تاریخ : 1404,یکشنبه 13 مهر19:42
کد خبر : 546035 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

در شماره ششم «خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران» منتشر شد؛

مدیریت سفارشی حسین افشین!/ معاونت علمی؛ از مأمن شایستگان تا حیاط‌خلوت جناحی!

مدیریت جدید معاونت علمی و بنیاد ملی نخبگان با انتصاب‌های حاشیه‌ساز، دوری از معیارهای شایسته‌سالاری و تبدیل این نهاد به محفلی بسته، نه تنها موجبات تضعیف و بی‌اعتباری آن را فراهم کرده، بلکه با سرخوردگی نخبگان مستقل، آینده علمی کشور را با چالشی جدی مواجه ساخته است.

به گزارش سرویس باشگاه نشریات «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ماهنامه "خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران" با بررسی پرونده ویژه نخبگان منتشر شد. در این شماره از ماهنامه خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران، گفتگوها و گزارش هایی از نخبگان به بررسی عملکرد معاونت علمی ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان پرداخته شد.

در شماره ششم «خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران» آمده است: مدت‌هاست که معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان، به جای آنکه مأمن شایستگان باشد، به میدان آزمون‌و‌خطای سیاستمداران تازهکار بدل شده است. مدیریتی که امروز بر این نهاد حاکم است، بیش از آنکه دغدغه ارتقای علمی و حمایت از استعدادهای برتر را داشته باشد، به فکر چیدن مهره‌های همسو و ساختن کلوبی بسته برای تصمیم‌گیری پشت درهای بسته است.

از همان دوران دانشجویی حسین افشین در دانشگاه شریف می‌شد حدس زد که او به کنش‌های مرزی و حاشیه‌سازی علاقه دارد. وی که در ماجرای تحصن علیه خاکسپاری شهدای گمنام در دانشگاه صنعتی شریف، با شعارهای سخیفی چون «دانشگاه قبرستان نیست» در صف اول حاضر بود، سال‌ها بعد هم با سخنرانی‌های مسئله‌دار و احضار به دستگاه‌های ذیربط نشان داد که همین مسیر را ادامه خواهد داد. حالا که به جایگاه مدیریتی رسیده، همان روحیه آشکارا در اداره معاونت علمی ریاست جمهوری و بنیاد نخبگان بازتاب یافته است.

مشکل اصلی اما تنها در شخص افشین خلاصه نمی‌شود، بلکه در حلقه‌ای است که دور خود جمع کرده است. برخی کسانی که وی منصوب کرده، هیچ‌کدام حتی یک برگ سابقه مدیریت ندارند و برخی که سوابقی دارند نیز در زمان حضور خود حواشی بسیاری آفریده‌اند. این‌ها نه به‌خاطر توانایی، بلکه صرفاً به‌خاطر روابط و ملاحظات سیاسی منصوب شده‌اند. نتیجه روشن است: بنیاد نخبگان در تاریخ خود هیچ‌گاه تا این اندازه ضعیف، ناکارآمد و بی‌اعتبار نبوده است.

فرهنگ هم از این سوءمدیریت بینصیب نمانده است. به نظر می‌رسد از نگاه افشین، فعالیت فرهنگی چیزی نیست جز چند اردوی نمایشی. در انتصابات هم همین منطق برقرار است: حضور افرادی در این معاونت که حتی یک روز سابقه اجرایی ندارند، آشکارترین نشانه فساد و باندبازی است. از این‌رو، در ادامه به برخی انتصابات وی اشاره می‌کنیم:

انتصابی مشکوک در مجموعه افشین!

انتصاب سید حسن حسینی به‌عنوان مشاور عالی در بنیاد ملی نخبگان نشان داد که زاویه فکری افشین با مبانی انقلاب عمیق‌تر از آن است که بتوان آن را نادیده گرفت. حسینی همان کسی است که علناً از تقدم ایرانیت بر اسلامیت و کنار گذاشتن ظاهرگرایی دینی سخن گفت. آیا این خط فکری باید مبنای سیاست فرهنگی بنیاد نخبگان باشد؟

حسینی همان کسی است که سال‌ها قبل در دانشکده صداوسیما به‌خاطر حواشی و سوءمدیریت‌هایی که داشت، عزل شده بود. همچنین از معاونت فرهنگی دانشگاه شریف نیز به‌دلیل برخی سوءمدیریت‌ها و ابتذال‌های فرهنگی از جمله اردوی مختلط و بی‌بندوباری ایجاد شده در اردو، برکنار گردید. حال منطقی است که چنین فردی با سابقه عزل از مناصب مختلف، امروز در گلوگاهی چون بنیاد نخبگان حضور داشته باشد؟ مسلم است که حضور چنین فردی در این مجموعه نخبه‌پرور باید هم با حواشی مختلفی از جمله اختلاف شدید با افراد و مجموعه‌های انقلابی همراه باشد.

کار فرهنگی برای نخبگان با عقبه شراب‌خواری؟

از این هم بدتر، یکی از نزدیک‌ترین مشاوران افشین به‌عنوان مشاور ریاست بنیاد ملی نخبگان در امور بانوان، در فیسبوک تصاویر و محتوایی دور از شأن و شخصیت فردی در چنین جایگاهی منتشر کرده است؛ تصاویری که او را آشکارا در حال مشروب‌خواری و کشف حجاب نشان می‌دهد. همین فرد امروز با حمایت مستقیم او، به عنوان مشاور رسمی در بنیاد جا خوش کرده است. آیا چنین انتخاب‌هایی جز لکه‌دار کردن اعتبار نهادی ملی معنای دیگری دارد؟

مسلم است شخصی با چنین عقبه‌ای، اوج برنامه‌های فرهنگی‌اش برای نخبگان علمی کشور، در اردوهای نمایشی و مختلط خلاصه خواهد شد. مشخص است که خواهد کوشید همفکران خود را در این مجموعه علمی پرورش دهد و نخبگان واقعی این مملکت را در تنگنا قرار دهد.

از طرفی، شنیده‌ها حاکی از آن است که حتی مشاوری که افشین در معاونت علمی برای حوزه زنان مشخص کرده است، صرفاً به کارهای نمایشی اکتفا می‌کند و برنامه خاصی برای زنان کنشگر نخبه کشور اسلامی ایران ندارد.

دختر صفدر حسینی در معاونت علمی چه می‌کند؟

از دیگر انتصابات افشین در معاونت علمی، حضور فاطمه حسینی، دختر صفدر حسینی است؛ کسی که با حواشی حقوق‌های نجومی و «سفره انقلاب» نزد ملت ایران شناخته شده است. اما شنیده‌ها حاکی از آن است که حضور وی در این معاونت به عنوان مشاور عالی صرفاً یک حضور نمایشی است و ظهور و بروز چندان‌ای در این معاونت ندارد. حتی طبق برخی شنیده‌ها، فاطمه حسینی حضور فیزیکی چندان‌ای نیز در این معاونت نداشته و کارش به هفته‌ای چند ساعت خلاصه می‌شود.

خوب است افشین در راستای به‌کارگیری وی به عنوان مشاور عالی در معاونت، شفاف‌سازی کند که او چه مشکلی را از مشکلات معاونت علمی، شرکت‌های دانش‌بنیان، بنیاد نخبگان و ... حل می‌کند؟ بد نیست اگر در راستای شفاف‌سازی، ساعت‌های حضور و عملکرد وی را برای نخبگان کشور مشخص سازد تا آنان نیز به کارکرد این مشاور عالی واقف باشند.

حضور مشمولان غایب از سربازی در دفتر افشین!

از دیگر حواشی و سوءمدیریت‌های افشین در معاونت علمی ریاست جمهوری، حضور برخی افراد مشمول و غایب از سربازی است. جایگاهی که باید به نخبگان این سرزمین تعلق داشته باشد، افشین به واسطه روابط سیاسی آن را به نزدیکانش اهدا می‌کند. خوب است افشین شفاف‌سازی کند که افراد مشمول سربازی را که در دفتر خود و حوزه هوش مصنوعی منصوب کرده، آن هم به نظر می‌رسد با حقوق‌های نجومی، چه تخصصی در این حوزه دارند؟

آیا رواست سازمان هوش مصنوعی را منحل کنیم و پس از انتقال آن به معاونت‌های ریاست جمهوری، کسی دستیار ویژه معاون رئیس‌جمهور در حوزه هوش مصنوعی شود که عمدتاً سابقه‌ای در این حوزه حساس - که تبدیل به مسئله‌ای جهانی شده است - ندارد؟

واقعیت آن است که معاونت علمی ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان در دست افشین و تیمش از مسیر اصلی خود منحرف شده و به حیات‌خلوتی سیاسی و ایدئولوژیک بدل گشته است. جایگزینی شایستگی با وفاداری سیاسی، مهندسی شوراها و جوایز علمی، محروم کردن بخش‌های قانونی از بودجه برای اهداف جناحی و حمایت سلیقه‌ای از شرکت‌های دانش‌بنیان همسو، تصویری جز فساد ساختاری و سوءمدیریت سیستماتیک ارائه نمی‌دهد.

این همان نقطه خطر است: وقتی نهادی که باید تکیه‌گاه نخبگان باشد، خود به ابزار بازی‌های جناحی فروکاسته شود، سرمایه اجتماعی آن از بین می‌رود و نخبگان مستقل، بی‌اعتماد و سرخورده، ترجیح می‌دهند یا سکوت کنند یا مهاجرت. آیا این همان آینده‌ای است که برای بنیاد نخبگان می‌خواهیم؟