تاریخ : 1400,سه شنبه 09 آذر15:46
کد خبر : 415735 - سرویس خبری : زنان

«خبرنامه دانشجویان ایران» بررسی کرد؛

پرچمداران مهر و محبت، در حاشیه زندگی مدرن/ چرا در جامعه ما عاطفه یک ویژگی فرودست پنداشته می‌شود؟

سوال اینجاست که چرا همواره در جامعه ی ما مهر، محبت وعاطفه یک ویژگی فرودست در نظر گرفته شده و مورد تحقیر قرار گرفته است؟چرا همیشه طرز نگاه احساسی به تمامی مسائل سرزنش شده است؟ چرا همیشه مردانی که تحت تاثیر احساسات خود هستند باید مورد تحقیر قرار بگیرند و این صفت را نقطه ضعف خود بدانند؟ و اساسا چرا منطق و عقلانیت و حسابگری صرف باید بر جامعه ی ما حاکم باشد؟

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ دو گانه ی میان عقل و دل یکی از قدیمی ترین دوگانه هایی است که در تاریخ کشور ما تجلی داشته است و بر محور این دو گانه چه بسیار مکتب هایی که شکل گرفته است و هرکدام یک طرف این دوگانه را اصل قرار داده اند. این دوگانه انقدر ریشه دار و عمیق است که در تاریخ ادبیات کشورمان نیز جلوه داشته است. در غزلی مشهور از جناب مولانا در نکوهش تکیه صرف به استدلال میخوانیم:

پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی تمکین بود

 چه خوشمان بیاید و چه برایمان ناخوشایند باشد، این دوگانه در خلقت انسان قرار داده شده است و عقل و دل هرکدام به مثابه یک بال برای رشد ادمی در نظر گرفته شده اند که تا زمانی که هردوی این بالها به یک اندازه رشد نکنند انسان نمیتواند به پرواز برسد. اما آنچه که باید به ان توجه کنیم این است که از دیر باز احساسات و عاطفه را نقطه ضعف برای تمامی انسانها در نظر گرفته ایم؛ خصوصا برای زنان که در احساسات و عواطف بسیار قوی تر از مردان هستند.

ازدواج

آنچه مسلم است این است که روح عاطفه، علاقه و محبت در زنان بسیار قوی تر از مردان است و در نتیجه ی آن مثلا زنان در درک مناجات های عرفانی و به طول کلی سیر و سلوک های عرفانی بسیار موفق تر از مردان بوده اند؛ و این در حالی است که ما در عصر حاضر عاطفه را به حاشیه زندگی مان کشانده ایم... از گذشته، عاطفه، مهر و محبت منسوب به زنان بوده است و مردان به عقل، منطق و حسابگری شناخته شده اند.

جدای از پرداختن به اینکه چرا این صفات از قبل(پیشینی) برای زنان و مردان مشخص شده است، سوال اینجاست که چرا همواره در جامعه ی ما مهر، محبت وعاطفه یک ویژگی فرودست در نظر گرفته شده و مورد تحقیر قرار گرفته است؟چرا همیشه طرز نگاه احساسی به تمامی مسائل سرزنش شده است؟ چرا همیشه مردانی که تحت تاثیر احساسات خود هستند باید مورد تحقیر قرار بگیرند و این صفت را نقطه ضعف خود بدانند؟ و اساسا چرا منطق و عقلانیت و حسابگری صرف باید بر جامعه ی ما حاکم باشد؟

زنان جامعه ی ما به واسطه ی برخورداری از قوه ی مهر و محبت و عاطفه، در بسیاری از عرصه ها از جمله خانواده، اجتماع، سیاست و... به حاشیه کشانده شده اند و تحت تاثیر این برخورد ها، این صفت را برای خود عامل عقب بودن و «کمتر» بودن میدانند (البته میتوان موقعیت تاریخی فرودستی زنان را نیز در فرودست شدن صفت مهر و محبت در جامعه معاصر موثر دانست).

در برخورد های روزانه ما با اطرافیان مان همیشه افرادی که احساسی هستند در ذهن ما افراد با نقطه ضعف «احساسی بودن»  دانسته می‌شوند و پیش فرض اکثر ما این است که باید به دنبال منطقی کردن روحیات خود باشند. حتی وقتی خودمان نگاه احساسی پیدا می‌کنیم به دنبال سرزنش خود هستیم و میخواهیم هرچه زودتر این برچسب را از خود جدا کنیم.

اینها نمونه هایی از رابطه ی ما با مهر و محبت و عاطفه و به طور کلی رابطه ی ما با منشا انها یعنی «قلب» مان است. رابطه ای که کاملا یکطرفه با برتری دادن به عقلانیت و منطق و به حساب نیاوردن مهر و محبت در تمامی ابعاد زندگی مان برقرار شده است. شاید به نظر بیاید که این توجه زیاد به منطق و عقل و بی توجهی به مهر و محبت ریشه هایی دینی دارد و با تاکیداتی که در فرهنگ قرانی بر روی تعقل و تدبر شده است در مقابل به مهرو محبت و قلب ادمی توجهی نشده است. اما این درحالی است که در دعای جوشن کبیر میخوانیم خداوند کسی است که رحمت و مهر و محبت او بر حسابگری و قهر و غضبش پیشی دارد. و  خداوند در قران کریم، پیامبراکرم (صلی الله علیه و اله وسلم) را پیام اور رحمت، مهر و محبت خطاب قرار داده است نه پیام آور استدلال و منطق و عقلانیت!؛ و تاکیدات قران کریم بر توجه به مهر و محبت و دل، همانقدر زیاد است که بر عقل و منطق تاکید کرده است.

مهر

محبت، مهر و عاطفه، عنصر حاکم بر تمامی جهان است. یعنی خداوند تمامی رفتارهای خود را بر اساس مهر خود سامان میدهد و این یکی از مهمترین دلایل برای فهمیدن اهمیت توجه به مهر و محبت میان ما انسانهاست. اهمیت محبت و مهر و عاطفه به اندازه ای است که حضرت ابراهیم(علیه السلام) هنگام دعوت مردم به خدای یگانه به دنبال استدلال منطقی در باب وجود خداوند نیست بلکه محبت و دوست داشتنی بودن خداوند را مورد توجه مردم قرار میدهد.(سوره انعام ایه 76) بر این اساس مهر و محبت به قدری در زندگی ما انسانها مهم و تعیین کننده است که معیار خداشناسی نیز قرار میگیرد. و ما همین مهر و محبت و عاطفه را نقطه ضعف وجودمان میدانیم.

امروز جامعه ی ایران دارد به عقلانیت مدرنی آلوده میشود که هدف و ارزش هرچیزی را در منطق و عقلانیت حسابگرانه خلاصه میکند و با ایثار و فداکاری و محبت و عاطفه کاملا بیگانه است. انسان مدرن ارزش تمامی انسانها را بر اساس سود مادی که برایش دارند میشناسد و مهر و محبت کمترین نقشی در زندگی این انسان ندارد. در این سیرِ آلوده شدن به عقلانیت مدرن، زنان بیشترین آسیب را میبینند چرا که این پرچمداران مهر و محبت در هرجای دنیا کمترین ارزشی برای انسانهای منفعت جوی این جهان ندارند. ا

ما محبت و مهر واقعا چه جایگاهی در جهان دارد؟ رفتار ما با دیگران باید تماما بر اساس محبت باشد یا بر اساس منطق و حسابگری؟ انچه که باید به ان توجه کنیم ان است که منطق و حسابگری باید مورد توجه ما باشد و نمیتوان بدون توجه به انها و فقط با محبت و مهر و عاطفه زندگی کرد. همانطور که گفته شد عقل و دل دو بال برای انسان هستند که اگر یکی از انها کوچکتر باشد انسان نمیتواند به پرواز درآید و لازم است در راهی که انسان در این دنیا طی میکند ، هردو وجه قلب و عقل را رشد دهد و هرکدام را به تناسب موقعیت به درستی به کار گیرد.

گزارش از مریم لطفی


کد خبرنگار : 93