
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ فوتبال جزء دسته فعالیتهایی است که علاوه بر هیجان و ایجاد انگیزه، جذابیتهای خاصی دارد؛ جذابیتی که نه تنها در جوانان و ورزشکاران ایجاد انگیزه میکند، بلکه سرمایهگذاران و افراد ثروتمند را نیز به خود جذب میکند. این ورزش، به عنوان یکی از پرطرفدارانترین ورزشها، همواره در کانون توجه سرمایهگذاران است و هر ساله سرمایهگذاریهای زیادی در این صنعت صورت میگیرد.
با توجه به شواهدی که در دنیا وجود دارد، فوتبال محبوب ترین و پرطرفدارترین ورزش در عرصه بین المللی است. بسیاری از کشورهای پنج قاره فوتبال را از نظر صنعتی، تجاری و اقتصادی در ردیف ورزش های ملی خود محسوب می کنند؛ به طور مثال هرچند که ورزش اول ژاپن بیسبال است؛ اما فوتبال از نظر اقتصادی جلوتر از این ورزش قرار دارد.
پولسازی با ورزش صنعتی
بررسیها و پیشبینیها نیز نشان میدهد اندازه صنعت ورزش از ۳۵۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ به ۵۰۱ میلیارد دلار در ۲۰۲۱ رسیده است و این نشاندهنده نرخ رشد سالانه ۳/ ۴۱ درصدی از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ است. علاوه بر این، انتظار میرود ارزش بازار ورزش تا سال ۲۰۲۶ به بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار آمریکا برسد.
با بزرگتر شدن بازار فوتبال، تاثیرات این صنعت چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم بر رشد و توسعه اقتصادی کشورها قابل توجه خواهد بود. از یک سو در زمینه رشد اقتصادی تاثیرات آن بر تولید ناخالص داخلی به وضوح قابل مشاهده است و از سوی دیگر این ورزش قابلیت تاثیرگذاری بر برخی شاخصهای توسعه نظیر توسعه انسانی (افزایش شادکامی، غرور ملی، امید به زندگی و ...) و حضور فعال زنان در عرصه اجتماعی (چه به صورت مشارکت فعال به عنوان مدیر، کارمند، بازیکن، مربی، داور و ... و چه به صورت مشارکت غیرفعال به عنوان هوادار، طرفدار و تماشاگر) را دارا است. همچنین میتواند در زمینه افزایش نرخ اشتغال، ارزآوری، جذب سرمایه، صادرات و واردات کالاهای ورزشی و توریسم ورزشی نقش پررنگتری را ایفا کند .
نمونه بارز توریسم ورزشی را در سیاستی که عربستان سعودی در پیش گرفته است شاهدیم. دولت سعودی در تلاش است با جذب بازیکنان مطرح دنیا سبب رونق گردشگری و جذب سرمایه به واسطه فوتبال شده تا از وابستگی نفتی خود بکاهد.
همچنین در چین، اندازه بازار فوتبال (در بخش بازاریابی) در سال ۲۰۲۰ حدود ۲۲ میلیارد یوآن تخمین زده شد و انتظار میرود که رشد بیشتری داشته باشد و در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۶۷ میلیارد یوآن برسد.
به عنوان نمونه فعالیتهای تیم فوتبال بارسلونا در فصل ۱۹-۲۰۱۸ حدود ۱۱۹۰ میلیون یورو ارزش افزوده مستقیم و غیرمستقیم برای شهر بارسلونا به همراه داشته است. این رقم ۴۶/ ۱ درصد از تولید ناخالص داخلی شهر را به خود اختصاص داده که بخش قابل توجهی از این ارزش اقتصادی از طریق گردشگرانی بوده است که باشگاه به شهر جذب کرد. همچنین این باشگاه در زمینه اشتغال، حدود ۱۹۵۰۰ شغل در شهر بارسلونا در طول فصل ۲۰۱۸-۱۹ایجاد کرده است که سهمی معادل ۶۵/ ۲ درصد از اشتغال شهر را شامل میشد. در نهایت به ازای هر شغل ایجاد شده توسط باشگاه، ۱۲ شغل برای شهر ایجاد شده بود.
۲۰ باشگاه پردرآمد فوتبال جهان در فصل ۲۰۲۱-۲۲ به شرح زیر است:

پول پاشی در فوتبال اروپا
تیم های بزرگ اروپایی همیشه در طی پنجاه سال اخیر برای قهرمانی نیاز به خرج های پرسروصدا داشته اند. بسیاری از پرافتخارترین تیم های اروپا حتی در زمان افت نیز تنها با خرید بازیکنان بزرگ بازیکنان تیم های دیگر توانسته اند در لا به لای تاریخ محو نشوند و دوباره به جمع بزرگان برگردند. این قاعده حتی مختص به فوتبال انگلیس نیست بلکه در دهه های پیشین در فوتبال ایتالیا و اسپانیا نیز به خوبی دیده می شود.
در این خصوص نشریه «مارکا» اسپانیا به معرفی ولخرج ترین باشگاه های فوتبال دنیا از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳پرداخته است. پس از بررسی ها در نهایت باشگاه چلسی با یک میلیارد و ۴۹۱ میلیون یورو ولخرج ترین باشگاه فوتبال معرفی شد

بارسلونا با هزینه یک میلیارد و ۱۵۴ میلیون یورو در رده دوم ایستاد. یوونتوس با هزینه یک میلیارد و ۶۹ میلیون یورو در رده سوم پرهزینه ترین باشگاه های دنیا ایستاد.
نکته جالب باشگاه رئال مادرید در چند سال گذشته است که با بهترین مدیریت و هزینه ۶۷۱ میلیون یورو در رده یازدهم قرار گرفت.
پول پاشی به سبک لیگ برتر
در ایران اما سهم اقتصاد ورزش از اقتصاد کشور کمتر از ۵/ ۰ درصد است که با میانگین جهانی فاصلهای بسیار دارد و به تبع آن سهم صنعت فوتبال نیز قابل توجه نخواهد بود. برای باقی ماندن در رقابتهای پیشرو چه در سطح ملی و چه در سطح باشگاهی به این تغییرات نیاز دارد.
کشور ما متأسفانه هرچند که از نظر کیفیت بازی نسبت به لیگ های آسیایی کیفیت خوبی داشته است؛ اما از نظر عملکرد مالی زیاد خوب نبوده است .
اختلاف نظر و چانه زنی برای تعیین سطح دستمزد یا مبلغ قرارداد ورزشکاران همیشه از موضوعات بحث برانگیز بوده و طی سال های اخیر و با جهت گیری به سمت حرفه ای شدن ورزشکاران، بروز و ظهور بیشتری نسبت به سال های قبل یافته، به خصوص که به تازگی تعیین دستمزد ورزشکاران با نظارت و تصمیم دولت صورت می گیرد. در ایران بی شک فوتبالیست ها با قردادهای میلیاردی در صدر این اعتراضات جای می گیرند.
اخیرا پاداش های مربوط به بازیکنان فوتبال و برگزاری جشن های مرتبط مورد نقد مردم و حتی برخی بازیکنان دیگر رشته های ورزشی نیز قرار گرفته است.
ترویج تجمل گرایی در میان بازیکنان فوتبال در حالی صورت می گیرد که با توجه به اوضاع اقتصادی کشور، انتقادات فراوانی نسبت به این موضوع وجود دارد.
در حالی این هزینه های هنگفت برای خرید بازیکنان در فوتبال پرداخت می شود که مجموعه و لیگ فوتبال کشوردارای نقاط ضعف بسیاری ناشی ازکمبود بودجه ومشکلات مالی است و برخی از باشگاه ها در شرایطی میلیاردها تومان برای خرید بازیکن هزینه می کنند که حتی ورزشگاه اختصاصی برای بازی های خانگی خود ندارند!
خصوصی سازی فوبیای فوتبال ایران/ اهرم کمکی فوتبال در دنیا
متأسفانه ما باشگاههای خود را با باشگاههای جهان مقایسه میکنیم و باید یادآور شد که در هیچ کشوری به اندازه کشورمان باشگاه دولتی در آن وجود ندارد و در باشگاههای مختلف جهان این باشگاههای خصوصی هستند که حرف اول را میزنند.
مادامی که فوتبال ایران با رانت های دولتی اداره شود این ارقام و دستمزد های نجومی، روز به روز بیشتر میشوند و از منتقدان این روند نامطلوب نیز کاری برنمیآید. خصوصی سازی باشگاهها امری اجتناب ناپذیر است که می تواند سطح بهره وری را در مقیاس کلان وهمچنین در مقیاس بنگاه ها و موسسات و صنایع به شکل قابل توجه افزایش دهد. روش های خصوصی سازی باید بتواند مالکیت و مدیریت را در کمترین زمان و با حداکثر بازدهی منتقل کند. از طرفی انتقال مالکیت و مدیریت به بخش خصوصی، لازمه اش این است که برای سرمایه گذار بخش خصوصی منافع مادی و بازده اقتصادی تعریف شود. در واقع هزینه تولید و ارایه خدمات ورزشی باید به سرمایه گذار برگردد. خصوصی سازی علاوه بر حل مشکلات بخش دولتی، می تواند کمک بزرگی به افزایش مشارکت گسترده مردم، افزایش رقابت، سودآوری باشگاه ها و رونق اقتصادی صنعت فوتبال کند.
استفاده از تجربه سایر کشورها در سطح خرد و کلان صنعت ورزش و استفاده از ابزارهای متنوع سهامی کردن و خصوصی کردن صنایع مرتبط با ورزش می تواند به عنوان یک اهرم اساسی در توسعه پایدار ورزش کشور ایران در نظر گرفته شود.
در گذشته بسیاری از باشگاههای اروپایی توسط مالکان ثروتمند و یا سیاستمداران اداره میشد؛ اما، طی چند دهه اخیر ساختار باشگاه داری در اروپا به شدت تغییر کرده است و اداره باشگاهها به شرکتها و موسسات با مسوولیت محدود سپرده شده است.

از اوایل دهه ۹۰ میلادی باشگاهها به دلیل افزایش هزینههای مختلف که بخش عمده آن شامل دستمزد بازیکنان بود، نیاز شدیدی به منابع مالی جدید پیدا کردند که کارشناسان خبره اقتصادی بهترین راه حل را پیوستن آنها به بازار بورس معرفی کردند.
برای مثال در انگلستان باشگاه تاتنهام نخستین باشگاهی بود که با عرضه سهام خود در سال ۱۹۸۳بیش از ۳/۳ میلیون پوند درآمد بدست آورد، منچستر یونایتد نیز در سال ۱۹۹۱ وارد بورس لندن شد و بین سال های ۱۹۹۵تا ۱۹۹۷ شانزده باشگاه دیگر نیز به بورس راه یافتند.
در حال حاضر ۲۰ باشگاه مطرح انگلستان در بورس لندن قرار داشته و هزاران نفر طرفدار فوتبال سهام دار این باشگاهها بوده و از طریق داد وستد سهام خود علاوه بر کسب سود به باشگاههای خود نیز کمک مالی فراوانی میکنند.به طوری که دولت انگلستان در سال ۲۰۰۶ ، مبلغ (۶۰۱) میلیون پوند از باشگاه های حرفه ای مالیات دریافت کرد.
در ایتالیا نیز تمامی باشگاهها به دلایل اقتصادی و تبلیغاتی خصوصی هستند. در روسیه پس از فروپاشی نظام اقتصادی سوسیالیستی دولت و روی آوردن به نظام اقتصاد آزاد باشگاههای ورزشی که دولتی اداره میشدندبه سرمایه داران واگذار شدند و به بهبود نسبی رسیدند.
همچنین دولت هم میتواند به جای اینکه کل هزینه باشگاه را بپردازد، این پولها را به عنوان وام در اختیار آنها قرار دهد تا ساختار باشگاهی ایجاد کند، همان طور که ترکیه در دوران تورگوت اوزال وامهای کلان با بازپرداخت بلندمدت به تیمها داد تا آنها ساختار باشگاهی برای خود به وجود بیاورند و کم کم درآمدزا شده و برای بازپرداخت وامها اقدام نمایند و نتیجه این امر طوری شد که امروزه باشگاههای فوتبال در این کشور داراییهای بسیار زیادی داشته و علاوه بر تامین نیازهای خود به دولت ترکیه نیز مالیات میپردازند.
اهمیت و سهم فوتبال ایران در اقتصاد
درشماری از کشورها به دلیل عملکرد حرفه ای و مطلوب، صنعت فوتبال به یک عامل ایجاد تحرک در اقتصاد ملی تبدیل شده که سهم به سزایی در اشتغال و تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص داده است.
اغلب باشگاه های مطرح کشورهای صاحب نام در فوتبال، درآمد زیادی از این محل به دست می آورند، به عنوان مثال برزیل در سال ۲۰۰۷ مبلغی بیش از۲۰ میلیارد دلار از این محل به دست آورد که حدود یک سوم درآمد نفت کشورمان در همان سال بود.
در جام جهانی سال ۲۰۰۶ مبلغ۴۸.۱ میلیارد یورو فقط از ناحیه صنعت فوتبال به GDP(تولید ناخالص داخلی) آلمان اضافه شد.
در فوتبال اسپانیا نیز ارزش وجودی صنعت فوتبال این کشور در سال ۲۰۰۲، ۶۴.۴ میلیارد یورو بوده که تقریباً ۰.۹ درصد از GDP اسپانیا در ۲۰۰۲ را به خود اختصاص داده است، وتا کنون ۴۷ هزار شغل از صنعت فوتبال در این کشور بوجود آمده است.
با وجود این تفاوت ها، مقایسه میزان دستمزد های بازیکنان داخلی و خارجی که همیشه از توجیهات مسوولان در برابر فشار این انتقادات بوده است کاملا اشتباه است چرا که ورزشکاران آنها در ازای دستمزدهای چند ملیون دلاری بازدهی قابل توجه برای اقتصاد کشورشان دارند و علاوه بر تامین هزینههای خود مبلغ قابل توجهی را نیز به عنوان مالیات به دولت میپردازند. به طور مثال ورزش در آمریکا نوعی ماشین اقتصادی است که سالانه میلیونها دلار درآمد برای اقتصاد این کشور به همراه دارد. اما در ایران کمتر از یک درصد از تولید ناخالص ملی از طریق اقتصاد ورزش تأمین می شود!
بزرگتر شدن بازار فوتبال میتواند تاثیرات متفاوتی را بر بازار سایر رشتههای ورزشی به همراه داشته باشد. باتوجه به سهم پایین اقتصاد ورزش ایران از اقتصاد کشور، بزرگتر شدن بازار فوتبال ایران از یکسو میتواند به افزایش مشارکتکنندگان ورزشی (مشارکتکنندگان فعال و غیرفعال ورزشی)، افزایش سهم ورزش از اقتصاد کشور، افزایش اشتغال، جذب سرمایه، توسعه بازار کالا و خدمات ورزشی (بهطور اختصاصی بازار صنعت فوتبال) منجر شود که برآیند این تاثیرات مثبت و سازنده است؛ زیرا با توسعه اقتصاد ورزش، عواید مادی و غیرمادی آن به تمامی اجزای تشکیلدهنده اقتصاد ورزش کشور خواهد رسید.
گزارش از معصومه احمدی