
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل از فارس، اینجانب نسبت به جنابعالی که یک روز عالیجناب سرخپوش میسازی و یک روز دیکتاتور سبز پوش، نگارندهای گمنام بیش نیستم و البته بر این گمنامی میبالم وقتی که میبینم شهرت با امثال تو چه میکند و یا تو باشهرت چه میکنی!
حبیب دهکردی در یادداشت خود خطاب به گنجی که در حال حاضر به شغل دورهگردی در برخی کشورهای آمریکایی و اروپایی مشغول است و برای تامین مخارج زندگی فلاکتبار خود هر از گاهی سخنانی را به زبان آورد که اربابان غربی اش از او میخواهند، آوردهاست: اینجانب نسبت به جنابعالی که یک روز عالیجناب سرخپوش میسازی و یک روز دیکتاتور سبز پوش نگارندهای گمنام بیش نیستم و البته بر این گمنامی میبالم وقتی که میبینم شهرت با امثال تو چه میکند و یا تو باشهرت چه میکنی!
بارها می اندیشیدم که به عنوان کوچکترین سرباز امام زمان (عج) از نظررتبه و مرتبه چه خدمتی میتوانم در دولت کریمهی ایشان انجام دهم و به چه کار میآیم؟ وقتی که خزعبلات نامربوط و لجن پراکنیهای تو را شنیدم که نسبت به ساحت مقدس حجه بن الحسن (روحی و ارواح العالمین له الفدا) جسارت و اسائه ادب نمودهای با تمام وجود احساس کردم که در این برهه کاری هست که تنها از من بر میآید و آن پاسخگویی به شخص پست و حقیری چون توست که حیف است هر کس دیگری (از خیل ارادتمندان یوسف زهرا که تمامی افضل از این حقیرند) جوابگوی تو گردد، وقتی اراجیف و اباطیل تو را شنیدم ناخودآگاه به یاد پدربزرگ فرهنگیات یزیدبن معاویه افتادم که در حال زدن چوب خیزران بر لب و دندان راس پرخون اباعبدالله الحسین (ع) و در حال مستی میسرود (لعبت هاشم بالملک و لاخبر جاء و لا وحی نزل) و برای تو مناسبتر از نوادگی آن ناپاک نسبتی نیافتم و از همان لحظه برای خود و خانوادهام تا زمان مرگ نکبتبار تو اعلام عزا نمودهام!
ای کاش تو لعین سر فرزند ارشد مرا که نامش مهدی است بریده بودی و به ساحت مهدی زهرا (ع) جسارت نمیکردی؛ این را با رضایت کامل خودم و اشتیاق خودش (پسرم) و موافقت مادرش (همسرم) و در محضر خدا میگویم؛ زیرا ما عمری است که با این باورهای متقن و اعتقادات راسخ زندگی کردهایم، بر عکس امثال شما که روزگاری با تظاهر به این اعتقادات مقدس کاسبی میکردید و ما که کمترین ارادتمندان وجود شریف بقیةالله الاعظم (عج) هستیم از محضر مبارک آقا الطاف و عنایاتی دیدهایم که تو کور دل، نه توان دید آن را داری و نه توان فهم آن را، زیرا شکم خود را از حرام پر کردهای (کاسبی با اعتقادات) و چه رود بر سر آن نهاد مظلومی که تو چشم و چراغش بودهای!برای امثال تو باید از کدام منبع حجت آورد وقتی اسلافتان وجود نازنین نوه پیامبر (ص) حسین بن علی (ع) را به چشم میدیدند و انکار میکردند؟ برای تو و امثال تو که خمیر مایهتان در حرام سرشته است و نفهمیدنتان بیش از ندانستنتان است، از وحی باید گفت یا حدیث نبوی؟ اگر چه مسیری که شما در پیش گرفتهاید بعد از جسارت به ساحت ولیفقیه و اصل ولایتفقیه و امام راحل (ره) و عاشورای حسینی و اینک هم امام زمان (عج) احتمالا العیاذ بالله نوبت پیامبر و بعد هم نوبت خود خداست!!!
برای تو و امثال تو در سرزمین پاکان عاشق و پاکباختگان صادق (ایران عزیز اسلامی) که شمیم دلکش و ولادت ائمه اطهار (ع) دلانگیزترین جاذبه آن است جائی نیست و نخواهد بود و تو نیز با همه نفهمیدنهایت این مطلب را خوب فهمیدهای که باید نخست از دسترس غیور مردان و شیرزنان ایرانی فرار میکردی و آنگاه از راه دور لب به لیچار میگشودی و الا بعید میدانم که حتی تکه بزرگت میتوانست گوشت باشد.
و به ضرس قاطع میگویم به چنان خواری و فلاکتی خواهی مرد که اصغر فنجی عبرت عالمیان گردد:
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری