تاریخ : 1404,دوشنبه 20 بهمن20:26
کد خبر : 552907 - سرویس خبری : فرهنگی اجتماعی

نقد و بررسی آثار جشنواره فجر/ (بخش نهم)؛

«گیس»؛ اثری که ظرفیت درام صنعتی را فدای پراکندگی روایی کرد

«گیس» با تکیه بر یکی از ملتهب‌ترین رخدادهای صنعتی سال‌های اخیر، می‌توانست روایتی قهرمان‌محور و الهام‌بخش از توان متخصصان داخلی باشد؛ اما ضعف فیلمنامه و سردرگمی در تمرکز روایی، این سوژه طلایی را به فرصتی از‌دست‌رفته در سینمای صنعتی ایران تبدیل کرده است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محسن تقیانی/// فیلم گیس به کارگردانی محسن جسور مصداق روشن هدررفت یک سوژه طلایی است؛ سوژه‌ای که اگر تنها به‌درستی روایت می‌شد، می‌توانست به یکی از درخشان‌ترین درام‌های صنعتی سینمای ایران بدل شود. آتش‌سوزی پتروشیمی مارون ماهشهر در سال ۱۴۰۲ و بازسازی شگفت‌انگیز آن به دست مدیرعامل جوان و مهندسان متخصص داخلی، واجد تمام مؤلفه‌های یک روایت قهرمان‌محور و الهام‌بخش است؛ اما فیلم، پیش از آن‌که به این جوهره نزدیک شود، مسیرش را گم می‌کند.

مشکل اصلی «گیس» از فیلمنامه آغاز می‌شود؛ متنی که نه منطق دراماتیک روشنی دارد و نه شخصیت‌هایی که بتوان به آن‌ها تکیه کرد. شخصیت‌ها بیشتر تیپ‌اند تا کاراکتر، و در غیاب پرداخت روان‌شناختی و کنش مؤثر، به مهره‌هایی مصرفی در روایت بدل می‌شوند. کارگردانی نیز به‌جای خلق تعلیق و هدایت روایت، منفعل و پراکنده عمل می‌کند و اجازه نمی‌دهد بحران، به موتور محرک داستان تبدیل شود.

فیلم که در ژانر صنعتی ـ جنایی طبقه‌بندی شده، تمرکز خود را بر مافیای اقتصادی و لایه‌های جنایی می‌گذارد؛ انتخابی که نه عمق می‌یابد و نه جذابیت لازم را خلق می‌کند. این در حالی است که بزرگ‌ترین ظرفیت درام، درست در نقطه‌ای رها شده که باید مرکز ثقل روایت می‌بود: اعتماد به توان متخصصان داخلی و روایت پیشرفت در دل بحران. فقدان یک دال مرکزی مشخص، فیلم را به مجموعه‌ای از خرده‌روایت‌های کم‌جان تبدیل کرده است.

حتی حضور بازیگران شناخته‌شده‌ای چون حامد بهداد و بهنوش طباطبایی نیز نمی‌تواند ضعف ساختاری اثر را پنهان کند؛ بازیگران در خلأ فیلمنامه، بی‌سلاح رها شده‌اند. این در حالی است که «گیس» با کمی جسارت در نوشتن، دیالوگ‌هایی دقیق‌تر و بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت بصری همجواری دریا و صنعت پتروشیمی، می‌توانست تعلیق‌زا، نفس‌گیر و حتی ماندگار باشد.

اما فیلم هرچه پیش می‌رود، نه به اوج که به فرسایش می‌رسد و تماشاگر را با حسی از ناامیدی و حسرت تنها می‌گذارد. «گیس» بیش از آن‌که یک فیلم ناموفق باشد، یادآور این حقیقت تلخ است که در سینما، سوژه خوب کافی نیست؛ روایت بلد بودن، شرط اول زنده ماندن یک ایده است.