
خبرنامه دانشجویان ایران: 20 مهرماه سالروز بزرگداشت شاعر پرآوازه پارسی حافظ شیرازی است. به مناسبت این روز، با دکتر اکبر جباری، استاد فلسفه و عرفان نظری به گفتوگو نشستیم تا از زاویهای متفاوت به شعر حافظ نگریسته شود.

1- ازجنبه های متفاوتی می توان به حافظ و مخاطبانش نگریست. یکی از منظرها که کمی عجیب نیز به نظر می رسد، رابطه انقلابیون با حافظ است. شهید مطهری در باره او کتاب نوشت و اغلب شخصیت های انقلابی به اشعار وی توجه داشتند؟
در ابتدا به نظر میرسد این می و مستی چندان نسبتی با افراد جدی انقلابی ندارد. اما از طرفی به هر حال اقبال انقلابیون به این شاعر قابل توجه بوده. حتی شاید بتوان ادعا کرد افرادی نظیر شهید مطهری خاستگاه نظری متفاوتی نسبت به خاستگاه نظری انقلابیون در التفات به حافظ داشته. اما اگر مسئله را به صورت اقبال «تفکر انقلابی» به حافظ طرح کنیم، فهم بهتری از این موضوع نه چندان ساده به دست می آوریم.
امام خمینی(ره) در تعبیری فرموده اند: انقلاب ما انقلاب «حال»بود. جملات دیگری از لابهلای نقل قولها میتوان سراغ گرفت که التفات به شأن باطنی و معنوی را می نمایاند. اینهمه نشان میدهد که ایشان نگاهی کاملاً معنوی و متعالی به انقلاب داشت.
2- در حافظ چه چیز وجود دارد که می تواند این پیوند را میان امر متعالی و سیاسی ایجاد کند تا کسانی بتوانند مسئله سیاسی را همچون موضوعی معنوی درک کنند؟
جانمایه کلام حافظ مثل تمام حکمای اسلام، بحث حال و مقام است. به عقیده حکما، جز حال و مقام چیزی وجود ندارد. اینکه آدمی دائم خود را در برابر اژدهایی به نام نفس ببیند تا حدی که اساساً خویشتن را در درگیری با او تعریف کند و رستگاری را در غلبه بر آن بیابد، شخصیتی ویژه از انسان می سازد. غلبه بر نفس جهاد اکبر قلمداد می شود و طبیعی است که ظهورات آن در جهاد اصغر به چشم میآید. مبارزه با طاغوت درون علی النهایه به دست و پنجه نرم کردن با طاغوت بیرون کشیده می شود. حتی می توان ادعا کرد بزرگترین انقلابیون عالم، عرفای اسلام بوند، نه فیلسوفان و سایر گروهها. از نهضت سربداران با شیخ حسن جوری تا انقلاب اسلامی، ظاهر و باطن قیام علیه طاغوت بیرون و درون دیده می شود.
3- در مورد امام(ره) توضیح بیشتری بدهید؟
می توان به مقایسه میان اثر عملی ایشان با آثار نظری و مکتوب نشست. در یک سو انقلاب و در سوی دیگر کتاب هایی که (جز چند استثناء فقهی مانند تحریر الوسیله، بیع،...) رد پای عرفان آشکارا در آن دیده می شود.
این به نظر منطقی می آید که از سوی انقلاب اسلامی به حافظ اقبال باشد زیرا وی شاعری است که به خوبی آدمی را با احوالی پیوند می دهد که لازمه هر شورشی می باشد.
4- علیرغم خوانش معنوی شما، می دانیم بسیاری از چپ گرایان (مارکسیستها) به این شاعر توجه زیادی داشتند. حال آنکه معنویت به صورت امری الهی نزد این طیف مطرح نیست؟
هر کسی از ظن خود شد یار او. این شاعر وسیع و عمیق است. وسعت وی موجب فراگیری تیپ های متفاوت می شود و عمق او سبب ایجاد تحول در انسان می گردد. حتی یک ماتریالیست هم می تواند به او نزدیک شود، چه اینکه به قول "عین القضات" ای برادر شعر را آینه دان. هر که در او صورت خود می بیند.
ضمن اینکه حافظ به تمسخر و تخفیف اهل تزویر شهرت دارد: "می خور که شیخ و حافظ و مفتی ومحتسب/ چون نیک بنگری همه تزویر می کنند"، معنای پیش پا افتاده تزویر این است که کسی چنان بنماید که نیست. اما معنای عمیق آن این است که عالم تظاهراتی دارد. یعنی این جهان همانی نیست که در ابتدا می نماید و تمنای رسیدن به فهم آن در حقیقت ذوق گذشتن از تزویر عالم است که رسول الله(ص) فرموده اند: "اللهم ارنی الاشیاء کما هی" (خدایا اشیاء را آنچنان که هست، نشانم بده)
به هر حال، چپ ها در جایی که تمنای عبور از تظاهرات و تزویر دنیای سرمایه داری را دارند، می توانند با حافظ همسخن شوند. هر چند می توان در بنیاد انقلابی بودن آنها نیز تشکیک کرد. اما می دانیم که جهان امپریالیستی همه چیز را وارونه جلوه می دهد و در پرده نگاه می دارد و چیز های دیگری نمایش می دهد. گذشت و عبور از امپریالیسم گذر از تذویر است.
5- آیا به نظر نمی رسد که توجه به حافظ نزد سیاستمداران کمرنگ شده است؟
بر خلاف شما گمان می کنم اتفاقاً آقای احمدی نژاد و برخی همکارانش اهل ذوق باشند و حتی بعضی اتهام ها از همین راه متوجه او می شود. اما به طور کلی می توان گفت در ابعاد گسترده دیگر کمتر از گذشته توجه به حافظ را می بینیم.