
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ استراتژی تبلیغاتی رژیم صهیونیستی، با تمامی اصول و هنجارهای رایج در جهان تفاوت بنیادین دارد. این رژیم، که بیش از هشت دهه است در سایه هولوکاست جنگ جهانی دوم خود را به عنوان نماد مظلومیت معرفی میکند، در عمل بزرگترین جنایتکار معاصر شناخته میشود. آنچه پس از توفان الاقصی و سلسله وقایع غزه رخ داده، تنها بخش کوچکی از تاریخچه طولانی جنایات صهیونیستی است؛ جنایاتی که همزمان با مظلومنمایی سیستماتیک و بهرهبرداری تبلیغاتی از هولوکاست، ادامه یافتهاند.
رژیم صهیونیستی به وضوح نشان داده است که افکار عمومی جهان برایش اهمیتی ذاتی ندارد. در عین حال، زیستن در جهانی با هنجارها و قوانین متفاوت، این جماعت را وادار کرده است تا زبان و شیوهای رسمی برای حضور و توجیه رفتارهای خود در سطح بینالملل پیدا کنند. این تضاد بنیادین، اساس تمامی پروتکلها و تاکتیکهای رسانهای و تبلیغاتی صهیونیستها را شکل میدهد.
یکی از ویژگیهای قابل تأمل، نحوه برخورد صهیونیستها با جنایات خود در فلسطین است. قتل کودکان، خبرنگاران و امدادگران، محاصره غذایی و حملات به بیمارستانها با وجود ثبت رسمی و مستند شدن توسط دوربینها و رسانههای بینالمللی، توسط اسرائیل به دروغ و فریب متهم میشود و هر گونه اذعان به آن، برچسب یهودستیزی میخورد. در مقابل، ادعای هولوکاست جنگ جهانی دوم و کشته شدن شش میلیون یهودی، مطلق و غیرقابل تردید معرفی میشود، حتی اگر شواهد تاریخی در مورد اعداد قربانیان محل مناقشه باشد. این تضاد آشکار، نشاندهنده یک استراتژی حسابشده برای حفظ هسته سخت هواداران صهیونیسم و مدیریت تصویر بینالمللی است.
بیگانگان در سرزمین خود: جامعه صهیونیستی
نظام فکری و عملی صهیونیستها، محصول صدها سال زندگی در جوامع فروبسته و نفوذناپذیر است. هنجارها و باورهای آنان به طور بنیادین با سایر جوامع جهان متفاوت است. در جامعهای طبیعی، حتی در بدترین شرایط، آدمهای خوشقلب و آزاده میتوانند علیه بیعدالتی سخن بگویند؛ اما اسرائیل، به عنوان یک جامعه دستچین شده و غیرطبیعی، شهروندی را نمیپذیرد مگر اینکه فرد انتخاب کند که اسرائیلی باشد و به تبع آن تجاوزگری و خشونت را بپذیرد. این هویت انتخابی، باعث میشود که شرم یا وجدان عمومی، کارکردی برای پاسخگویی به جنایات نداشته باشد و در عوض، رژیم به دنبال شیوههایی برای عبور از موقعیتهای رسمی باشد.
پالیوود و گزاوود؛ ابزار فرافکنی رسانهای
ریچارد لندز، مورخ صهیونیست آمریکایی، شیوهای نظاممند برای مدیریت تصویر بینالمللی جنایات اسرائیل ارائه کرده است. این روش، با اصطلاحاتی مانند «پالیوود» یا «گزاوود» شناخته میشود؛ روشی برای برچسب زدن به هرگونه مستندات و فیلمهای خشونت علیه فلسطینیها به عنوان «صحنهسازی» و «داستانسرایی». قتل محمد الدره در سال ۲۰۰۰، نمونه بارزی از این پروتکل است. حتی زمانی که تصاویر به وضوح نشاندهنده کشته شدن یک کودک توسط نظامیان اسرائیلی بود، واکنش رسمی رژیم، انکار و فرافکنی تحت عنوان دروغین بودن آن و متهم کردن فلسطینیها به جعل صحنه بود.
این تاکتیک، نه تنها هدفش فریب افکار عمومی جهان نیست، بلکه ابزاری برای فرار از پاسخگویی مستقیم و قانونی است. اسرائیل به خوبی میداند که نمیتواند جنایات خود را انکار کند، اما با ایجاد یک «وقاحت قانونی»، از مواجهه با پرسشهای مستقیم خبرنگاران و نهادهای بینالمللی شانه خالی میکند. پالیوود و گزاوود، در واقع یک پروتکل تبلیغاتی و رسانهای رسمی هستند که امکان ادامه خشونت و تجاوزگری در سرزمینهای اشغالی را فراهم میآورند.
تحلیل استراتژی تبلیغاتی و رسانهای رژیم صهیونیستی نشان میدهد که این رژیم نه تنها به قوانین بینالمللی و هنجارهای انسانی بیاعتناست، بلکه برای حفظ منافع خود و جلوگیری از پاسخگویی، پروتکلهای پیچیدهای در عرصه رسانه و تبلیغات تدوین کرده است. این جامعه غیرطبیعی، با استفاده از فرافکنی و مظلومنمایی، توانسته است تا حدی تصویر خود را در جهان مدیریت کند، اما همزمان نفرت جهانی از جنایات صهیونیستی، به سرعت در حال گسترش است و افکار عمومی دنیا روز به روز بیشتر با واقعیتهای تلخ اشغالگری اسرائیل آشنا میشوند.
گزارش از امیر صفره