
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از محسن محمدزاده/// 1. در برابر ضربالعجل ترامپ برای حمله به زیرساختهای کشور از ساعت ۴.۳۰ بامداد دیشب، ایران اعلام کرده بود که از ساعت ۳.۳۰ حملات بسیار سنگین و پیشدستانه را به زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونی و همپیمانان منطقه ای آمریکا انجام خواهد داد. تجربه جنگ باعث شد که دشمن این تهدید را کاملا معتبر و جدی ارزیابی کند.
۲. برابر اخبار، انصارالله یمن نیز اعلام کرده بود در صورت حمله آمریکا و رژیم صهیونی به زیرساختهای ایران، تنگه باب المندب را خواهد بست. با توجه به سابقه موضوع، این تهدید نیز توسط دشمن معتبر و جدی تلقی شد.
۳. کارت حمله به زیرساختهای ایران در حالی روی میز بود که هیچ تغییر راهبردی در وضعیت جنگ ایجاد نمیکرد بلکه باعث انسجام بیشتر داخلی در ایران شده، توجیه حملات ویران کننده به زیرساختهای دشمنان ایران در منطقه را کاملا فراهم کرده و جامعه بین الملل را هم بیش از پیش در برابر آمریکا و رژیم صهیونی قرار میداد.
۴. پیش از این، موفقیت و اثربخشی کارت عملیات ویژه و حمله زمینی، در ماجرای عملیات نجات خلبانان و شکست عملیات در اصفهان (طبس ۲)، با تردیدهای بسیار جدی مواجه شده بود.
۵. با توجه به شکست راهبردهای قبلی آمریکا برای تغییر نظام، تجزیه کشور، ایجاد آشوب داخلی، انهدام توان هسته ای و موشکی و باز کردن تنگه هرمز و تردیدهای بسیار جدی موجود نسبت به حمله به زیرساختها و حمله زمینی، آمریکا خود را در یک باتلاق راهبردی برای ادامه جنگ میدید، بدون هیچ دورنمای امیدوارکنندهای.
۶. آمریکا در صورت ورود به مرحله بعدی جنگ، علاوه بر تداوم انسداد تنگه هرمز، باید بسته شدن تنگه باب المندب را نیز به فهرست چالشهای راهبردی خود اضافه میکرد و فشارهای جهانی و داخلی به دولت ترامپ از آستانه تحمل خارج شده و دولت او را بیش از این در سطح جهانی و داخلی در انزوا فرو میبرد.
۷. این وضعیت در حالیست که معادله در طرف ایران کاملا برعکس است. مردم و نیروهای مسلح ایران علاوه بر اینکه انسجام ملی و تمامیت ارضی و حکومت خود را حفظ، جنگ را منطقه ای و حاکمیت خود را بر تنگه هرمز اعمال کرده اند، تمام پایگاههای ۵۰ ساله آمریکا در منطقه را تا مرز انهدام پیش برده و ضربات خرد کننده به ساختار نظامی آمریکا در منطقه زده اند. کوه رژیم صهیونی هم در برابر حملات مقتدرانه ایران و جبهه مقاومت، موش زاییده و جبهه داخلی اش در آستانه فروپاشی است.
۸. در واقع تمام سناریوهای راهبردی آمریکا برای پیروزی و خروج از جنگ با ایران، به بن بست رسیده بود. هرچند ترامپ با توجه به روحیه قماربازی خود در برابر توصیه اکثر گروههای سیاسی و اندیشکده های آمریکایی و اروپایی برای خروج هرچه سریعتر از باتلاق جنگ با ایران مقاومت میکرد اما تلفات سنگین هوایی روزهای اخیر و شکست مفتضحانه عملیات ویژه اصفهان، مثل سیلی های محکمی او را با واقعیت سخت میدان مواجه کرد.
۹. با توجه به این صورتبندی راهبردی، آمریکا با ارائه طرحی ۱۵ ماده ای به میانجیگران سعی در مجاب کردن ایران به آتشبس داشت که با پاسخ منفی مواجه شده و در ادامه با خواهش و التماس، چارچوب ۱۰ ماده ای ایران را دریافت کرده و آن را به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفت.
۱۰. تجربه ثابت کرده است که نمیتوان هیچ اعتمادی نه به دولت آمریکا و نه تیم ترامپ کرد، اما به هر حال این جنگ هم روزی باید پایان یابد و بعید به نظر میرسد که حتی با تداوم بیشتر جنگ نیز، بندهای قابل توجه دیگری به شروط ۱۰ ماده ای ایران اضافه گردد. لذا باید ضمن حفظ هوشیاری کامل نسبت به تکرار پروژه فریب و دست به ماشه، برای تثبیت دستاوردهای میدان و خیابان از موضع قدرت به دیپلماسی فرصت داد.