
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ عرفان سعادتی فر/// تحولات اخیر در جنگ غزه نشان میدهد که معادلات منطقهای و بینالمللی وارد مرحلهای تازه شده است. تلاشهای مکرر «دونالد ترامپ» برای کسب جایزه صلح نوبل نیز، هرچند در ظاهر بیاهمیت مینماید، اما در عمل در شکلدهی به برخی تحرکات سیاسی بیتأثیر نبوده است. با این حال، افکار عمومی جهان در حال حاضر موضعی کاملاً منفی نسبت به رژیم اسرائیل دارد؛ موضوعی که در استقبال گسترده از کاروان «صمود» به غزه و مواضع شفاف بسیاری از کشورهای اروپایی در مطالبهی پایان جنگ، نمود آشکاری یافته است.
در عرصه داخلی، اسرائیل با بحرانهای عمیق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روبهرو است و جامعه دیگر تاب و توان ادامهی جنگ را ندارد. از نظر سیاسی نیز، فضای عمومی علیه دولت نتانیاهو سنگینتر از هر زمان دیگری است. وی با وجود ادعاها و در اختیار داشتن امکانات گسترده، تاکنون در آزادسازی اسرای اسرائیلی ناکام مانده و همین مسئله فشار مضاعفی بر جایگاه سیاسی او وارد کرده است.
در سوی دیگر، شرایط برای حماس نیز دشوارتر شده است. محدودیت در تأمین مواد غذایی، دارویی و تجهیزات نظامی، این جنبش را ناگزیر به بازاندیشی در استراتژیهای خود کرده است. در چنین وضعیتی، تمایل به یک دورهی موقت آرامش برای بازسازی و تجدید قوا امری قابل درک است. با این حال، هدف اصلی اسرائیل همچنان آزادسازی اسراست تا از این طریق، مهمترین اهرم فشار حماس را از میان برداشته و در ادامه، بدون مانع به اهداف خود دست یابد.
با وجود این پیچیدگیها، مردم غزه و نیروهای مقاومت همواره نشان دادهاند که هوش، درایت و ایمان جمعی آنان نیرویی فراتر از محاسبات سیاسی و نظامی است. امید و دعا بر این است که در میان بازیهای قدرت، فریب و فشار، صدای مردم غزه خاموش نشود و این ملت رنجدیده همچنان با اتکای به ارادهی الهی و همبستگی درونی خود پابرجا بماند.*