تاریخ : 1395,سه شنبه 19 بهمن17:08
کد خبر : 225994 - سرویس خبری : باشگاه نویسندگان

علی جعفرآبادی؛

«اسرافیل»؛ شما زنده‌ها!

پناهنده در طراحی پلات، ریسک بزرگی کرده است: فیلمی شبه اپیزودیک که در واقع اپیزودیک نیست، بلکه بر خلاف عادت معمول بیننده، به فراخور نیاز فیلمنامه برای ارائه‌ی اطلاعات و به بار نشاندن ایده‌های تماتیک خود، از جایی به بعد شخصیت اصلی خود را رها و شخصیتی فرعی را به کاراکتر اول قصه تبدیل می‌کند. بازیگوشی خلاقانه‌ای که البته به این نقطه هم محدود نمی‌ماند و داستان بار دیگر در یک سوم انتهایی اثر، به نقطه‌ی اول روایی خود باز می گردد.

خبرنامه دانشجویان ایران: علی جعفرآبادی// اسرافیل اگرچه در شکل مواجهه با مفهوم ریتم و چگونگی پیشبرد داستان خود به سینمای مینیمال نزدیک می‌شود، اما در درام‌پردازی و خصوصاً بازی با پیرنگ، اتفاقاً و بر خلاف تصور فیلمی پرشور و سرزنده است.

پناهنده در طراحی پلات، ریسک بزرگی کرده است: فیلمی شبه اپیزودیک که در واقع اپیزودیک نیست، بلکه بر خلاف عادت معمول بیننده، به فراخور نیاز فیلمنامه برای ارائه‌ی اطلاعات و به بار نشاندن ایده‌های تماتیک خود، از جایی به بعد شخصیت اصلی خود را رها و شخصیتی فرعی را به کاراکتر اول قصه تبدیل می‌کند. بازیگوشی خلاقانه‌ای که البته به این نقطه هم محدود نمی‌ماند و داستان بار دیگر در یک سوم انتهایی اثر، به نقطه‌ی اول روایی خود باز می گردد.

تصمیم پناهنده در انتخاب چنین پیرنگی به غایت خاطرناک و مستعد دریافت واکنش‌های منفی از بیننده‌ایست که به سیرهای متعارف داستانی در فیلم عادت دارد. این بازی فرمی در اجرا هم به شکلی دیگر بروز پیدا می‌کند: در فصول ابتدایی فیلم (با محوریت ناهید) با کارگردانی کاملاً کلاسیک و دوربینی ثابت رو‌به‌روییم، که با ورود قصه به محدوده‌ی شهر، سبک دکوپاژ کارگردان هم به فیلم‌های شهری (با دوربین روی دست و قاب‌های نه چندان شکیل) گرایش پیدا می‌کند! نوعی عرض اندام تصویری برای به رخ کشیدن توان فیلمساز در بازی با فرم‌های کلاسیک فیلمنامه‌ای–اجرایی ، که بدون شک به سابقه‌ی فیلمسازی کوتاه کارگردان بر می‌گردد.

دستاوردهای فرمی اثر اما هر اندازه هم در جشنواره فجر و هر جشنواره دیگری به ستایش از فیلم منجر شود، طبعاً در رابطه‌ی فیلم با مخاطب عام خود تاثیری نخواهد داشت، و فیلم از جنبه‌ی ریتم کند و کم‌مایه بودن داستان محوری خود (عشق قدیمی ماهی) مورد علاقه‌ی مخاطب انبوه نخواهد بود. چنان که در ارائه‌ی تم مضمونی خود (همسانی زندگی شخصیت‌های داستان با پسر مرده‌ی ماهی و «این همانی» میان دو موقعیت ظاهراً متفاوت زنده بودن و مرده بودن در زیست آنها) هم تا جایی محتاط و محافظه‌کار است که مخاطب معمول داخلی (اگر هدف فیلمساز بوده باشد) با آن هم ارتباطی برقرار نخواهد کرد.

* عنوان مطلب اشاره ایست به فیلمی با همین نام اثر روی اندرسون.


کد خبرنگار : 17