تاریخ : 1395,یکشنبه 17 بهمن19:00
کد خبر : 225752 - سرویس خبری : باشگاه نویسندگان

محمدرضا باقری؛

آوارِ "بهمن" بر سر «قاتل اهلی»

نقش پولاد کیمیایی، که در فیلم بهمن نام دارد، مثل بهمن سر مخاطب و فیلم آوار شده است. مونولوگ‌های بی‌ربط بهمن که نه به قصه اصلی نه به پیرنگ‌ها مرتبط نیست، به شدت از فضای فیلم خارج است.

خبرنامه دانشجویان ایران: محمدرضا باقری// قاتل اهلی موضوع توجه برانگیزی دارد. هر چند از ضیافت تاکنون دغدغه‌های اجتماعی کیمیایی کمی گل درشت و تصنعی بوده است و وقتی از فساد اقتصادی و رانت و پولشویی حرف می‌زند، مخاطب دقیقاً نمی‌فهمد او چه می‌گوید و جزییات از چه قرار است اما کلیات حرفش عامه‌پسند و جذاب است.

ضربه به تولید ملی و وارادات کالا برای سود عده کمتر به قیمت نابودی کارخانه و کارگر و اقتصاد ملی درونمایه اصلی دغدغه‌های کیمیایی در قاتل اهلی است و اینکه همیشه افرادی از خود سیستم، نمی‌گذارند پاکدستان این عرصه به مطلوب خود عمل کنند تا حذف آنها هم پیش می‌روند. موضوعی که کیمیایی انتخاب کرده اتفاقاً به‌روز، دقیق و مسئله اجتماعی این روزهاست. تولید ملی و ذبح شدن آن توسط بالادستی‌ها برای سود بیشتر.

اما روایت کیمیایی به شدت از محتوای فیلم به دور است و حتی کارگردانی به فیلمنامه آسیب زده و آن را در بخش‌های غیر طبیعی، حوصله سربر، مصنوعی، اگزجره و بی‌ربط جلوه می‌دهد. در کشاکش داستان، پرویز پرستویی، قهرمان فیلم که یک تنه جلوی پیسارو وارد کننده و تعطیل کننده کارخانه‌های وطنی ایستاده است، ناگهان سه بخش ده دقیقه‌ای خوانندگی بی‌ربط پولاد کیمیایی را می‌بینیم که جز دلسوزی پدر برای پسر دلیل دیگری برای آن پیدا نمی‌کنیم.

نقش پولاد کیمیایی، که در فیلم بهمن نام دارد، مثل بهمن سر مخاطب و فیلم آوار شده است. مونولوگ‌های بی‌ربط بهمن که نه به قصه اصلی نه به پیرنگ‌ها مرتبط نیست، به شدت از فضای فیلم خارج است. در این هیاهو یک دفعه قهرمان فیلم هوس زن صیغه‌ای‌اش را می‌کند که به هیچ وجه کمکی به فیلم نمی‌کند و تنها می‌توان آن را از دغدغه‌های قدیمی کیمیایی در فیلمسازی و احتمالاً حدیث نفس خودش می‌توان عنوان کرد.

نسخه فعلی قاتل اهلی فیلم بدی است، طولانی، بی‌ربط، تکه پاره و خسته کننده. شاید با آواربرداری سکانس‌های بهمن، احیا شود.


کد خبرنگار : 20