تاریخ : 1395,چهارشنبه 13 بهمن20:10
کد خبر : 225269 - سرویس خبری : باشگاه نویسندگان

مسعود غزنچایی؛

«ماجان»؛ بحرانی که نیست!

قصه‌ موازی رابطه شهناز و برادر هاشم، نه‌ تنها هیچ کارکردی ندارد، بلکه باورپذیر هم نیست. زنی که تمکن مالی دارد و از سویی مردستیز است، چگونه برای ازدواج با جوانی که برای او کار می‌کند و نان‌خور اوست، بی‌تابی می‌کند؟!

خبرنامه دانشجویان ایران: مسعود غزنچایی// از آنجا که فیلم پس از 5 دقیقه‌ ابتدایی فاقد کشمکش دراماتیک می‌شود و با حذف تاثیر فعالیت‌های بزرگترین مانع شخصیت اصلی داستان؛ "ماجان" (مهتاب کرامتی) که می‌خواهد برای نگهداری از فرزندش با همسرش؛ "هاشم" (فرهاد اصلانی) بجنگد، تا قبل از سکانس پایانی، شاهد روزمرگی‌های بی هدف یک زن به همراه فرزندانش هستیم.

به جز پسر بزرگ خانواده که در مواجهه موازی و البته بی‌دلیل با پدر و مادر در فیلم تعریف می‌شود، دختربچه‌ی ماجان، در حد آکسسوار باقی می‌ماند.

از پسربچه معلول فیلم هم چند پی او وی می‌بینیم که همه‌اش بی‌معنی است.

اگر قرار به استفاده از پی او وی است باید جهان فیلم، جهان کودک باشد در حالیکه محوریت داستان فیلم ماجان است و در پایان کمی در نسبت با هاشم (پدر) تعریف می‌شود.

اسلوموشن دیدن این صحنه‌ها از دید پسر هم کاملا بی‌ربط است و فیلمساز با چنین نمایشی به دنبال تحریک احساس مخاطب است.

منطق نمایش نقطه نظر پسربچه می‌توانست در سکانس همراهی‌اش با پدر برای خروج از ماشین خودش را نمایش بدهد تا ناقص نماند.

قصه‌ موازی رابطه شهناز و برادر هاشم، نه‌ تنها هیچ کارکردی ندارد، بلکه باورپذیر هم نیست. زنی که تمکن مالی دارد و از سویی مردستیز است، چگونه برای ازدواج با جوانی که برای او کار می‌کند و نان‌خور اوست، بی‌تابی می‌کند؟!

شخصیت‌پردازی ضعیف و بی تناسب هاشم با آنچه از یک راننده کامیون و رابطه معمول مابه ازای چنین فردی با خانواده‌اش در جامعه می‌بینیم، باعث شده فرهاد اصلانی، بین بازی برای کاراکتر مشابه در "دختر" میرکریمی و "کوچه بی نام" هاتف علیمردانی دست و پا بزند.

با این تفاوت که اینجا، پدری که در ابتدای فیلم، همه از آمدنش می ترسند و آسمان و زمین و افلاک با آمدنش به لرزه می افتد، همچون دختربچه ای نوجوان و لوس، خانه را ترک می‌کند.

رفتارهای متناقض و بی دلیل هاشم و حس گناهی که تاثیرش در زندگی و رفتارهای او به هیچ وجه نمایش داده نمی شود باعث شده تا بازی اصلانی ضعیف باشد.

مهتاب کرامتی نیز هنوز راکورد بازی در "بیست"، "عصر یخبندان" و "مزار شریف" را حفظ کرده و با دیالوگ هایی یکنواخت از ابتدا تا انتهای فیلم، بیشتر از اینکه همزادپندارانه باشد، مخاطب را پس می زند.


کد خبرنگار : 37