تاریخ : 1395,سه شنبه 12 بهمن22:38
کد خبر : 225145 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

نگاهی به فیلم «شماره ۱۷ سهیلا» در فجر 35؛

تصویری از معضل ازدواج دختران جوان که دیگر به مرحله بحران رسیده

فیلم که از مونتاژ روان و خلاقانه ای بهره برده است از ساختار مستند در ارائه تصویری رئال از جامعه و روابط میان آدم هایش استفاده می کند و گاهی این تکنیک را تا جایی ارتقاء می دهد که مخاطب در مستند بودن یا ساختگی بودن سکانس معرفی اعضای یک کمپین ازدواج به تشکیک می افتد. فیلم با آنکه از چهره های مشهور و ستاره های سینما به عنوان شخصیت های اصلی اش استفاده نکرده اما مخاطب را به دلیل فضاسازی رئال و واقع گرایانه اجتماعی و نیز نگاه منتقدانه و آسیب شناسانه اش به یک معضل اجتماعی تا انتها با خود همراه می کند.

خبرنامه دانشجویان ایران: فیلم سینمایی «شماره ۱۷ سهیلا» نقد اجتماعی صریحی به وضعیت موازنه قدرت اجتماعی درباره مسئله انتخاب در حوزه زناشویی است. سهیلا بانویی حدود ۴۰ ساله دوران استیصال پساتجردی خود را می‌گذاراند و تمام طراوات جوانی و موقعیت های انتخاب بکر و شاداب خود را از دست داده و نیازی ذاتی و غریزی موجب شده که او به شکل اورژانسی در جستجوی همسری مناسب باشد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ علی دشتبان تحلیلی از فیلم «شماره ۱۷ سهیلا» ساخته محمود غفاری که در دومین روز این جشنواره اکران شد، را به تحریر در آورده است:

فیلم سینمایی شماره ۱۷ سهیلا به کارگردانی محمود غفاری دومین فیلم از اکران روز دوم جشنواره در سالن همایش های میلاد بود که به نوعی اولین فیلم بلند کارگردان به حساب می آید، البته کارگردانی که سابقه ساخت آثار زیادی را در سینمای کوتاه و نیز بلند غیر سینمایی دارد، فیلم داستانی در رابطه با یکی از معضلات اجتماعی امروز دارد، معضل ازدواج جوانان که دیگر به مرحله بحران رسیده و مرز آن از سنین جوانان عبور کره و به نوعی به یک اپیدمی تبدیل شده است. فیلم با محوریت دختری پیش می رود که از سن ازدواجش گذشته و وارد سنین میان سالی شده است. او که زیر فشارهای عاطفی و احتمالا مالی و حمایتی از همه جوانبش دچار اختلال و تشتت اجتماعی شده است تصمیم می گیرد تا از هر راه ممکن شرایطی را برای ازدواجش فراهم آورد. شخصیتی ناشناس که از دوستان سهیلا است و تنها با تماس های تلفنی اش او را راهنمایی می کند در هر تماس علی رغم تشویق او و حمایتش جهت انجام این تصمیم به او روحیه داده و سعی می کند تا راه هایی را برای عملی کردن آن تصمیم به او پیش نهاد دهد، راه هایی که سهیلا را در معرض تعاملات گوناگون با افراد مختلف از همه قشر قرار می دهد تا او بتواند گزینه مورد نظر خود را برای ازدواج در میان آن ها پیدا کند.

فیلم که از مونتاژ روان و خلاقانه ای بهره برده است از ساختار مستند در ارائه تصویری رئال از جامعه و روابط میان آدم هایش استفاده می کند و گاهی این تکنیک را تا جایی ارتقاء می دهد که مخاطب در مستند بودن یا ساختگی بودن سکانس معرفی اعضای یک کمپین ازدواج به تشکیک می افتد. فیلم با آنکه از چهره های مشهور و ستاره های سینما به عنوان شخصیت های اصلی اش استفاده نکرده اما مخاطب را به دلیل فضاسازی رئال و واقع گرایانه اجتماعی و نیز نگاه منتقدانه و آسیب شناسانه اش به یک معضل اجتماعی تا انتها با خود همراه می کند.

فیلم با آنکه شخصیتی نگران و ناراحت و کمی افسرده را قهرمان خود قرار داده اما با فراهم کردن لحظاتی سرخوشانه و شاد ریتمی به فیلم می بخشد که ناراحتی موجود و تلخی حاکم بر فضای فیلم در میان شور و نشاط فضای فیلم و شوخی های رئالیستی میان آدم هایش گم می شود.

اما شاید پایان فیلم را بتوان یکی از آسیب های فیلم دانست که متأسفانه نتوانسته نگاه آسیب شناسانه و راهگشای خود را تا انتها ادامه دهد و در دام فضای تلخی گرفتار شده است که ناگزیر از پرداخت به آن برای شخصیت اصلی اش بوده است.

سهیلا که احتمالا درگیر شرایط و فشارهای سخت مسائل جنسی است در کلاسی شرکت می کند که جنبه مشاوره برای او دارد تا بتواند به کمک راهنمایی های ارائه شده غریضه جنسی خود را کنترل کرده و بر آن غلبه کند تا در شرایط حساس بتواند تصمیم درستی اتخاذ کرده و تصمیم ازدواج خود را در شرایطی سالم روحی و روانی و در آسایش کامل بگیرد.

اما در انتهای فیلم سهیلا با بازگشتن از مسیر رفته با آن هیجان و تشتت اعصاب و روان که موسیقی و فیلمبرداری و نیز مونتاژ خوب اثر هم راستا با محتوا آن را تشدید کرده اند به مخاطب چنین القاء می کند که راه گریزی در جامعه برای دفع مناسب چنین فشاری نیست و در انتها شاید بتوان این مشکل را موقتا رفع کرد اما هیچ راه درمانی برای آن در جامعه پیدا نمی شود و گویی این معضلی است که هر روز بر بزرگی و شدت آن افزوده می شود. سهیلا که تمرین ۵۰ بار تنفس عمیق را برای دفع این غریضه انجام می دهد بازهم ناکام از مغلوب ساختن آن آشفته  و مستأصل دوان دوان به دنبال پسر جوان می دود در حالی که پشتش به دوربین و مخاطب است و راه مقابل او هر لحظه تنگ و تنگ تر می شود.

شاید اگر این پایان تلخ و نا امید در انتهای فیلم وجود نداشت می شد آن را به عنوان یک فیلم آگاه و هشدار دهنده اجتماعی به همه اقشار جامعه پیشنهاد داد، اما گویی این ژست فیلمساز های اول سینمای ماست که جامعه خود را تلخ تر و بسته تر از آنچه هست یا آنچه می تواند باشد تصویر می کنند.

دانلود


کد خبرنگار : 23