تاریخ : 1401,سه شنبه 12 مهر14:25
کد خبر : 445829 - سرویس خبری : یادداشت

مجتبی عرب؛

برای خواهرم، خواهرت، خواهرامون

دوم بپرسم از کدام ایران بعد این همه نقشه‌ای که برای تجزیه و نابودیش کشیده‌اند و این همه دشمن خون‌ریز و وحشی و طراح، بیرونش نشسته صحبت می‌کنی که فکر می‌کنی فردای این مدل اعتراض و اغتشاش، همه چیزهایی که شمردی به ایده‌آل‌ترین شکل درست خواهد شد؟

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از مجتبی عرب*/// خواهرم! پرسیدی دیگه واقعا از چی میشه دفاع کرد؟ و دردهایی از خواهر دیگرم برایم فرستادی که میگوید من دنبال بی حجاب شدن نیستم دنبال امیدم، دنبال تغییر این نابسامانی های وضع موجودم

خب اول بپرسم وقتی هنر اعتراض این انقلاب! برای بوسیدن و رقصیدن در خیابان شعر میگوید، کاریکاتور دنس در میدان آزادی کاریکاتورش است، با روسری درآوردن و رقصیدن در خیابان تجمع برگزار می‌کند و آمالش را هم دقیقا همان خانم هرزه ای که دیروز در تظاهرات حمایتی‌ برهنه شد ترسیم می‌کند. شما از کدام دنیای آینده و آینده این ادعاها برای خودت یک رؤیا نقاشی کردی که تصویر واضح همین امروزِ پوچی و هرزگی این به اصطلاح آزادی‌خواهی را نمی‌بینی؟

دوم بپرسم از کدام ایران بعد این همه نقشه‌ای که برای تجزیه و نابودیش کشیده‌اند و این همه دشمن خون‌ریز و وحشی و طراح، بیرونش نشسته صحبت می‌کنی که فکر می‌کنی فردای این مدل اعتراض و اغتشاش، همه چیزهایی که شمردی به ایده‌آل‌ترین شکل درست خواهد شد؟

سوم، اینبار بگم که مشکل اینه مقداری تاریخ خوانده باشیم و مقدار کمی با مبانی آشنا باشیم، میفهمیم اگر جمهوری اسلامی نبود و چیزی مثل آن حکومت همایونی پیشین یا جمهوری‌های دست‌نشانده بودند، همهٔ ما یا همون زباله گرد بودیم یا در کاباره‌ها بودیم و اصلا فکر نداشتیم که به آیندهٔ مملکتمون فکر کنیم.

اصلا خودروی ملی نداشتیم که به مرغوب سازیش فکر کنیم.

اصلا استقلال نداشت کشورمون که حالا به هزینه هاش فکر کنیم.

اصلا دین نداشتیم که حالا راجع به حال و روزش صحبت کنیم.

اصلا آزادی نداشتیم که حالا راجع به نحوه فحش دادن یا میزان انتقاد وارد به مسئولین تو فضای مجازی و با هتاکی وسط خیابان حرف بزنیم.

اصلا مردم کاره ای نبودند که حالا راجع به نحوه بهینه شدن صاحب مملکت بودن مردم، غیر از انتخابات و راهپیمایی و تشییع قاسم سلیمانی، حرف بزنیم.

قهرمان ملی ما را هم رضا پهلوی و مسیح علی‌نژادها میکردند نه قاسم سلیمانی و حسن باقری و چمران و برونسی و مصطفی صدرزاده ها، نه مرضیه دباغ‌ها و این مادران شهدا و این همه بانوی افتخارآفرین بعد از انقلاب خستگی‌های مسیر قله و از بالا به اون پایین ها نگاه کردن، گاهی باعث میشه غر بزنیم چقدر پایین‌یم و یادمون بره چقدر بالا اومدیم درسته با سختی و اذیت‌های زیاد و کلی مانع اما بالاخره اومدیم بالا

بله اینا همه مواهب جمهوری اسلامی همین مردم هست که ما یادمون رفته و آدمی که کفر نعمت کنه، فقط خدا بهش رحم کنه.

*فعال سابق دانشجویی