تاریخ : 1404,سه شنبه 28 مرداد11:20
کد خبر : 542571 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

گزارش خبرنامه دانشجویان ایران پیرامون آینده مبهم جنگ اوکراین؛

صلح آمریکایی یا پیروزی روسی؟

دیدار دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین در آلاسکا، نه‌تنها صحنه‌ای نمادین از بازگشت دیپلماسی میان واشنگتن و مسکو بود، بلکه می‌تواند آغازگر تغییرات جدی در سرنوشت جنگ اوکراین و آینده نظم امنیتی اروپا باشد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ روز جمعه‌ای که گذشت، شهر دورافتاده انکوریج در ایالت آلاسکا شاهد رخدادی بود که می‌تواند مسیر آینده جنگ اوکراین و حتی معماری امنیتی اروپا را تغییر دهد؛ دیدار رودرروی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین. انتخاب آلاسکا برای چنین نشستی نه‌تنها به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، بلکه به دلیل بار تاریخی‌اش قابل توجه است. این سرزمین در قرن نوزدهم بخشی از امپراتوری روسیه بود و در سال ۱۸۶۷ طی قراردادی بحث‌برانگیز به ایالات متحده فروخته شد؛ قراردادی که در آن زمان به «حماقت سوارد» مشهور شد. حالا و پس از گذشت بیش از یک قرن، آلاسکا بار دیگر به صحنه گفت‌وگو میان رهبران دو کشور تبدیل شده است؛ صحنه‌ای که به‌نوعی یادآور پیوندهای تاریخی، رقابت‌های ژئوپولیتیک و منازعات حل‌نشده میان واشنگتن و مسکو است.

این دیدار اما فقط یک نماد تاریخی نبود. انتخاب چنین مکانی پیامی روشن داشت: ایالات متحده و روسیه در عین رقابت و دشمنی، هنوز به‌طور مستقیم به گفت‌وگو نیاز دارند. آلاسکا به لحاظ جغرافیایی نزدیک‌ترین نقطه آمریکا به روسیه است و به همین دلیل از نظر نمادین، جایی بینابینی برای برگزاری چنین مذاکره‌ای به حساب می‌آید؛ نه در پایتخت‌های دو کشور، بلکه در خاکی که گذشته‌ای مشترک و آینده‌ای پرمناقشه را در خود دارد.

تغییر رویکرد آمریکا

سیاست واشنگتن در سال‌های اخیر با فراز و نشیب همراه بوده است. دولت بایدن از همان آغاز تهاجم روسیه در فوریه ۲۰۲۲ راهبردی مشخص داشت: حمایت همه‌جانبه از اوکراین، تجهیز ارتش این کشور به سلاح‌های پیشرفته، اعمال تحریم‌های گسترده علیه مسکو و تلاش برای ایجاد اجماع کامل در میان متحدان غربی. این استراتژی در کوتاه‌مدت توانست جلوی سقوط فوری کی‌یف را بگیرد و ارتش اوکراین را سرپا نگه دارد، اما در بلندمدت مشکلات آشکاری پیدا کرد.

تحریم‌ها نه‌تنها اقتصاد روسیه را فلج نکردند، بلکه مسکو توانست با تکیه بر صادرات انرژی به آسیا و همکاری با کشورهایی مانند چین و هند، بخش بزرگی از فشارها را خنثی کند. از سوی دیگر، کمک‌های نظامی غرب اگرچه به اوکراین امکان داد تا در برخی جبهه‌ها مقاومت کند، اما برای تغییر موازنه جنگ کافی نبود. در نتیجه، جنگ به یک رویارویی فرسایشی تبدیل شد که هزینه‌های سنگینی بر دوش اروپا و آمریکا گذاشت.

در این شرایط، بازگشت ترامپ به قدرت تغییر جدی در معادله ایجاد کرد. او بارها جنگ اوکراین را «جنگ احمقانه بایدن» نامیده و وعده داده بود در صورت انتخاب، ظرف ۲۴ ساعت به آن پایان خواهد داد. هرچند این وعده در ابتدا بیشتر شبیه یک شعار انتخاباتی بود، اما دیدار آلاسکا نشان داد که او جدی‌تر از آن است که تصور می‌شد. نکته کلیدی تغییر موضع او بود: دیگر سخن از «آتش‌بس فوری» در میان نبود، بلکه ترامپ تمرکز را بر دستیابی به توافق صلح گذاشت؛ توافقی که الزاماً به معنای پایان کامل جنگ به سود اوکراین نیست، بلکه بیشتر در راستای خواسته‌های روسیه تعبیر می‌شود.

شروط کرملین و واکنش‌ها

ولادیمیر پوتین در این نشست شروطی را روی میز گذاشت که بازتابی از مواضع دیرینه مسکو بود: الحاق کامل دونباس به خاک روسیه، تثبیت خطوط کنونی نبرد در مناطق خرسون و زاپوریژیا، خلع سلاح نسبی اوکراین و انصراف این کشور از پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا. از نگاه کرملین، این شروط نه‌تنها تضمین‌کننده پیروزی سیاسی روسیه است بلکه مانع تکرار آنچه پوتین «تهدید گسترش ناتو به شرق» می‌نامد، خواهد شد.

ترامپ که به‌وضوح تمایل داشت خود را «میانجی قدرتمند» نشان دهد، این دیدار سه‌ساعته را «ده از ده» توصیف کرد و گفت پیشرفت‌های چشمگیری حاصل شده است. او حتی پا را فراتر گذاشت و به زلنسکی توصیه کرد که با پذیرش توافق صلح، مسیر بازسازی کشورش را باز کند و قول داد که آمریکا در آن صورت تضمین‌های امنیتی ویژه‌ای ارائه خواهد داد. این موضع بلافاصله در رسانه‌های روسی بازتاب گسترده یافت و به‌عنوان پیروزی دیپلماتیک پوتین مطرح شد؛ چرا که روسیه توانسته بود در خاک آمریکا، خود را طرف اصلی مذاکره معرفی کند.

اما اوکراین واکنشی کاملاً متفاوت نشان داد. زلنسکی با اشاره به قانون اساسی کشورش تأکید کرد که واگذاری سرزمین غیرقانونی است و تجربه حملات اخیر نشان داده روسیه در پی صلح واقعی نیست. او در واقع بیم آن داشت که پذیرش چنین توافقی، اوکراین را به کشوری نیمه‌اشغالی و بی‌ثبات تبدیل کند. در اروپا نیز واکنش‌ها دوگانه بود: برخی رهبران مانند امانوئل مکرون این تلاش را مثبت خواندند، اما کشورهای بالتیک و نوردیک هشدار دادند که «هیچ توافقی درباره اوکراین نباید بدون حضور اوکراین صورت گیرد».

نشست دوم در کاخ سفید

۱۸ آگوست ۲۰۲۵ کاخ سفید به صحنه دیدار دوم ترامپ و زلنسکی تبدیل شد؛ دیداری که این بار با حضور رهبران اروپایی و دبیرکل ناتو برگزار شد. این ترکیب نشان‌دهنده تمایل اروپا برای ایفای نقش پررنگ‌تر در روند صلح و جلوگیری از فشار یک‌جانبه ترامپ بر کی‌یف بود. در این نشست، علاوه بر دیدار خصوصی ترامپ و زلنسکی در دفتر بیضی، جلسه‌ای مشترک با حضور مکرون، استارمر، مرتس، استاب، فون‌درلاین، ملونی و استولتنبرگ در سالن شرقی برگزار شد؛ جلسه‌ای که عملاً به نوعی «کنفرانس کوچک صلح» شباهت داشت.

ترامپ پیش از این نشست در شبکه اجتماعی‌اش نوشته بود که صلح سریعاً دست‌یافتنی است اگر اوکراین از کریمه دست بکشد و از پیوستن به ناتو صرف نظر کند. این موضع خشم زلنسکی را برانگیخت. او در سخنانی تند اعلام کرد: «اوکراین برای استقلال و تمامیت ارضی خود می‌جنگد و هیچ بخشی از خاکش را واگذار نخواهد کرد.» به موازات این کشمکش سیاسی، ارتش روسیه حملات هوایی سنگینی علیه شهرهای اوکراین انجام داد؛ حملاتی که ده‌ها پهپاد و موشک را شامل می‌شد و اگرچه بخش زیادی از آنها سرنگون شد، اما خسارات انسانی و زیرساختی برجا گذاشت. از دید مقامات اوکراینی، این حملات بخشی از تاکتیک فشار بر میز مذاکره بود.

چشم‌انداز مبهم صلح

از منظر تحلیلی، دستاوردهای پوتین از دیدار آلاسکا و پس از آن کاملاً مشهود بود. او توانست از انزوای نسبی خارج شود و در جایگاهی ظاهر شود که با رئیس‌جمهور آمریکا به‌عنوان یک طرف برابر مذاکره می‌کند. علاوه بر این، تغییر رویکرد ترامپ از آتش‌بس به توافق صلح، فرصتی تازه برای کرملین فراهم کرد تا بدون توقف عملیات نظامی، جنگ فرسایشی را ادامه دهد و زمان بیشتری برای تضعیف اوکراین به دست آورد.

با این حال، آینده همچنان مبهم است. کشورهای غربی اکنون میان سه سناریو گرفتار شده‌اند: نخست، دستیابی به توافقی موقت و شکننده که شاید جنگ را متوقف کند اما روسیه را برای حمله‌ای دیگر آماده سازد؛ دوم، اعمال فشار حداکثری از طریق تحریم‌های تازه و کمک‌های نظامی بیشتر، که پرهزینه و پرخطر خواهد بود؛ و سوم، پذیرش ادامه جنگ فرسایشی با همه پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن. ترامپ آشکارا گزینه دوم را رد می‌کند و بیش از همه به سناریوی نخست علاقه دارد.

این تحولات پیامدهایی فراتر از مرزهای اوکراین خواهد داشت. اگر شروط روسیه پذیرفته شود، به معنای مشروعیت‌بخشی به تغییر مرزها با زور خواهد بود؛ الگویی خطرناک برای آینده نظام بین‌الملل. همچنین کنار گذاشتن اوکراین از روند مذاکرات یادآور دورانی است که قدرت‌های بزرگ سرنوشت کشورهای کوچک را بدون مشارکت آنان رقم می‌زدند. چنین وضعیتی می‌تواند به تضعیف اعتماد به نهادهایی چون ناتو و اتحادیه اروپا بینجامد و زمینه‌ساز افزایش نفوذ قدرت‌هایی مانند چین در عرصه جهانی شود.

در نهایت پرسش اصلی پابرجاست: آیا توافق احتمالی که ترامپ به دنبال آن است، می‌تواند به صلحی پایدار و تضمین‌کننده استقلال اوکراین منجر شود یا صرفاً پیمانی موقت خواهد بود که دیر یا زود در شعله‌های جنگی تازه فرو می‌رود؟ تجربه توافق‌های پیشین، از جمله مینسک، نشان داده‌اند که مصالحه‌های نیم‌بند بیشتر به آتش‌بس‌های شکننده می‌انجامند تا صلحی واقعی. بنابراین، آینده این بحران نه تنها به اراده ترامپ و پوتین، بلکه به مقاومت اوکراین، انسجام اروپا و نحوه ورود دیگر قدرت‌های جهانی بستگی دارد.

گزارش از امیر صفره