
به گزارش سرویس اقتصادی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محمدطاهر رحیمی، کارشناس مسائل اقتصادی، در سخنانی مبسوط به تحلیل اهمیت غنیسازی اورانیوم و دلایل تبدیل شدن آن به خط قرمز ملی ایران پرداخت. وی با اشاره به اصرار طرف مقابل بر توقف کامل غنیسازی و برچیدن تاسیسات هستهای ایران، گفت: «چرا غنیسازی اورانیوم برای ما و طرف مقابل به نقطه آغاز مذاکرات تبدیل شده است؟ چرا ما اصرار داریم که غنیسازی باید در خاک ایران انجام شود، اما طرف مقابل میگوید غنیسازی ایران باید به صفر درصد برسد؟ چرا ما میگوییم تاسیسات نطنز، فوردو و اصفهان باید حفظ شود، اما آنها میخواهند این تاسیسات کاملاً برچیده شود؟»
رحیمی با اشاره به مواضع صریح مقامات آمریکایی، از جمله «ویتکاف»، مذاکرهکننده آمریکایی، و دونالد ترامپ، گفت: «طرف مقابل بهصراحت گفته است که تمام تاسیسات غنیسازی ایران، از جمله نطنز، فوردو و اصفهان، باید کاملاً برچیده شود. ترامپ حتی در مصاحبهای گفت که ایران باید سانتریفیوژها و تاسیساتش را بار کانتینر کند و تحویل آمریکا دهد؛ چیزی که او آن را "انهدام مسالمتآمیز" نامید.»
وی افزود: «ما بارها تأکید کردهایم که غنیسازی اورانیوم خط قرمز است و باید در خاک ایران انجام شود. تشکیل کنسرسیوم یا پیشنهادهایی مانند غنیسازی خارج از ایران، حتی از سوی آمریکا پذیرفته نخواهد شد. اساساً این موضوع قابل مذاکره نیست.»
غنیسازی اورانیوم؛ چرا اینقدر مهم است؟
رحیمی با تشریح سطوح مختلف غنیسازی اورانیوم و کاربردهای آن، گفت: «غنیسازی در سطوح ۳ تا ۵ درصد برای تولید برق هستهای ضروری است. بدون آن، اساساً امکان استفاده از انرژی هستهای برای تولید برق وجود ندارد. سطح ۲۰ درصد نیز برای کاربردهای پیشرفته در پزشکی، کشاورزی و فناوریهای نوین حیاتی است. دستیابی به غنیسازی ۲۰ درصد، سختترین مرحله در این فرآیند است و ایران با تلاش جوانان و دانشمندان خود به این فناوری دست یافته است.»
وی با مقایسه وضعیت ایران با کشورهای دیگر، گفت: «فرانسه بیش از ۷۰ درصد برق خود را از انرژی هستهای تأمین میکند، بلژیک ۵۰ درصد و آمریکا حدود ۳۰ درصد. اما همین آمریکا که هزاران کلاهک هستهای دارد، به ایران میگوید حتی غنیسازی ۳ درصد هم نباید داشته باشد. این دوگانگی استانداردها نشاندهنده زیادهخواهی آنهاست.»
هدف آمریکا: لیبیسازی ایران
رحیمی هشدار داد که حتی اگر ایران غنیسازی را متوقف کند، آمریکا به فشارهای خود ادامه خواهد داد. وی به اظهارات ویتکاف اشاره کرد که گفته بود حتی با توقف غنیسازی، موضوعات دیگری مانند توان موشکی، نفوذ منطقهای و حتی مسائل فرهنگی و اقتصادی ایران نیز باید مورد مذاکره قرار گیرد.
وی گفت: «هدف نهایی آمریکا، لیبیسازی ایران است. آنها میخواهند با گرفتن غنیسازی به عنوان اولین گام، بهتدریج تمام منابع قدرت ایران را سلب کنند. اگر ایران در این زمینه کوتاه بیاید، مانند لیبی وارد چرخه فروپاشی سیاسی و جنگ داخلی خواهد شد. قذافی تمام تاسیسات هستهای خود را تحویل داد، اما آمریکا به تعهداتش عمل نکرد و لیبی نابود شد.»
رحیمی تأکید کرد: «غنیسازی اورانیوم نهتنها یک حق مسلم، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ استقلال و امنیت ملی ایران است. اگر این حق را واگذار کنیم، درِ جهنم لیبی به روی ما باز خواهد شد. همانطور که رهبری تأکید کردهاند، این خط قرمز باید با قاطعیت حفظ شود.»
انهدام کامل تأسیسات غنیسازی ایران
رحیمی گفت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نیز در مصاحبهای ویدیویی پیش از سفر خود به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان، امارات و قطر، بهصراحت در پاسخ به پرسشی درباره اهداف واشنگتن در مذاکرات گفت که ایالات متحده خواهان انهدام کامل تأسیسات غنیسازی ایران است، نه صرفاً نظارت بیشتر یا ارائه تضمین برای عدم تولید سلاح هستهای. ترامپ این اقدام را «انهدام مسالمتآمیز» خواند و افزود: ایران باید تمام سانتریفیوژها و زیرساختهای مربوط به غنیسازی اورانیوم را جمعآوری کرده، در کانتینر قرار دهد و تحویل ایالات متحده آمریکا دهد. این موضع رسمی آمریکاست.
کارشناس مسائل اقتصادی افزود: در طرف مقابل، ایران بارها تأکید کرده که غنیسازی اورانیوم یک حق مسلم است که باید در خاک کشور انجام شود و امکان واگذاری آن به کنسرسیومهای بینالمللی یا انجام آن در خارج از ایران از اساس بیمعناست. جمهوری اسلامی ایران تصریح کرده که حتی پذیرش طرحهایی نظیر تحویل اورانیوم غنیشده به کشورهای دیگر نیز پذیرفتنی نیست، چرا که مسئله غنیسازی نهتنها موضوع مذاکره نیست، بلکه در جایگاه یک مطالبه راهبردی و غیرقابل عدول قرار دارد.
مدعیان بدون اطلاعات فنی و تخصصی کافی
وی گفت: با این حال، برخی افراد در فضای مجازی، بهویژه برخی بلاگرهای داخلی، بدون داشتن اطلاعات فنی و تخصصی کافی، مدعی شدهاند که ایران نیازی به غنیسازی ندارد و ذخایر اورانیوم کشور برای این کار کفایت نمیکند. این در حالی است که اگر چنین ادعایی درست باشد، پرسش اینجاست که چرا طرف مقابل تا این اندازه بر توقف کامل غنیسازی در ایران اصرار میورزد؟ اگر غنیسازی فاقد ارزش و کارکرد اقتصادی، صنعتی یا امنیتی بود، چگونه میتوان اصرار فراوان طرف غربی را توجیه کرد؟

رحیمی افزود: برای درک بهتر اهمیت غنیسازی اورانیوم، لازم است در ابتدا با چیستی و کاربردهای آن آشنا شویم. غنیسازی فرآیندی شیمیایی است که طی آن درصد ایزوتوپ اورانیوم-۲۳۵ در اورانیوم طبیعی افزایش مییابد. این فرآیند میتواند در سطوح مختلفی انجام شود که هر سطح، کاربرد متفاوتی دارد:
غنیسازی در سطح ۳ تا ۵ درصد (یا ۳.۶۷ درصد): این سطح از غنیسازی برای استفاده در نیروگاههای برق هستهای ضروری است. امروزه بخش قابلتوجهی از برق کشورهای توسعهیافته از جمله فرانسه، بلژیک، سوئد و آمریکا از طریق نیروگاههای هستهای تأمین میشود.
غنیسازی در سطح ۲۰ درصد: این سطح در صنایع پیشرفته همچون پزشکی هستهای، کشاورزی هستهای، و فناوریهای نوین کاربرد دارد. دستیابی به غنیسازی ۲۰ درصد، از پیچیدهترین مراحل فنی در فرآیند غنیسازی است و کشوری که به این سطح برسد، میتواند با سهولت بیشتر سطوح بالاتر مانند ۶۰ یا ۹۰ درصد را نیز تولید کند.
غنیسازی ۶۰ درصد و بالاتر: این سطح از غنیسازی در صنایع نظامی و تولید سوخت زیردریاییها و برخی سامانههای راهبردی به کار میرود. کشورهای غربی که مخالف غنیسازی ایران هستند، خود این سطوح از غنیسازی را دارا هستند.
نماد غیرت ملی و استقلال علمی کشور
این کارشناس اقتصادی گفت: جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان داخلی، موفق به دستیابی به فناوری بومی غنیسازی ۲۰ درصد شده است. این موفقیت حاصل تلاش شبانهروزی متخصصان داخلی و هزینههایی از جمله شهادت دانشمندان هستهای بوده و بههمیندلیل، این فناوری جایگاهی فراتر از یک تکنولوژی معمولی یافته و به نماد غیرت ملی و استقلال علمی کشور تبدیل شده است.
وی ادامه دئاد: نکته حائز اهمیت آن است که برخی کشورهایی که خواهان توقف غنیسازی ایران هستند، خود دارای هزاران کلاهک هستهای هستند. برای نمونه:
* ایالات متحده آمریکا حدود ۴۰۰۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد؛
* فرانسه حدود ۳۰۰ کلاهک؛
* بریتانیا حدود ۲۰۰ کلاهک؛
* هند حدود ۱۶۰ کلاهک؛
* رژیم صهیونیستی بنا بر برخی گزارشها بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد.
رحیمی تاکید کرد: این کشورها در عین داشتن تسلیحات هستهای، جمهوری اسلامی ایران را حتی از دستیابی به غنیسازی ۳ تا ۵ درصدی برای تولید برق منع میکنند. این مسئله گویای رویکرد دوگانه، زیادهخواهانه و ناعادلانه قدرتهای جهانی در قبال کشورهای مستقل است. بهعنوان مثال، در حالی که فرانسه بیش از ۷۰ درصد برق خود را از طریق انرژی هستهای تأمین میکند و بلژیک حدود ۵۰ درصد، سوئد و آمریکا حدود یکسوم از برق خود را از این مسیر به دست میآورند، ایران از انجام حداقلیترین سطح غنیسازی نیز منع میشود.
تضمینی وجود ندارد!
محمدطاهر رحیمی، کارشناس مسائل اقتصادی گفت: نکته مهم دیگر آن است که حتی در صورت تحقق خواستههای غرب، یعنی برچیدن کامل تأسیسات غنیسازی و تحویل آنها به غرب ـ مشابه آنچه در لیبی رخ داد ـ باز هم تضمینی برای رفع تحریمها از سوی آمریکا وجود ندارد. خود مقامات آمریکایی از جمله آقای ویتکاف در مصاحبههای اخیر بهصراحت بیان کردهاند که لغو تحریمها لزوماً منوط به تخریب برنامه هستهای ایران نیست.
رحیمی در پایان تاکید کرد: بر این اساس، غنیسازی اورانیوم نهتنها ابزاری برای تولید برق، توسعه علمی، فناوری پزشکی، کشاورزی و امنیت ملی است، بلکه بهعنوان نمادی از استقلال علمی، حق حاکمیت و حیثیت راهبردی ملت ایران شناخته میشود. از این روست که مقامات ایرانی از جمله مقام معظم رهبری، آقایان عراقچی، عارف و دیگر مسئولان بارها تأکید کردهاند که این موضوع قابل مذاکره نیست و جمهوری اسلامی ایران از این حق مسلم خود عقبنشینی نخواهد کرد.
گزارش از شکوفه راشدی