
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در آغوش درخت اولین تجربه کارگردانی سینمایی بابک خواجه پاشا به چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر راه یافت.
از شروع فیلم شما درگیر روزمرگی های یک خانواده چهارنفره ای هستید که در آستانه فروپاشی می باشد، مشکل مادر (مارال بنی آدم) به حدی زیاد است که مادر و پدر در صدد جدایی از یکدیگر و ایجاد فاصله بین فرزندان هستند.
نقطه ضعف داستان دقیقا همین فاصله می باشد که فیلم نامه هیچ مانوری در خصوص علت فوبیای مادر خانواده نمی دهد حتی ممکن است در سکانسی از فیلم احساس کنید دیالوگ هایی به عمد سانسور یا حذف شده اند.
اما متن و بطن فیلم نامه کاملا به خانواده و محیط زندگی اشاره دارد و این پررنگ بودن مفهوم خانواده را میتوان مرهون مشاوره های رضا میرکریمی دانست...

نکته دیگر این است که شما در اواسط قصه تازه با فیلم همراه خواهید شد و این یکی از نقصهای آن می باشد زیرا داستان اصلی به کندی شروع می شود و حوصله مخاطب کشش آن را ندارد.
درخصوص انتخاب بازیگران پدر (جواد قامتی) بازی نسبتا ضعیفی در مقابل مادر (مارال بنی آدم) را انجام می دهد، اما انتخاب فرزندان با درایت تمام انجام شده بود و قطعا سالها دستیار کارگردان بودن بابک خواجه پاشا در کنار مجید مجیدی این چنین انتخاب درستی را به همراه داشته است.
این بازی کودکان بود که به خوبی مفهوم فاصله و جدایی را القا میکرد، چرا که مادر با فوبیای ترس از فاصله سعی در ایجاد فاصله بین فرزندان خود را داشت، با این حال از خودگذشتی و فداکاری همان مادر باعث تغییر در روند پایان داستان می شود.
ناگفته نماند همراهی اقوام ترک و کورد، انتخاب لوکیشن ها و تا حدودی رعایت فرم در فیلم از نقاط مثبت فیلم می باشد.
در مجموع می شود گفت بخش یک سوم پایانی در آغوش درخت از قوت خوبی نسبت به کل فیلم برخوردار است و به سبب بازی خوب مارال بنی آدم در دو یا سه سکانس این فیلم ارزش این را دارد که یک بار آن را ببینید.
نویسنده: زهرا کریمی