تاریخ : 1396,چهارشنبه 02 اسفند17:48
کد خبر : 259554 - سرویس خبری : باشگاه نویسندگان

روح‌الله جلالی؛

شکاف فرهنگی انقلابی

او آن زمان دقیقا به کسانی حمله می‌کرد که خون به دل بچه‌های انقلابی کرده بودند یا قرار بود خون به دل بچه‌های انقلاب کن نمایانده شوند، گرچه همان حرف‌های آرمان مستضعفین یا مجاهدین خلق را می‌زد اما با رنگ و لعاب انقلابی و عدالت‌خواهی.

خبرنامه دانشجویان ایران: روح‌الله جلالی// ایام اصلاحات، یکی از لیدرهای انقلابی‌نما در جلسه‌ای حسابی ذهن دانشجویان را نسبت به تمام مسئولین مشوش نمود و به همه مستقیم و به تندی تاخت و البته  رهبری را غیرمستقیم و  با تاکتیک ظاهر دفاع و باطن حمله، تخریب نمود و سپس در نهایت در حرکتی شبیه شعبده‌بازی در پاسخ به اذهان آشفته و به هم ریخته جمعیت گفت این‌ها همه نتیجه "فقه سنتی" است! فقه این آقایان چه حدی برای ثروت دارد و چه نسبتی با زهد امام علی دارد؟!

حرف نهایی و مهم او میان سخنان به ظاهر تند و انقلابی‌اش گم شد و آب از آب در دل رسانه‌‌های ارزشی و دینی و شخصیت‌های مذهبی و سیاسی تکان نخورد و نه کسی کفن پوشید و نه به پا خواست!

چون بلد بود از شکاف فرهنگی انقلابیون وارد شود!

او آن زمان دقیقا به کسانی حمله می‌کرد که خون به دل بچه‌های انقلابی کرده بودند یا قرار بود خون به دل بچه‌های انقلاب کن نمایانده شوند، گرچه همان حرف‌های آرمان مستضعفین یا مجاهدین خلق را می‌زد اما با رنگ و لعاب انقلابی و عدالت‌خواهی.

فرهنگ انقلابی صحیح، جدیت در تحقق و توسعه آرمان‌های صحیح انقلاب است و مراقبت بر هضم نشدن آن آرمان‌ها در فضای پساانقلابی؛

وفرهنگ انقلابی غلط، یک بدی و شکاف بزرگ دارد و  آن اینکه آرمان‌ها تبدیل به شعار، ژست و پوسته بدون پشتوانه شود به عبارت دیگر مبتلا به "گفتمان‌زدگی" شود.

به نظرم بعد از گذشت چهل سال هنوز بخش عظیمی از ما در حال و هوای "گفتمان‌زدگی" هستیم. یعنی برای ما فقط مهم است که چه کلام و نوشته‌ای و یا فرد و گروهی، در گفتمان ما قلم زده و قدم می‌زنند، دیگر خیلی بد و خوب آن‌ها به چشم نمی‌آید!

مثلا اگر من دنبال تقویت گفتمان استکبارستیزی آن‌هم با برداشت خودم هستم، دیگر مهم نیست فردی که به برجام حمله و یا دفاع می‌کند چه رتب و یابسی ردیف می‌کند، بلکه مهم آن است که مطابق گفتمان من سخن بگوید یا نه. بخاطر همین افراد اگر بخواهند نفوذ کنند، کافی است در شکل و پوسته گفتمان ما قرار گیرند تا بتوانند سایر اهداف و عیوب عریان خود را برای ما مستتر سازند.

به عبارت دیگر اگر قرار است فضای آرامی را متشنج کنند و صدر تا ذیل را به جان هم بیندازند، کافی است کنار تشنج‌آفرینی خود، یک دفاع جانانه از ما و یک حمله جانانه به دشمنان ما داشته باشند، دیگر اصلا این مطلب گم می‌شود که چطور شد که ما اینگونه به جان هم افتاده‌ایم؟! و انقدر ادامه ماجرا را ناشیانه خودمان تقبل نموده و فضا را شلوغ می‌کنیم که نیازی به دخالت بعدی آنها نیست!

برای همین است که فرد یا افرادی براحتی می‌توانند همه را به کارنامه و مسئولین صدر تا ذیل انقلاب بدبین کنند، نظام را ناکارآمد جلوه دهند، حتی مبانی فکری آن را بشورند و بسابند اما ما نه تنها حساس نشویم، بلکه خود با کمال میل، تریبون را مهیا و آن‌ها بر دوش بگیریم و پشت آن بنشانیم!

مانند بسیاری از افراد که اگر محصول کار آنان را تحلیل کنیم بیش از آنکه مانند مطهری و بهشتی و صدر و... نیروی فاضل و کارآمد تربیت کنند یا با فراهم کردن چتری فراگیر، اکثریت ممکن استعدادها را به خدمت نظام و اسلام در آورند، مشتی افراد عصبی، پرخاشگر، کم‌محتوا تربیت می‌کنند و ضمن تاراندن عقلای قدیم، تا می‌توانند خوراک به دشمنان داده و در ورودی نیروهای جدید، جمعیت مخالفین ما را مرتب افزایش می‌دهند.

فرد به ظاهر می‌خواهد فرد یا گروهی را که ما با او مخالفیم تخریب کند اما در نهایت کل سیستم ما را بر پایه حقه بازی، حماقت، بی‌کفایتی، ناتوانی، ناکارآمدی، بی‌آینده و بی‌مبنا معرفی نموده و به مخاطب نمایش می‌دهد.

از طرفی انقدر ما در گفتمان‌زدگی غرق هستیم که اگر فردی به زعم ما تضعیف‌کننده ظاهری گفتمان ما باشد حتی گوهر کلام او از سوی ما زباله فرض شده و تا حد مسموم‌کنندۀ فضای سیاسی با او مبارزه می‌شود ولو اینکه در واقع قوی‌ترین کمک را او به گفتمان ما می‌کند.

به نظرم بیش از منتقدین صریح، باید روی موافقین دوآتشه پر سر و صدا حساس بود و به دقت آنان را رصد نمود.


کد خبرنگار : 17