تاریخ : 1348,پنجشنبه 11 دي07:00
کد خبر : 5169 - سرویس خبری : آخرین اخبار صفحه اول

اکبر گنجی (اصغر فنجی) بداند

اظهارات سخیف و تاسف‌بار اکبر گنجی و اسائه‌ادب این مدعی‌اطلاح‌طلبی به قطب دایره امکان حضرت بقیه‌الله‌الاعظم(روحی و ارواح العالمین له الفدا)، یکی از نویسندگان انقلابی را بر آن داشته تا پاسخی به یاوه‌گویی‌های این جیره‌خور دشمنان نظام بدهد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل از فارس، اینجانب نسبت به جنابعالی که یک روز عالیجناب سرخپوش می‌سازی و یک روز دیکتاتور سبز پوش، نگارنده‌ای گمنام بیش نیستم و البته بر این گمنامی می‌بالم وقتی که می‌بینم شهرت با امثال تو چه می‌کند و یا تو باشهرت چه می‌کنی!

حبیب دهکردی در یادداشت خود خطاب به گنجی که در حال حاضر به شغل دوره‌گردی در برخی کشورهای آمریکایی و اروپایی مشغول است و برای تامین مخارج زندگی فلاکت‌بار خود هر از گاهی سخنانی را به زبان آورد که اربابان غربی اش از او می‌خواهند، آورده‌است: اینجانب نسبت به جنابعالی که یک روز عالیجناب سرخپوش می‌سازی و یک روز دیکتاتور سبز پوش نگارنده‌ای گمنام بیش نیستم و البته بر این گمنامی می‌بالم وقتی که می‌بینم شهرت با امثال تو چه می‌کند و یا تو باشهرت چه می‌کنی!

بارها می اندیشیدم که به عنوان کوچکترین سرباز امام زمان (عج) از نظررتبه و مرتبه چه خدمتی می‌توانم در دولت کریمه‌ی ایشان انجام دهم و به چه کار می‌آیم؟ وقتی که خزعبلات نامربوط و لجن پراکنی‌های تو را شنیدم که نسبت به ساحت مقدس حجه بن الحسن (روحی و ارواح العالمین له الفدا) جسارت و اسائه ادب نموده‌ای با تمام وجود احساس کردم که در این برهه کاری هست که تنها از من بر می‌آید و آن پاسخگویی به شخص پست و حقیری چون توست که حیف است هر کس دیگری (از خیل ارادتمندان یوسف زهرا که تمامی افضل از این حقیرند) جوابگوی تو گردد، وقتی اراجیف و اباطیل تو را شنیدم ناخودآگاه به یاد پدربزرگ فرهنگی‌ات یزیدبن معاویه افتادم که در حال زدن چوب خیزران بر لب و دندان راس پرخون اباعبدالله الحسین (ع) و در حال مستی می‌سرود (لعبت هاشم بالملک و لاخبر جاء و لا وحی نزل) و برای تو مناسب‌تر از نوادگی آن ناپاک نسبتی نیافتم و از همان لحظه برای خود و خانواده‌ام تا زمان مرگ نکبت‌بار تو اعلام عزا نموده‌ام!

ای کاش تو لعین سر فرزند ارشد مرا که نامش مهدی است بریده بودی و به ساحت مهدی زهرا (ع) جسارت نمی‌کردی؛ این را با رضایت کامل خودم و اشتیاق خودش (پسرم) و موافقت مادرش (همسرم) و در محضر خدا می‌گویم؛ زیرا ما عمری است که با این باورهای متقن و اعتقادات راسخ زندگی کرده‌ایم، بر عکس امثال شما که روزگاری با تظاهر به این اعتقادات مقدس کاسبی می‌کردید و ما که کمترین ارادتمندان وجود شریف بقیةالله الاعظم (عج) هستیم از محضر مبارک آقا الطاف و عنایاتی دیده‌ایم که تو کور دل، نه توان دید آن را داری و نه توان فهم آن را، زیرا شکم خود را از حرام پر کرده‌ای (کاسبی با اعتقادات) و چه رود بر سر آن نهاد مظلومی که تو چشم و چراغش بوده‌ای!‌برای امثال تو باید از کدام منبع حجت آورد وقتی اسلافتان وجود نازنین نوه پیامبر (ص) حسین بن علی (ع) را به چشم می‌دیدند و انکار می‌کردند؟ برای تو و امثال تو که خمیر مایه‌تان در حرام سرشته است و نفهمیدنتان بیش از ندانستنتان است، از وحی باید گفت یا حدیث نبوی؟ اگر چه مسیری که شما در پیش گرفته‌اید بعد از جسارت به ساحت ولی‌فقیه و اصل ولایت‌فقیه و امام راحل (ره) و عاشورای حسینی و اینک هم امام زمان (عج) احتمالا العیاذ بالله نوبت پیامبر و بعد هم نوبت خود خداست!!!

برای تو و امثال تو در سرزمین پاکان عاشق و پاکباختگان صادق (ایران عزیز اسلامی) که شمیم دلکش و ولادت ائمه اطهار (ع) دل‌انگیزترین جاذبه آن است جائی نیست و نخواهد بود و تو نیز با همه نفهمیدن‌هایت این مطلب را خوب فهمیده‌ای که باید نخست از دسترس غیور مردان و شیرزنان ایرانی فرار می‌کردی و آنگاه از راه دور لب به لیچار می‌گشودی و الا بعید می‌دانم که حتی تکه بزرگت می‌توانست گوشت باشد.

و به ضرس قاطع می‌گویم به چنان خواری و فلاکتی خواهی مرد که اصغر فنجی عبرت عالمیان گردد:

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری