تاریخ : 1400,یکشنبه 10 مرداد12:40
کد خبر : 403378 - سرویس خبری : فرهنگی اجتماعی

تحلیل «خبرنامه دانشجویان ایران» از ضعیف‌ترین اثر کارگردان معروف؛

خلق «دراکولا» از زن ایرانی توسط مهران مدیری!

زن طبقه متوسط در سریال دراکولا در سودای رسیدن به طبقه مرفه از هیچ کاری مضایقه نمی‌کند. کعبه آمال او کشور ترکیه است. تربیت فرزند در نگاهش به تحصیل در مدارس لاکچری و حضور پرستار کودک خلاصه می‌شود. او هر آنچه می‌آموزد ابزار فخرفروشی است.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سریال «دراکولا» به کارگردانی «مهران مدیری»، که در شبکه نمایش خانگی پخش میشد، در حالیکه حرف جدی‌ای برای  برای گفتن نداشت؛ به پایان رسید.

این سریال مانند دیگر آثار مدیری از شخصیت‌هایی تشکیل شده‌‌‌ که همگی در بلاهت مطلق به‌سر می‌برند و این‌بار حتی برخلاف سایر آثار وی، عقل کل داستان حیله‌گری است که حماقت اطرافیانش را دستمایه رسیدن به اهداف خود می‌سازد و جز او هیچ‌یک از دیگر شخصیت‌های قصه از هوش بهره‌ای ندارند. صریح‌تر اینکه در دراکولا هیچ انسان درستکاری وجود ندارد.

خلق «دراکولا» از زن ایرانی توسط مهران مدیری!

اما آنچه بیش از سایر وجوه انتقادی این سریال در آن به شدت پررنگ و چشمگیر است تصویری است که از زنان به مخاطب عرضه می‌کند. تصویری قابل تامل و قابل بحث. نمایش زنان مصرف‌گرای غوطه‌ور در تجملات که در بلاهت محض زندگی می‌کنند و زیستشان در قیمت لباس‌ها، برق جواهرات، میکاپ، پز و چشم‌وهم‌چشمی خلاصه می‌شود.

زندگی زنانی که در دراکولا می‌بینیم از معنایی اصیل ساقط است. آن‌‌ها تنها زمانی احساس وجود می‌کنند که توان نمایش فخرفروشانه زیست خود را به همنوعانشان داشته‌باشند. زنانی که نقش مفیدی در جامعه خود به عهده ندارند و در بیهودگی محض تمام وقت و انرژی خود را صرف دورهمی‌هایی می‌کنند که از اساس بی‌مایه است. 

مهارت‌آموزی نیز در این زنان، وسیله‌ای برای تفاخر است. آن‌ها اگر ورزش می‌کنند، اگر زبان انگلیسی می‌آموزند، اگر به خیریه کمک می‌کنند و هرکار مفید و به‌درد بخوری که انجام می‌دهند جز ابزارهایی برای دیده‌شدن و فخر فروشی نیست.

خلق «دراکولا» از زن ایرانی توسط مهران مدیری!

زنانی که حتی هنر را دستمایه تفاخر می‌کنند و اگر بویی از هنر برده‌باشند در سطحی‌ترین و مبتذل‌ترین حد آن است. آن‌ها کاریکاتورهایی از هنرمند هستند که جز برپایی گالری‌های پرهزینه و تولید آثار بی‌محتوا کار دیگری از دستشان برنمی‌آید.

و اگر گفته‌شود این زنان همگی معرف طبقه‌ مرفه و اشرافی جامعه هستند، نه همه زنان  جامعه، که در سریال آماج نقد قرارگرفته‌اند، می‌توانیم با استناد به شخصیت مینا، شخصیتی که گویا نماینده زنی از طبقه متوسط است، ادعا کنیم این نگاه بر تمام زنان سریال از هر طیفی سایه افکنده‌است.

زن طبقه متوسط در سریال دراکولا در سودای رسیدن به طبقه مرفه از هیچ کاری مضایقه نمی‌کند. کعبه آمال او کشور ترکیه است. تربیت فرزند در نگاهش به تحصیل در مدارس لاکچری و حضور پرستار کودک خلاصه می‌شود. او هر آنچه می‌آموزد ابزار فخرفروشی است. زنی که در چرخه معیوب چه کسی از دیگری زیباتر و ثروتمند‌تر است تلاش می‌کند تا شبیه دیگران شود و در یک کلام هویت حقیقی خود را پنهان می‌کند. او برای خود هویت جعل می‌کند تا در نگاه طبقه مرفه مقبول افتد.

خلق «دراکولا» از زن ایرانی توسط مهران مدیری!

اما این اولین باری نیست که زنان در رسانه اینگونه به مخاطب معرفی می‌شوند. آنچه مدت‌هاست در پلتفرم‌های مختلف از جمله تلویزیون، سینما، شبکه نمایش خانگی و حتی اینستاگرام شاهد هستیم نمایش زنانی بی‌اعتماد به‌نفس، دست‌وپاچلفتی، ابله، پول‌پرست، خرافی، بی‌توجه به رشد فردی، تجملاتی و مصرف‌گراست.

تصاویری که به مثابه یک برچسب روز‌به‌روز در رسانه‌ها و بر سر زبان‌ها می‌چرخند و همه زنان جامعه ما را اینچنین مورد خطاب قرار می‌دهند.

در این میان و با بازتاب بازخوردهای منفی نسبت به زنان برخی، کارگردان این اثر را ضد زن خوانده‌اند و معتقدند این نوعِ نگاه  به زنان، امضای مدیری در تمام آثار تلویزیونی و سینمایی اوست و او در طول فعالیت هنری‌اش  همواره زنان را منفعل، ابله و تاثیرپذیر نشان داده‌است. اما برخی نیز تحلیل‌های مثبتی نسبت به عرضه این دیدگاه توسط مدیری ارائه داده‌اند. آن‌ها عقیده دارند لبه تیز نقد مدیری به سمت مردان است نه زنان.

خلق «دراکولا» از زن ایرانی توسط مهران مدیری!

محمدحسین بادامچی در نگاهی جامعه‌شناسانه در رابطه با مسئله زنان در سریال دراکولا، معتقد است که مهران مدیری سعی دارد با نمایش اغراق‌آمیز این طیف از زنان جامعه، این وضعیت را حاصل مردسالاری در ایران بداند او می‌نویسد: «این سریال می‌کوشد به ما نشان دهد که مردسالاری فاسد ایرانی بویژه در ‌طبقات بالا چطور با استضعاف و استحمار فکری زنان آن‌ها را به سیاره‌ای دورافتاده، مبتذل، حقیر و پرت از واقعیت‌های جامعه تبعید کرده و تمام منابع آن‌ها از زیبایی و دارایی و عشق را به استثمار خود درآورده‌است.»

بادامچی معتقد است دراکولا بیش از آنکه نقد به زنان جامعه باشد نقدی تند و تیز نسبت به مردان است. اما با پذیرش این فرض این سوال پیش می‌آید که آیا هیچ زنی در نقطه مقابل این زنان در جامعه وجود ندارد؟

بادامچی در متنی که در این‌باره در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده‌است با رویکردی مدافعانه این امر را ناشی از ویژگی اغراق در ذات کمدی می‌داند و به این سوال اینگونه پاسخ می‌دهد: « در دراکولا هیچ اثری از مقاومت زنانه، از زن قدرتمندی که توانسته باشد در گوشه‌ای ولو کوچک از حیثیت خود در برابر این سیل تحقیر مردسالارانه که زنان را ملعبه خود کرده، دفاع کرده باشد به چشم نمی‌خورد. اینرا البته شاید بتوان به اغراق لازم در طنز مربوط دانست اما به گمان من چیزی فراتر هم می‌توان در آن یافت: مردسالاری سیستماتیک تنها زمانی که موتور اقتصادی استثمار عظیم ملی و بین‌المللی آن در خفا به خوبی کار می‌کند و با باج‌دهی و پول‌پاشی و تبلیغات همه‌چیز را مدیریت می‌کند، استضعاف اقتصادی و استحمار فرهنگی زن و سانسور اخبار و دیوارکشی میان هوو‌ها موفق است و تنها پس از ضعیف شدن موتور اقتصادی و نظم بین‌المللی مردسالار_پدرسالار است که از منتهای ضعف و فلاکت و تاریکی، امکان آگاهی و اراده، به هم پیوستن هووها و ظهور مقاومت زنانه ممکن می‌شود.»

خلق «دراکولا» از زن ایرانی توسط مهران مدیری!

با این وجود این سوال همچنان باقی می‌ماند که آیا این شیوه از تولید محتوا در راستای نقد چنین رفتارهایی قرار دارد یا در جهت خدمت به اندیشه‌ٔ مصرف‌گرایی و تثبیت این ویژگی‌ها در جامعه، عمل می‌کند؟

گزارش از لادن عظیمی


کد خبرنگار : 38