تاریخ : 1404,چهارشنبه 18 تير14:34
کد خبر : 538888 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

نامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز به اساتید امضاکنندگان بیانیه‌ی «وقت تغییر پارادایم»؛

آیا امروز، وقت تغییر پارادایم شما نیست؟!

مذاکره با طرف سلطه‌طلب، نه‌تنها تضمین‌آور نیست، بلکه بستری برای فشار بیشتر است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز به بیانیه‌ی «وقت تغییر پارادایم» واکنش نشان داد و نامه‌ای را منتشر کرد که در ادامه آن را می‌خوانید:

بسمه تعالی

اساتید گرامی:
دکتر حسنعلی سینایی، دکتر عبدالرضا نواح، دکتر حسن فرازمند، دکتر عبدالمجید آهنگری، دکتر سید مرتضی افقه، دکتر جهان میر پیش‌بین و دکتر سید عزیز آرمن

سلام علیکم
بیانیه‌ی صادرشده پیرامون جنگ ۱۲روزه و تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی کشور، با امضای برخی اساتید محترم از جمله جنابعالی، با وجود برخی نکات قابل تأمل، واجد ملاحظاتی جدی است که لازم به تذکر است.

در صدر بیانیه، توصیه به فعال‌سازی مجدد دیپلماسی با آمریکا و اروپا مطرح شده، آن‌هم در شرایطی که تجاوز به زیرساخت‌های ایران هنوز در حافظه جمعی تازه است.
این پیشنهاد در تعارض آشکار با تجربه‌ی زیسته‌ی مردم ایران و تحلیل صریح رهبر انقلاب قرار دارد؛ تجربه‌ای که از مذاکرات سعدآباد در 1383 تا توافق برجام در 1394 و خروج یک‌طرفه آمریکا در 1397، بارها نشان داده که مذاکره با طرف سلطه‌طلب، نه‌تنها تضمین‌آور نیست، بلکه بستری برای فشار بیشتر است.

رهبر انقلاب فرمودند: «ما به تجربه فهمیدیم که نمی‌شود به آمریکا اعتماد کرد. مذاکره در سایه تهدید، سم است.»

همچنین، یادآوری تجربه‌ی سوریه، جایی که آزادی برخی اخلال‌گران نظم عمومی و عقب‌نشینی دولت در برابر مطالبه‌گری هدایت‌شده، به شعله‌ور شدن جنگ داخلی منجر شد، زنگ هشداری جدی است.
در فضای پرمخاطره‌ امروز ایران، تأکید بر آزادی برخی افراد محصور یا محکوم به دلایل امنیتی، بدون شفاف‌سازی نقش آنان در فتنه‌های گذشته، نه گره‌گشاست و نه تأمین‌کننده انسجام ملی.

در بخشی دیگر، از رسانه ملی انتقاد شده است. واقعیت آن است که در عصر جنگ شناختی، صدا و سیما با تمام کاستی‌هایش، تنها سنگر رسمی روایت ملی در برابر سیل تخریب، تحریف و تحقیر رسانه‌های دشمن بوده است.
مطالبه‌ی تحول رسانه‌ای، به‌حق است؛ اما این تحول، نه با حذف مرجعیت رسانه‌ای داخلی، بلکه با ارتقای آن از درون ممکن می‌شود

در همین زمینه، بیانیه از «صاحبان اندیشه» سخن گفته که به دلیل محدودیت‌های رسانه‌ای، امکان بروز نظر ندارند. اما اکثریتی از این چهره‌ها نه‌تنها در بزنگاه‌های ملی، پشتوانه مردم نبودند، بلکه در موقعیت‌های حساس، با تحلیل‌های نادرست، هزینه‌ساز نیز شده‌اند.

سرمایه اجتماعی، نه با حضور در رسانه‌های بیگانه و شبکه‌های محفلی، بلکه با اتصال به متن مردم و حضور در میدان‌های واقعی شکل می‌گیرد.

در حوزه اقتصاد نیز، بحران سرمایه اجتماعی، ریشه در تسلط گفتمان اقتصاد نئولیبرال و ترجمه‌ای دارد که طی سال‌های گذشته با شعار رشد و مقررات‌زدایی، به تضعیف عدالت و نابرابری اجتماعی دامن زده است.

رهبر انقلاب با صراحت بارها تکرار کرده‌اند: «عدالت برتر از رشد است؛ رشد بدون عدالت، ضد مردم است.»

امروز آن‌چه مورد نیاز کشور است، بازگشت به روحیه‌ی انقلابی، مردم‌گرایی، عدالت‌محوری، و استحکام درونی در برابر فشار خارجی است.
ما دانشجویان، بر این باوریم که صراحت در مواجهه با اشتباهات گذشته، شرط پیشرفت آینده است و مسئولیت دانشگاه، ایستادن در جبهه‌ی روایتِ مؤمنانه و ملی است؛ نه روایت خنثی، و زیستی غرب‌زده.

آقایان استاد، در پایان این متن، پرسش ما این است:

آیا امروز، وقت تغییر پارادایم شما نیست؟!

ما فراموش نمی‌کنیم دولتی که از دل همفکری‌های شما برآمد، چگونه با استناد به جمله‌ای چون «فردا، دنیای گفتمان است نه موشک»، در عمل، سپاه و توان دفاعی کشور را تضعیف می‌کرد.
مسئله اینجاست که کدام دنیا را می‌گفتند؟

دنیایی که امروز در آن، تنها نظام لیبرال دموکراسیِ خاورمیانه ـ یعنی رژیم صهیونیستی‌ای که برخی از شما به‌گونه‌ای غیرمستقیم آن را الگویی قابل تعامل می‌دانید -دستانش به خون هزاران کودک آغشته است.
دنیایی که در آن، قدرت‌های غربی هر روز به زرادخانه‌های هسته‌ای و تسلیحات خود می‌افزایند، اما از دیگران می‌خواهند دست از قدرت دفاعی خود بردارند.

برای ما جای تعجب است که چگونه برخی اساتید دانشگاهی، این واقعیت‌های آشکار را نادیده می‌گیرند؟!
 و امنیت حقیقی، که هم در موشک و سپاه معنا دارد و هم در روایت و صدا و سیما، را وانهاده‌اند و دل به توهمات دیپلماتیک بسته‌اند؛
توهماتی که ناکارآمدی‌شان از نیویورک و شورای امنیت شروع شد و تا تجربه‌ خلع‌سلاح اوکراین و برجام در ایران ادامه یافت.

نمی‌خواهیم در قضاوت شتاب کنیم، اما هر چه می‌اندیشیم، دلیل این ساده‌انگاری‌ها را جز فاصله‌ی عمیق با واقعیات منطقه و بی‌اعتمادی به مردم خود نمی‌یابیم.
شاید شما با ابزارهای ذهنی و تئوریک متفاوتی جهان را تحلیل می‌کنید؛ شاید از جایی ایستاده‌اید که ما، با تجربه‌ زیستی‌مان در خاورمیانه، نمی‌توانیم آن را ببینیم.

اگر چنین است، بی‌تکلف و شفاف، برای ما دانشجویان شرح دهید که چگونه می‌توان این گزاره‌های غیرواقع‌گرا را پذیرفت، امضا کرد، و با صدای بلند خواند...
 بی‌آن‌که لحظه‌ای در درستی آن تردید کنیم.

وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

انجمن اسلامی دانشگاه شهید چمران اهواز

تیر ماه 1404