
به گزارش خبرنگار تشکلهای دانشجویی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ دفاتر جامعه اسلامی دانشجویان همدان به صورت مشترک بیانیهای را در واکنش به گزافه گوییهای جبهه اصلاحات منتشر نموده که در ادامه متن کامل آن را میخوانید.
بسم الله الرحمن الرحیم
«فَلَا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ»
سوره محمد، آیه ۳۵
پس سست نشوید و دشمن را به صلح (ذلتبار) دعوت نکنید، در حالی که شما برترید؛ و خدا با شماست و هرگز پاداش اعمالتان را ضایع نمیکند.
ملت شریف ایران
بیانیه اخیر جریان موسوم به اصلاحات نه نقشه راه، بلکه سند رسوایی سیاسی و فکری کسانی است که سالها از سفره انقلاب ارتزاق کردند و امروز با تحریف، فرافکنی و توهین به شعور مردم، میکوشند خود را منجی ایران معرفی کنند.
این بیانیه نه از سر دلسوزی، بلکه تلاشی است برای ناتوانسازی ملت، تضعیف ارکان نظام و باز کردن دروازههای نفوذ دشمن. بند بند آن آغشته به تحریف، بدعت و نقض صریح احکام الهی است؛ از پیشنهادهای تسلیمطلبانه در سیاست خارجی گرفته تا تلاش برای حذف اسلام انقلابی.
تاریخ اسلام پر است از نمونههایی که دشمنان با تحریف و شایعهپراکنی، مسیر حق را منحرف کردند؛ از فتنه جمل تا واقعه کربلا. امروز نیز همان جریان با نقاب اصلاحات، در پی تکرار همان سناریو است.
کارنامه این جریان برای ملت روشن است: از بستن دروازههای اقتصاد به امید غرب، تا تحمیل برجام بیحاصل و باز گذاشتن دست دشمن برای مکانیسم ماشه. تهدیدی که امروز علم کردهاند، حاصل اعتماد به دشمن و لبخندهای دیپلماتیک وزیر خارجه وقتشان است.
خودشان اذعان دارند که الگوی ۲۲ سال گذشته شکست خورده، اما نمیگویند که نیمی از آن دوره محصول دولتهای همخطشان بوده است. این یعنی مهر بیکفایتی را خود بر بیانیه زدهاند.
مردم عزیز
آیا فراموش کردهاید که در دوران سیاه دولت روحانی، هزاران کارخانه تعطیل شد؟ خاموشیهای گسترده، رکود تولید، و فرار سرمایه نتیجه بیتدبیری همانهایی بود که امروز از «نقشه راه» سخن میگویند، در حالی که حتی «نقشه مدیریت» را نمیشناسند.
پشت پرده شعار «اصلاح ساختاری»، حذف اسلام انقلابی و حاکم کردن نسخههای فرسوده لیبرالیسم نهفته است. سخن از آزادی سران فتنه میگویند، در حالی که خیانت سال ۸۸ هنوز در حافظه ملت زنده است و حصر آنان را حقالناس و ضرورتی امنیتی میدانند.
حذف سپاه و بسیج در قاموس آنان به معنای تسلیم بیقید و شرط است، اما ملت میداند که بیدفاع ماندن یعنی میدان دادن به دشمنان قسمخورده.
توسعه ملی در فرهنگ این جریان، وابستگی به آمریکا و حذف شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی است. از حقوق زنان دم میزنند، اما نسخه تحقیرآمیز غربی را تجویز میکنند که زن را از کرامت انسانی به ابزار مصرفی تبدیل میکند.
خصوصیسازیهای رانتی، فساد بانکی، و گروگان گرفتن اقتصاد، در دولتهای آنان رخ داد. برجام و عقبنشینی هستهای را تحمیل کردند و امروز میخواهند سرمایه علمی و خون شهیدان را حراج کنند.
حمایتشان از آرمان فلسطین نه از سر تکلیف دینی، بلکه برای نمایش سیاسی است؛ در حالی که ملت این پرچم را با مقاومت برافراشته نگه داشته است.
امروز تهدید نرم، خطر جدی است؛ ایمان، هویت و استقلال ملت را نشانه گرفتهاند. اما قرآن کریم و اهلبیت علیهمالسلام راه مقابله را به ما آموختهاند: بصیرت، جهاد تبیین، مقاومت، و حفظ هویت دینی و فرهنگی.
ملت ایران، هزینه آزادی و عزت خود را با خون داده است. این مردم دیگر فریب نسخههای فرسوده و وعدههای توخالی را نمیخورند. اگر جریان اصلاحات اندکی غیرت دارد، نخست باید به سهم خود در این ویرانی اعتراف کند و سپس از صحنه تصمیمسازی کنار برود.
اکنون زمان تصمیم بزرگ ملت ایران است
در لحظهای حساس از تاریخ ایستادهایم؛ جایی که آینده ایران عزیز، در گرو بیداری و اراده مردم است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید جریانهای سستعنصر، منفعل و وابسته را از صحنه تصمیمسازی کشور کنار زد. اینان نهتنها راهی برای نجات ندارند، بلکه با نسخههای شکستخورده و تفکرات تحریفشده، درهای نفوذ دشمن را گشودهاند.
این فرصت، یک طلوع تاریخی است؛ فرصتی برای پالایش عرصه سیاست از کسانی که با شعار اصلاح، در عمل جز تضعیف ارکان نظام و تحقیر عزت ملی چیزی به ارمغان نیاوردند. امروز باید با قدرت، با بصیرت، و با اتحاد، این فتنه آشکار را خنثی کنیم.
تاریخ گواهی میدهد که هرگاه ملتی در برابر موجهای تحریف و تحقیر ایستاد، توانست مسیر خود را به سوی استقلال و اقتدار هموار کند. تجربه نهضت ملی شدن نفت در دهه ۱۳۳۰، که با شعار استقلال و عزت ملی آغاز شد اما با نفوذ عناصر غربگرا و سازشطلب به شکست انجامید، نمونهای روشن از تأثیر مخرب جریانهاییست که در بزنگاههای تاریخی، اراده ملی را قربانی رضایت بیگانگان کردند.
امروز نیز در آستانه تحول نظم جهانی، شاهد فروپاشی قطببندیهای سنتی و ظهور قدرتهای جدید هستیم. آمریکا دیگر آن هژمون بلامنازع نیست، و چین، روسیه، هند و حتی کشورهای منطقهای در حال بازتعریف جایگاه خود در معادلات جهانیاند. در چنین شرایطی، ایران میتواند با تکیه بر مؤلفههای قدرت خود—از توان دفاعی و فناوریهای نوین گرفته تا عمق استراتژیک منطقهای و سرمایه انسانی جوان—نقشی تعیینکننده در نظم نوین جهانی ایفا کند.
اما جریان اصلاحات، با تکرار نسخههای شکستخوردهی لیبرالیسم غربی، در پی خلع ایران از همین مؤلفههای قدرت است. آنان با تضعیف نهادهای انقلابی، تحقیر توان دفاعی، و ترویج وابستگی اقتصادی، میکوشند ایران را به کشوری مطیع و بیهویت تبدیل کنند؛ درست همانگونه که در دوران قاجار، با نفوذ عناصر وابسته، کشور به حیاط خلوت قدرتهای خارجی بدل شد.
ملت ایران باید بداند که تاریخ تکرار میشود، اما اینبار میتوانیم آن را به نفع خود رقم بزنیم. اگر امروز با بصیرت و اراده، این جریان سستعنصر را از مسیر آیندهسازی کشور کنار بزنیم، فردا ایران نهتنها در منطقه، بلکه در جهان، به عنوان یک قدرت مستقل و اثرگذار شناخته خواهد شد
بر گردن همه ماست—از دانشجو تا کارگر، از استاد تا بازاری، از مادران تا جوانان پرشور—که اجازه ندهیم تاریخ دوباره با غفلت ما تکرار شود. این وظیفهای ملی، دینی و انقلابی است؛ دفاع از حقیقت، از استقلال، و از خون شهیدانی که برای عزت این خاک جان دادند.
ملت ایران، اگر امروز بایستد، فردا خواهد درخشید. اما اگر امروز سکوت کند، فردا با لگد دشمن از خواب بیدار خواهد شد.
همانگونه که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «کسی که به هنگام یاری ولیّ خود، بخوابد با لگد دشمن از خواب بیدار خواهد شد.»
اکنون وقت آن است که با جهاد تبیین، با روشنگری، و با حضور مؤثر در فضای حقیقی و مجازی، نقاب از چهره فتنهگران برداریم و راه را برای آیندهای روشن و مقتدر هموار کنیم.
و مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ (آلعمران، آیه ۵۴)
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاههای همدان