
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حمیدرضا فرخی نژاد*/// اتفاقات چندماه اخیر هر کدام سببساز بحرانهای گوناگونی بود و همه آنها تنها یک هدف مشترک داشت:«شکاف هویتی»
دعوای قومیتی در ارومیه، شعارهای نژادپرستانه در آرامگاه فردوسی، حمله رژیم صهیونیستی به ایران، بیانیه جبهه اصلاحات و... همگی اخباری بودند که در این چندمدت رسانهها را به خود مشغول کردند و هر کدام گوشهای پنهان از جنگ هویتی علیه ایران اسلامی را به تصویر کشیدند.
در طول جنگ آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران متوجه شدیم که هدف متجاوزین بیشتر مبتنی بر استحاله ایران است تا نابودی تاسیسات هستهای، خیلی دور از ذهن بنظر نمیآمد که شخصی چون نتانیاهو ملت ایران را فرزندان کوروش خطاب کند و با پررنگ کردن ریشههای باستانگرایی در ایران، بخواهد ملت ایران را با خود همراه کند.
نتانیاهو از یک زخم عمیق چندصدساله استفاده کرد، زخمی که از ماقبل مشروطه بر پیکره ایران وارد آمده بود و هویت ملی ایران را دستمایه اهداف سیاسی کرده بود. او خوب میدانست که سالهاست تعریف هویت ملی ایران، تحت نفوذ عدهای غربگرا گرایشی غیر دینی پیدا کرده است. یک تجدد ملی، که میخواهند به زور سرنیزه بر ایرانیان غالب کنند و مهمترین رکن هویت ایرانی یعنی دین را از آن حذف کنند.
حقیقت آنست که دشمنان، زخمهای کهنه را خوب میشناسند و در مواقع حساس از آن به خوبی استفاده میکنند. هنوز تعاریف نازیسم و فاشیسم در برساخت هویت جعلی برخی سیاسیون در باب مسئله ایران جریان دارد و آمریکا و اسرائیل پنهانی در صدد ترویج این تعاریف هستند. تعاریفی که از یک سو دین را از هویت ملی حذف میکند و از سوی دیگر با تعریف نژادی خود، بین نیروهای مقاومت و جمهوری اسلامی ایران شکاف میاندازد.
بنظر استحاله ایران در برابر امر ملی، میتواند مهمترین خطر برای جمهوری اسلامی ایران باشد، خطری که مقام معظم رهبری با هوشمندی تمام به آن پی بردند و در بهترین زمان، هویت ملی ایران را در برابر استحاله نجات دادند.
بنظر بنده بیانیه جبهه اصلاحات نیز بویی از استحاله میداد و رویکردی منفی نسبت به امر ملی داشت. اگر خوشبینانه بخواهیم آن بیانیه را عامدانه نبینیم، میتوانیم این را به صراحت بگوییم که ابلهانه نوشتند و احمقانه گفتند و در این مهلکه، خوب تصمیم نگرفتند.
* فعال سابق دانشجویی و دانشجوی کارشناسی تاریخ دانشگاه علامه طباطبائی تهران