تاریخ : 1404,چهارشنبه 15 مرداد00:21
کد خبر : 541590 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

درس‌هایی از مشروطه؛

از عدالت‌خواهی تا استبداد رضاخانی

شورای نگهبان مطمئن‌ترین دستگاه و ارگانی است که انقلاب به نظام کشور بخشیده است. ما برای این‌که به طور کلی از سلامت نظام مطمئن باشیم، مهمترین و رساترین و فعالترین و مؤثرترین مجموعه‌ی ما همین شورای نگهبان است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به مناسبت سالگرد صدور فرمان مشروطیت، قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در ادامه آورده می‌شود.

مشروطه از دل استبداد قاجاری و با شعار عدالت‌خواهی و دین‌طلبی برخاست. پیشوایان این نهضت بزرگ، علمای بزرگی چون آخوند خراسانی، شیخ فضل‌الله نوری، سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی بودند و پشتوانه آن، حوزه علمیه نجف بود. مردم خواهان عدالت بودند، اما با نفوذ روشنفکران وابسته به انگلیس، مسیر نهضت تغییر کرد.

مشروطیت به جای ارائه یک فرمول ایرانی و اسلامی برای عدالت، به الگوی انگلیسی مشروطه تن داد. نتیجه این انحراف، حذف تدریجی رهبران دینی و شهادت شیخ فضل‌الله نوری، ترور سید عبدالله بهبهانی و انزوای سید محمد طباطبایی بود؛ و نهایتاً نهضتی که با شعار دین آغاز شده بود، به سلطنت استبدادی رضاخان انجامید.

اگر انقلاب اسلامی نیز مانند مشروطه بدون رهبری دینی بود، همان سرنوشت را پیدا می‌کرد. بقای جمهوری اسلامی و حرکت مستقیم آن، مرهون رهبری دینی و پیوند مردم با ارزش‌های ایمانی است. دشمنان داخلی و خارجی، برای ضربه زدن به انقلاب، تلاش می‌کنند این پشتوانه معنوی را تضعیف کنند؛ همان‌گونه که در مشروطه، با حذف علمای طراز اول، زمینه سقوط نهضت فراهم شد.

مشروطیت اگر علاوه بر داشتن رهبری دینی منسجم، یک رکن دیگر نیز دارا بود شکست نمی‌خورد. انقلاب اسلامی به وسیله این مهم، از خیلی طوفان‌ها و تهدیدها جان سالم به سر برده و تاکنون سالم مانده است. شورای نگهبان مطمئن‌ترین دستگاه و ارگانی است که انقلاب به نظام کشور بخشیده است. ما برای این‌که به طور کلی از سلامت نظام مطمئن باشیم، مهمترین و رساترین و فعالترین و مؤثرترین مجموعه‌ی ما همین شورای نگهبان است. در قانون اساسی ما، شورای نگهبان حتی نقشی مهمتر از طراز اولی که در صدر مشروطیت گذاشته شد، دارد. اولا طراز اول، به مسائل قانون اساسی و امثال اینها کاری نداشت؛ فقط به مسأله‌ی شرع کار داشت؛ ثانیا این کسانی که امروز در شورای نگهبان هستند، با مسائل کشور و مسائل انقلاب و مشکلاتی که بر سر راه انقلاب هست، واقفترند، تا آن کسانی که در آن روز میخواستند در نقش طراز اول کار کنند. البته دیدیم که در آن روز دشمنان اسلام و دشمنان آزادی ایران نتوانستند طراز اول را تحمل کنند و چه زود آنها را از صحنه خارج کردند؛ اول وجودشان را، بعد خود اعیانشان را بیاثر کردند و این ارگان را بکلی حذف کردند! بدون طراز اول، دهها سال مشروطیت ادامه پیدا کرد و شد آنچه شد: مشروطه به استبدادی از طراز استبدادهای درجه‌ی اول تبدیل شد؛ یعنی از استبداد ناصرالدین شاهی بالاتر! هیچ کس نمیتواند بگوید که استبداد رضاخان از استبداد ناصرالدین شاه کمتر است؛ بلکه بلاشک بیشتر از آن است. ناصرالدین شاه در قضیه‌ی تنباکو وقتی که حرکت مردم را دید، عقب نشست؛ اما رضاخان در سال 1314 هنگامی که حرکت مردم و علما را دید، حرکت مردم را سرکوب کرد و علما را دستگیر نمود و واقعه‌ی مسجد گوهرشاد را پیش آورد! به اعتقاد ما، همه‌ی اینها ناشی از عدم حضور طراز اول در آن‌جاست؛ والا اگر علمای پیش‌بینی شده‌ی در متمم قانون اساسی - که همان طراز اول باشند - حضور می‌داشتند و می‌توانستند نقش خودشان را ایفا کنند، ما امروز از آنچه که هستیم، خیلی جلوتر بودیم. خوشبختانه حضور امام(رضوان‌الله‌تعالی علیه) در انقلاب، با آن قاطعیت و آن بصیرت و آن حزم و آن حکمتی که در ایشان بود، اجازه نداد که دشمنان بخواهند نسبت به شورای نگهبان همان کاری را بکنند که با طراز اول کردند.

همچنین، در دوره‌ی مشروطه، رهبران و مردم نمی‌دانستند کمین بیگانگان با آمادگیهای قبلی چقدر خطرناک است؛ لذا حصارهای خودشان را برچیدند و مهیای قبول حمله‌ی دشمن شدند؛ دشمن هم آمد و هر کار خواست، در این کشور کرد. این دفعه در انقلاب اسلامی، با استفاده‌ی از تجربه‌ی مشروطیت، هم ملت ما، هم رهبران روحانی ما و هم روشنفکران صادق ما فهمیدند که باید حصار معنوی - یعنی حصار ایمان، ارزشهای انقلابی و حصار بیداری - را در مقابل توطئه‌های دشمن محکم نگه دارند.

گزارش از محمد صادق عباسی