
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از الهه خوانساری*/// قلم در دستم نمیچرخد، فریاد میزند و واژهها از غیرت و خون لبریز شدهاند. خبر شهادتتان زلزلهای بود بر پیکرهی دلهایی که به لبخند پدرانهات خو کرده بودند.
بارها شما را نه در قامت یک مقام ارشد نظامی، که در هیبت یک پدر دلسوز دیدم. در نگاهتان، اقتدار با مهربانی گره خورده بود. بیش از هر چیز، سردارِ عرصه فرهنگ بودید، کسی که میدانست جنگ امروز پیش از آنکه در مرزهای خاکی باشد، در مرزهای اندیشه و رسانه است. برای همین بود که هرگاه ما رسانهایها را میدیدید، با افتخار نگاهمان میکردید، گویی لشکری از امید در چشمانتان جوانه میزد.روزی که به عنوان یکی از چهرههای شاخص رسانهای هدیهای از دستانتان گرفتم با همان آرامشِ همیشگی، کلامی گفتید که تا ابد مدال افتخارِ جانم خواهد بود: «ما شما بانوان رسانهایِ پایکار را قوت قلب این کشور میدانیم؛ ثابتقدم بمانید.»
سردار شهیدم! آن روز لرزهای از مسئولیت بر جانم نشست، اما امروز که خون پاک شما بر زمین ریخته، آن جمله برایم به یک میثاقنامه بدل شده است.
ما قوت قلب این کشوریم؟ پس بدانید که این قلب، امروز از داغ شما پر از درد است، اما ضربانش منظمتر و محکمتر از همیشه میزند. ما ثابتقدم میمانیم، نه فقط چون شما خواستید، بلکه چون خونِ رهبر شهیدمان و همه سرداران و شهدای مظلوممان راه را برای ما روشنتر از خورشید کرده است.
دشمن پنداشت میتواند نور را خاموش کند، غافل از آنکه خون شهید، مشعل فرداست.
روح فرمانده در نبض این سرزمین جاریست. میان هزاران بسیجیِ بیدار، در قلم اهالی رسانه که روزی قوت قلب خواندیشان و در تکتک دلهایی که به عشق وطن میتپد.
دشمنِ زبون مانند همیشه گمان کرده است که با تروری بزدلانه و حملهای کینهتوزانه میتواند شعله یک تفکر را خاموش کند. غافل از آنکه شهادت برای مردان حق، نه پایان، که آغازِ تکثیری بیپایان در رگهای یک ملت است.
آمریکای جنایتکار و رژیم رو به زوال صهیونیستی بدانند که ما از تبار زنانی هستیم که در مکتب زینب (س) آموختهایم جز زیبایی در شهادت نبینیم، اما این به معنای سکوت نیست!
صلابت ما، کابوسِ قاتلان شهدای ماست. ما با کسانی که دستشان به خونِ پاکِ فرماندهان و مردم بیگناه ما آغشته است، هرگز سر یک میز نخواهیم نشست.
ما با قاتلان شما کنار نمیآییم؛ نه در کلام، نه در قلم و نه در میدان!
کینهی مقدس ما نسبت به ظالمان، میراثی است که از خون سلیمانیها به ما رسیده است.
با قلبی مالامال از اندوه اما با گامهایی استوار، عهد میبندم که رسانه را به سنگری برای انتقامِ سختِ نرم از دشمن تبدیل کنم.
ما اجازه نخواهیم داد غبار فراموشی بر چهره تابناک و خدماتِ خالصانه شما و یاران شهیدتان بنشیند. ما روایتگرِ آن لبخندهایی خواهیم بود که لرزه بر اندام استکبار میانداخت.
یقین دارم که از جوار رهبر شهیدمان در بهشت، باز هم به ما لبخند میزنید و میگویید: «ثابتقدم بمانید»!
ما میمانیم سردار؛ محکمتر، بیدارتر و با صلابتتر از همیشه. ما با قاتلان شما و هموطنانمان تا آخرین قطره جوهرِ قلمهایمان و آخرین نفسهایمان میجنگیم و پدرکشتگی داریم!
*الهه خوانساری