تاریخ : 1348,پنجشنبه 11 دي07:00
کد خبر : 3961 - سرویس خبری : آخرین اخبار صفحه اول

16 آذر چرا به شکست سبزها منجر شد

وقتی آتش برخواسته از شور انتخاباتی به سردی گرایید، کم کم ذهن ها متوجه دانشگاه ها شد تا با فضاسازی زودرس رسانه ای اصلاح طلبان، احیای دوباره توهم سبز را از مهرماه انتظار بکشند. حرف و حدیث ها و تبلیغات به گونه ای بود که همه، 18 تیری دیگر را پیش بینی کنند؛ شروع سال تحصیلی اما بی مبنایی این رؤیای کودکانه را به تصویر کشید.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»به نقل ازمحمد مهدی تهرانی در رجانیوز، نوشت: به موازات سیر سرخوردگی کسانی که برای مدعایشان سند و مدرکی نداشتند، رویشی دوباره در میان نیروهای انقلاب رقم خورد و برآورد نهایی این همه همان چیزی بود که در زلزله 16 ریشتریِ 16 آذر با حضور انقلابیون تبلور پیدا کرد؛ حضوری که شاید نظیر آن را تنها در روزهای آغازین انقلاب می شد جستجو کرد. تبیین دلایل آن سرخوردگی و این رویش دوباره از این جهت موضوعیت دارد که برآوردی قابل تحلیل از آتیه جریانات کنونی ارائه خواهد کرد.

تجمعات دانشگاهیِ سبزها آن گونه بود که حتی بانیان آن از انتشار عکس‌هایش صرف نظر کردند و به این ترتیب با کنار گذاشتن تجمعات «دانشگاه به دانشگاه» باز هم مناسبت‌ها به سرفصل «حضور متمرکز» بدل شد. سبزها در سناریوی «تجمعات متمرکز» حضور چشم گیرتر و قابل توجه تری را انتظار می‌کشیدند، اما 13 آبان این آرزو را هم برباد داد! حضور مردم انقلابی در 13 آبان با هیچ سالی قابل مقایسه نبود و این نشان از هشیار شدن مردم داشت.

در طرف مقابل اما ریزش تعداد معترضان بیش از پیش جلوه نمایی می کرد. اهمیت این ریزش گسترده بدین جهت بود که پیشتر اصلاح طلبان ادعا کرده بودند در این روز بعد از «تجمعِ سکوت» در میان خیابان خواهند نشست و تجمع را به تحصن بدل خواهند کرد. آنان از تسخیر شهر سخن ‌گفتند و بر روی پوسترهایشان با رنگ سبز نوشتند:«ما بی شماریم!»

درست بعد از این آبروریزی بزرگ بود که سایت خبری حامی خاندان هاشمی از ضرورت تفکیک «کیفیت» تجمع و «کمیت» آن سخن گفت و در باب تجلیل از کیفیت تجمع 13 آبان قلم فرسایی کرد! و این همه مقدمه ای بود که استراتژیک بودن روز 16 آذر را به رخ می کشید؛ روزی که با نام "روز دانشجو" شناخته می شد و طبیعتا می توانست اوج لشگرکشی مخالفان را به نمایش بگذارد.

باز هم از مدتها قبل انواع پوسترها طراحی شد و BBC و VOA هم در کنار سایر رسانه های برون مرزی تبلیغات گسترده ای را کلید زدند. در این میان اما تجمعی که چند روزه برنامه ریزی شده بود، با حضور گسترده دانشجویان انقلابی در حاشیه قرار گرفت. رسوایی این جریان آن گاه بیش از پیش مشخص شد که خبر فرار مجید توکلی از سرخط های این جریان با چادر از دانشگاه امیرکبیر بر روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت. رهبر جریانی که از بی شمار بودن خود می گفتند و می خواستند شهر را تسخیر کنند، برای فرار چادر به سر کرده بود!!

در مقابل این سیر نزولی، سیر صعودی هشیاری جریان انقلابی کلید خورد و شاید از همین روست که می توان ادعا کرد اقلیت سبز بالاترین خدمت را به جریان انقلابی کرده است! اما در پس آن سیر نزولی و نیز در پس این سیر صعودی ناگفتنی هایی باقی ماند.

سیر سرخوردگی سبزها از همان روزهای نخست آغاز شد که مدعیان جریان با وجود برخورداری از ناظران 89 درصدی در پای صندوق ها از ارائه چند برگ از مستندات «تقلب گسترده» ناتوان ماندند. اعتراف سردمداران این جریان و عقب نشستن آنان در دادگاه بیش از پیش سبزها را با سستی مواجه کرد. در حالی که سردمداران جریان به این سادگی بر علیه جریان خود سخن می‌گفتند، چگونه می‌شد تداوم حضور خیابانی را انتظار کشید؟! در این شرایط بود که سبزها حتی در تهران هم در اثبات موجودیت خود ناتوان ماندند.

حرف و حدیث‌هایی که بعد از عدم حضور میرحسین در میان تجمع کنندگان کلید خورد و از سستی او حکایت داشت، پیوست دیگری بود بر جریانی که هر روز بیش از پیش سرخوردگی را تجربه می‌کرد. انتشار مصاحبه فرزند مهدی کروبی که در آن بهانه‌های میرحسین برای عدم حضور در خیابان را به سخره گرفته بود، حتی رسانه‌های اصلاح طلب را هم آشفته کرد. این در حالی بود که میرحسین حتی در نمایشگاه مطبوعات هم حاضر نشده بود! این همه در کنار هم تصویر "رهبری عافیت طلب" را در ذهن پیاده نظام های سبز برجای می گذاشت.

در این میان تردیدها هم بیش از پیش بالا گرفت؛ این تردیدها صداقت میرحسین و بانیان جریان را هدف گرفته بود. ماجرای عاطفه امام که یک دعوای کودکانه خانوادگی به شمار می آمد و نیز ماجرای سعیده پورآقایی که میرحسین حتی در برنامه ختم او هم شرکت کرده بود، به ادعای بدون سند بانیان جریان در خصوص تقلب گسترده ضمیمه شد تا تردیدها در خصوص صداقت میرحسین و همراهانش بیش از پیش اوج بگیرد.

شعارهای ساختارشکن برخی اغتشاشگران و همسویی این جریانات با رسانه های بیگانه در کنار ادعای خط امامی بودن تعارضات جدیدی را به نمایش گذاشت. تعارضاتی که پیشتر با رجوع به منتظری هم رقم خورده بود. دوگانگی در شعارها و طرح شعارهای رادیکالی در کنار دروغ گویی های رهبران جریان از طیف خاکستری حامی میرحسین کاست و به این ترتیب به مرور زمان جز اقلیتی رادیکال و تندرو که بعضا ایده براندازی را در سر می پروراندند، از داعیه داران جنبش به اصطلاح سبز بر جای نماند.

به موازات اوج بی اعتمادی سبزها به رهبر عافیت طلب جریان سبز، احساس وظیفه جریان انقلابی نیز اوج گرفت و این همه با هشدارهای رهبر انقلاب زمینه ساز رویشی دوباره در میان جریان انقلابی شد. اگر بودند کسانی که تا پیش از این جنگ را تمام شده می انگاشتند، این بار همان ها نزاع حق و باطل را به چشم می دیدند و تقابل با نظام را به روشنی درمی یافتند. در سایه فضای دوقطبی ایجاد شده بود که هشیاریِ بیش از پیش جریان انقلابی رقم خورد. دیگر همه دریافته بودند که اکنون باید «عمار یاسر» بود و در قامت افسر و فرمانده جنگ نرم به صف تردیدآفرینی ها هجوم برد.

با فرارسیدن محرم به نظر می رسد جمع هیئات مذهبی هم به جمع دانشجویان بپیوندند و این گونه است که امسال در سایه عاشورایی حماسی انزوای اقلیت سبز تشدید شود. در واقع اگر رهبران سرگردان اصلاحات چاره ای برای این شرایط آشفته نیاندیشند، طبیعتا در سایه سیر نزولی و صعودی دو جریان، حذف نهایی اقلیت برخوردار و خودخواه رقم خواهد خورد و جز معدودی آَشوبگر چیزی از این جریان باقی نخواهد ماند.