و رفع نواقص مشکلات مسکنی که پول آن را از ملت گرفتند امروز و فردا می کنند و آنها را طرحی مزخرف می نامند.
در پایان یاآورم می شود که دوران کابوس بار دولت امید و اعتدلال که ملت را نا امید و سرخورده کرد است برای بقاء خویش دست و پا می زند و با بحران کارنامه و روزمه مواجه شده است. به جای عذر خواهی بخاطر عدم کارایی در چند سال گذشته سعی دارد افکار عمومی را به حواشی بی ربطی چون سخرانی علی مطهری ها و محمود صادقی ها ببرد حال اینکه وضعیت معیشت و اشتغال آنقدر به ملت فشار آورده که دیگر هنای دولتی ها پیش ملت رنگی ندارد.
** دانشجوی کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه یاسوج