تاریخ : 1401,سه شنبه 28 تير03:31
کد خبر : 438540 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

بررسی سفر بایدن به خاورمیانه؛

آنچه از سفر بایدن به خاورمیانه می‌توان انتظار داشت/ همه چیز به ایران، برجام و قیمت نفت باز می‌گردد

سفر بایدن به منطقه که در ابتدا با دعوت نفتالی بنت، نخست وزیر سابق اسرائیل آغاز شد عمدتاً ناشی از بحران سیاسی داخلی ایالات متحده است که به قیمت نفت مرتبط است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» از روز  چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۱ «جوبایدن» رئیس جمهوری آمریکا نخستین تور خاورمیانه ای خود را  از زمان ورود به کاخ سفید از اسراییل شروع کرد و  ادامه سفرش به عربستان بود.

سفرهای روسای جمهور به خاورمیانه در اشکال و اندازه‌های مختلفی انجام شده است. سفر بایدن به منطقه که در ابتدا با دعوت نفتالی بنت، نخست وزیر سابق اسرائیل آغاز شد عمدتاً ناشی از بحران سیاسی داخلی ایالات متحده است که به قیمت نفت مرتبط است. بر اساس توافقی که در سال ۲۰۲۰ مذاکره شد، گروه کشورهای تولیدکننده نفت موسوم به اوپک پلاس که شامل روسیه و عربستان سعودی می‌شود، با کاهش تولید، کاهش قیمت‌های ناشی از همه‌گیری کووید-۱۹ را معکوس کردند.

با افزایش قیمت ها، تولیدکنندگان اوپک پلاس این روند کاهشی تولید را کندتر کردند. اما با وجود کند شدن میزان کاهش، افزایش تقاضا و جنگ اوکراین، عرضه را مختل کرد. قیمت‌های انرژی به شدت افزایش یافت و تورم را در ایالات متحده افزایش داده و موقعیت سیاسی داخلی بایدن را پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده تضعیف کرد و در نتیجه ملاقات با آن فرد مطرود فوریت پیدا کرد. بایدن بر خلاف اسلافش «باراک اوباما» و دونالد ترامپ» که سفر به خاورمیانه را در سال نخست ریاست جمهوری خود انجام دادند، در سال دوم ریاست جمهوری انجام می‌دهد و چه بسا ، اگر درگیری‌های نظامی در اوکراین رخ نمی‌داد و بحران انرژی اروپا و آمریکا را تهدید نمی‌کرد، این سفر انجام نمی‌شد. از این رو می توان چنین برداشت کرد که بر خلاف رئیسان جمهور قبلی، خاورمیانه در اولویت نخست بایدن قرار ندارد.

 سفر بایدن به منطقه که در ابتدا با دعوت نفتالی بنت، نخست وزیر سابق اسرائیل آغاز شد عمدتاً ناشی از بحران سیاسی داخلی ایالات متحده است که به قیمت نفت مرتبط است.

همانطور که خودش به کرات اشاره کرد؛ تمرکزش بیشتر بر غرب آسیا و تهدیدات اقتصادی چین در درجه اول و احیانا تهدیدات نظامی روسیه برای اروپا و ناتو در درجه بعد قرار دارد . روزنامه نیویورک تایمز نیز در گزارشی آورده است: بایدن تلاش می‌کند تا سرعت روزافزون برنامه هسته‌ای ایران را کاهش دهد، جریان نفت به جایگاه‌های سوخت آمریکا را تسریع بخشد و روابط با عربستان سعودی را تغییر دهد . نیویورک‌تایمز نوشت: «هر سه تلاش، مملو از خطرات سیاسی برای رئیس‌جمهوری است که منطقه را به خوبی می‌شناسد، اما برای اولین بار در شش سال گذشته است که با اهرم‌هایی بسیار کمتر از آنچه که برای شکل‌دهی به رویدادها نیاز دارد، به منطقه بازمی‌گردد.

حمایت از تلاویو
نقطه نظر مشترکی که بین آمریکا و اسرائیل مطرح است در مورد نحوه رویارویی با ایران، در بحبوحه تداوم درگیری‌های پشت پرده بر سر چگونگی مدیریت یک چرخش حیاتی در پرونده هسته‌ای ایران، می‌باشد . به‌طور رسمی، اسرائیل با احیای توافق هسته‌ای ایران مخالف است، اگرچه به نظر می‌رسد این یک موضوع بحث‌برانگیز باشد. جو بایدن در اولین سفر خود به غرب آسیا، دنبال نشان دادن حمایت از تل‌آویو است، اما انتظار کمی وجود دارد که سفر او به هرگونه تغییر اساسی در تنش‌های فزاینده بین اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها منتهی شود. کمیته‌های مقاومت مردمی در فلسطین طی بیانیه ای خواستار تشدید مقاومت و انتفاضه در دوره سفر بایدن به اراضی اشغالی شد. بر اساس گزارش «العهد»، در این بیانیه ضمن اعلام اینکه کسی از سفر بایدن به اراضی فلسطینی استقبال نمی‌کند، ملت فلسطین و رزمندگان آن به تشدید مقاومت و انتفاضه به‌ویژه در دوره سفر بایدن به اراضی اشغالی فراخوانده شده‌اند. حازم قاسم، سخنگوی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) نیز اعلام کرد، سفر رئیس‌جمهور امریکا به منطقه به ضرر مسئله فلسطین و در خدمت منافع اسرائیلی است.

افزایش حضور استراتژیک در منطقه
وقوع دو رویداد مهم نشان می دهد که آمریکا ضمن تایید اولویتش برای مقابله با چین، نه تنها به دنبال خروج از منطقه نیست بلکه حتی ممکن است در پی افزایش حضور استراتژیک خود در خاورمیانه باشد . دلیل اول جنگ روسیه علیه اوکراین است که اکنون به بحران انرژی و سوخت های فسیلی انجامیده؛ و دلیل دوم سرنوشت  مذاکرات برجام است که ماه ها بدون نتیجه مانده است. حالا، بایدن به خاورمیانه سفر کرده تا از ویژگی ژئوپلیتیک هم پیمانان عربش، برای پیشبرد منافع خود بهره ببرد.

کاخ سفید می‌گوید که جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، در سفر خاورمیانه ای اش، به‌دنبال توسعه نقش ایالات متحده در این منطقه است. یکی از موضوعات اصلی این سفر برپایی «سامانه دفاعی مشترک» کشورهای منطقه بیان شده است. همزمان با سفر جو بایدن به اسرائیل، این رژیم تلاش می‌کند با ارائه سامانه دفاعی جدید خود به رئیس‌جمهوری آمریکا ، نظر واشنگتن را برای کمک مالی بیشتر به بخش پدافندی اسرائیل جلب کند. اگر اجرای چنین طرح هایی امنیت جمهوری اسلامی ایران را به هر شکل به خطر بیندازد، قطعا با پاسخ قاطع اولیه به نزدیک ترین و در دسترس‌ترین اهداف روبه رو خواهد شد.

از سوی دیگر ، تاکید آمریکا بر روابط گرم با عربستان و در عین حال انتقاد از کشورهایی مانند ایران و چین به معنای دوگانگی و تضاد در سیاست خارجی آمریکاست و این موضوع چیزی نیست که بتوان آن را پنهان کرد. نقش لابی، پول و مناسبات سیاسی و اقتصادی  در روابط اعراب و آمریکا  حرف اول را می زند . رد پای این‌گونه لابی ‌ها در همه دوره‌های ریاست جمهوری آمریکا از جورج دبلیو بوش و پسرش و همچنین در دوران دولت ترامپ و خانواده اش و حتی حالا در دوره بایدن می‌توان دنبال و مشاهده کرد و این رویه همچنان ادامه دارد.

 سفر بایدن به منطقه که در ابتدا با دعوت نفتالی بنت، نخست وزیر سابق اسرائیل آغاز شد عمدتاً ناشی از بحران سیاسی داخلی ایالات متحده است که به قیمت نفت مرتبط است.

تعهد بایدن به پیوند ناگسستنی با اسرائیل
به طور قطع  یکی از اهداف بایدن از سفر به منطقه ، پیوند ناگسستنی ایالات متحده با اسرائیل و تعهد عمیق آن با امنیت اسرائیل خواهد بود . دولت تغییر  به رهبری بنت که به نظر می رسید بایدن روی آن شرط بندی کرده و با هدف حمایت ازآن، فشار بر مسئله شهرک ها یا هر چیز دیگری را به دلیل نگرانی از احتمال بازگشت بنیامین نتانیاهو، متوقف کرده بود، اکنون سقوط کرده است. یایر لاپید میانه رو اکنون نخست وزیر موقت است. انتخابات جدید در ۱ نوامبر برگزار خواهد شد و نتانیاهو به دنبال بازگشت به قدرت است.طبق تعریف، سفر ریاست جمهوری، لاپید را نخست وزیر جلوه می دهد، این همان چیزی است که او برای تقویت جایگاه خود علیه نتانیاهو، طولانی ترین نخست وزیر تاریخ اسرائیل، به آن نیاز دارد. راهبرد رژیم صهیونیستی از سال ۱۹۴۷ تا امروز بر این بود که برای خود مشروعیت‌سازی کند زیرا این رژیم از ابتدا به شکل نامشروعی به وجود آمد، اما اسرائیل به تدریج افکار عمومی را با خود همراه و موقعیت خود را در فلسطین اشغالی تثبیت کرد تا اینکه فلسطینیان بالاخره راضی به کنار آمدن با اسرائیل شدند اما بخش‌هایی که از نظر سازمان ملل اشغالی است یعنی غزه و کرانه باختری و بیت‌المقدس شرقی باز از نگاه اسرائیل اشغال نیست و به دنبال دست‌درازی به این مناطق است، همانطور که دیدیم اسرائیل کلیت قدس را به عنوان پایتخت اعلام کرد و شرق و غرب این منطقه را یکی دانست و در کرانه باختری شهرک‌سازی کرده و ارتباط این منطقه را با سایر مناطق فلسطین اشغالی قطع کرده است.

گزارش از حامد ملکی ولوکشی کارشناس ارشد روابط بین الملل