تاریخ : 1405,جمعه 28 فروردين05:52
کد خبر : 555623 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

گفت‌وگو با محمدامین برغمدی، فعال دانشجویی درباره نتایج قریب به ۵۰ شب حضور میدانی مردم؛

از بعثت ملت و پویش ۲۷ میلیونی جان‌فدا تا تفاوت مذاکرات امروز با ژنو

با وجود آنکه دشمن و اندیشکده‌های غربی، ایران را در آستانه فروپاشی و «رژیم چنج» تحلیل کرده بودند، اما رهبر شهید انقلاب از «بعثت ملت» سخن گفتند و مردم ایران در جنگ رمضان، بلوغ تاریخی خود را به نمایش گذاشتند. درباره این بعثت مردمی، نشانه‌های تحقق فرمایش رهبر شهید و نتایج شگفت انگیز حماسه حضور مردمی در میدان نبرد و دیپلماسی، با محمدامین برغمدی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی (ره) گفت‌وگو کرده‌ایم.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛  با محمدامین برغمدی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی (ره) در خصوص حماسه تاریخی ملت ایران در میادین و نتایج این حضور در نتیجه جنگ و تغییر محاسبات دشمن در مواجه با ایران و همچنین مذاکرات اسلام آباد گفتگو کردیم.

متن کامل مصاحبه به شرح زیر است: 


بعثت ملت و حضور پرشور مردمی
 

نزدیک به ۵۰ روز از آغاز جنگ رمضان می‌گذرد و مردم هر روز پرشورتر، با طراوت‌تر و باانگیزه‌تر در میادین حضور دارند؛ تحلیل و ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟

برغمدی: بسم الله الرحمن الرحیم. من دوست دارم اول بحث را با همان فرمایش رهبر شهید شروع کنیم که «ملت مبعوث می‌شوند». حضرت آقا چیزی را می‌دیدند در این ملت(که مثلاً وقتی پیامبر بعد از سالیانی مبعوث شدند - حالا بگذریم از فضای تفسیری که پیامبر ظرفیت وجودشان افزایش پیدا کرد یا جامعه، از این تفاسیر مختلف) بلاخره یک بازه‌ای طی شد که پیامبر مبعوث شد. ملت هم یک چنین بلوغی را رسیده که رهبر شهید اشاره می‌کنند و جمله‌ی تاریخی می‌گویند که اگر "وقتی مشکلی پیش بیاید، مردم مبعوث می‌شوند و مسئله را حل می‌کنند". وقتی این فرمایش گفته شد، همه دنبال این بودند که اماره ها و نشانه های این فرمایش را پیدا کنند؛ یک عده می‌گفتند این قضیه مال دی‌ماه و کودتایی بود که قرار بود انجام بشود، ولی الان ما چهل و اندی روز جهاد را درک کردیم. در یک بازه داریم زیست می‌کنیم که آرزوی شهدا بوده؛ یعنی داریم با رأس استکبار می‌جنگیم مستقیم. حالا الان به فرمایش  رهبر معظم انقلاب، ضرورتاً دوره‌ی سکوت میدان نبرد شد. ولی مردم ایران همانند روز اول در میدان هستند. با رهبر جدید بیعت کردند و هر شب، فارغ از اینکه مذاکره هست یا نیست، مردم یک خواسته ای دارند و آن هم این است که این جهاد را به موفقیت پایان برسانیم.

آیه‌ی شریف بخوانم اینجا: "وَ الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا". به گواه این آیه، وقتی ملتی بلند می‌شود و جهاد می‌کند، ناخودآگاه خدا می‌آید برای آنها. «مَن کانَ لِلَّه کانَ اللَّه لَهُ» یعنی وقتی مردم برای خدا هستند، خدا برای مردم می‌آید. یا آن آیه که می‌گوید شما قرض بدهید به خدا، قرض‌الحسنه بدهید، خدا چند برابر می‌دهد. این آیات الهی دارد محقق می‌شود. یا آن روایتی که از پیامبر هست که هر اُمّتی سیاحتی دارد، سیاحت اُمّت من جهاد است.

 جنگ و جهاد یک خاصیتی دارد: جامعه را از انزوا، گوشه‌گیری و روزمرگی درمی‌آورد و یک چهره‌ی و ظاهر جدید می‌دهد. دقیقاً همین تفسیر حدیث پیامبر که «سیاحت اُمّت من جهاد است»؛ سیاحت به آن معنیِ بساطت قلب، بسیط بودن نگاه، یک خوشی از ته دل و نه خوشی زودگذر. این را ملت درک کرده است و هر شب بدون اینکه برایش مسئله ایجاد بشود می‌آید، شاید خیلی از کارهای روزمره که قبل از جنگ انجام می‌داند انجام نمی‌دهند. حتی از مهمانی تا سفرهای نوروزی گذشته اند. این شب ها کسانی در میادین حضور پیدا می‌کنند و کنشگر فعال شدند و بصیرتشان حتی بعضی جاها از برخی سیاسیون جلوتر است، این همه از همین آیه‌ی قرآن می‌آید که اگر برای خدا هدایت شوید، خدا درها را باز می‌کند. بعثت مردم را باید این‌طور بفهمیم.

به نظر شما پویش جان‌فدا که به مرز ۲۷ میلیون نفر رسیده و رهبر انقلاب هم به آن اشاره کردند، چه پیامی برای جهان دارد؟

برغمدی: این پویش جان‌فدا که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند، یکی از افتخارات و یکی از اتفاقات تاریخی محسوب می‌شود. در چه دوره‌ای از تاریخ مردم حاضر شدند برای حفظ کشورشان و پشتوانه حاکمیت قیام کنند و اعلام آمادگی برای جهاد بنمایند؟ حاضرند خون بدهند، مالشان را بذارند وسط. این باز هم آیه قرآنی است که برای جهاد انفاق می‌کنید؛ انفاق مال و جان. می‌بینید در این روزها مردم کاسبیِ درستی نداشتند، زندگیِ درستی نداشتند. خیلی از مستأجران اجاره‌شان عقب افتاده و مالکان خانه با آن‌ها راه آمدند، و خیلی اتفاقات دیگر که شما دیدید.

نقش مردم در برهم زدن محاسبات دشمن

به نظر شما نقش مردم و استمرار حضورشان در خیابان‌ها چقدر در غلط از آب در آمدن محاسبات دشمن مؤثر بود؟

برغمدی: علت این است که ملت ما را نشناختند. اندیشکده‌ی مسائل ایران، قبل از شروع اتفاقات دی، یک مقاله نوشتند و سناریوهای ایران در آستانه‌ی ۲۰۲۶ را آوردند بالا که الان بهترین فرصت برای رژیم چنج است. خبرهای مقامات آمریکایی و صهیونیستی به مشورت همان کسانی که مثلا ایرانی هستند (- به معنی ظاهریش که در ایران مدت بودند و بعد وطن‌فروشی کردند و رفتند آن سمت -) آمدند این را گذاشتند مبنا که ایران الان در وضعیتی که ضعیف شده. حرفی که جان کری هم زده بود بعد از ۴۰۱ که «الان وقتش است که ما آن لگد آخر را به نظام جمهوری اسلامی بزنیم». به اظهارات خودشان جنگ قرار بود تابستان باشد. خاطرتان باشد خیلی از تحلیل‌های داخلی ما رسمی و غیررسمی می‌گفتند که به هیچ وجه جنگ نمی‌شود. وقتی که بحث سیاست اقتصادی، اصلاحات اقتصادی انجام شد و مردم به حق اعتراض کردند و رهبر شهید هم از این موضوع حمایت کرد و به دولت گفت که باید این اصلاحات به درستی انجام بشود، مطالبات مردم جواب داده بشود، یک عده گفتند که خوب الان فضا هماهنگ است که ما بیاییم همان اتفاق زمین‌پایه را رقم بزنیم که از هوا پشتیبانی بکنیم. دقیقاً در همان متن مقاله سناریوهای اینکه چطور ما بتوانیم از نیروهای داخلی موساد حمایت بکنیم، و هسته ها را فعال بکنیم، دقیقاً همین فضا بود.
این‌ها دست‌پاچگی افتادند و فرصت را به این موضوع غنیمت شمردند و گفتند الان وقتش است. در صورتی که این ملت را نشناختند. یعنی آن دو سه روزی که واقعاً تصورش سخت است - یادآوری آن زمان، قرآن‌سوزی و مسجدسوزی و سر بریدن بسیجی و زنده زنده سوزاندن بچه‌های پای کار انقلاب - کاری کردند که کلاً ورق برگشت. حتی روز شهادت، کسانی بودند که ۱۸-۱۹ ساله بیرون بودند اغتشاشگر به عنوان معترضین، ولی چون امام شهیدمان فرمودند که خیلی‌ها در این قضیه گول خوردند و حتی از آن کشته‌هایی که بودند بعضاً شبه‌شهید شدند، بودند که روز شهادت آقا برگشتند. خلاصه خدا کاری کرد که دشمن احمق ما حماقتش غلبه بکند با اینکه دشمن هوشمند است.  به زوال عقل بیفتد و فکر کند الان فضا فضای براندازی است.

قطعاً حضور مردم مهم است. وقتی که مردم کشیدند کنار، صدایشان بلند شد دنبال اعتراضات گسترده بودند و وقتی که مردم کشیدند عقب، بعد از یک روز فراخوان و کلی کار رسانه‌ای، تلاش کردند که مردم نتوانستند. به خشونت روی آوردند، سعی کردند با خشونت و با ترساندن مردم، با عادی‌سازی دیدن خون در کف خیابان، با راه انداختن جنگ داخلی که کودتا راه بیفتد، این مقدمه‌چینی را بکنند که از داخل تجزیه بشود و شکست خوردند. بعد از آن باز دوباره حماقتشان بیشتر شد که فکر کردند با ورود نیروی خارجی این رقم می‌خورد. باز همان تحلیل‌های غلط، باز همان دید غلطی که در همان مقالات علمی که ایرانیان خائن نوشته بودند، اینها دستگاه تحلیلشان به خطا رفت مجدد و به این مرحله رسیدیم.

پس نتیجه می‌گیریم هر جا مردم در صحنه بودند، آنها عقب نشستند و اگر خواستند کنشی بکنند سعی می‌کردند که مردم را به سمت خودشان ببرند که به لطف خدا و مکر الهی وضعیت به گونه ای رقم خورد که هیچ کسی نیست که بگوید «جاوید نامان انقلاب دی» وجود دارند. دیگر کسی آنها را جاوید نمی‌داند. چون می‌داند این طرح، طرح موساد بود و هجوم بزرگ‌دشمن بیرونی به کشور باعث شد که ابعاد پنهانی این طرح شیطانی آشکار و دیده شود. همه‌ی اینها در پیوستار و در سیری رقم خورده است.

یک نکته اضافه کنم؛ این سیاست که ترامپ را جدا از آمریکا ببینیم یا  بگویند ترامپ چون یک مرد دیوانه است، نفر بعدی بیاید یا قبلی‌اش خوب بود، این کاملاً اشتباه است. سیاست استکباری آمریکا مقابل ایران و مقابل غرب آسیا یکی است فقط نقش‌هایشان عوض می‌شود. طرح داعش، طرح افغانستان، طرح عراق چه جورج بوشش باشد چه اوبامایش باشد چه ترامپ باشد یکی است. خیلی از این اتفاقاتی که در منطقه افتاد در سوریه از دوره‌ی اوباما شروع شد. این یک خطای ادراکی است که متأسفانه برخی از رسانه‌های ما این را دارند بازی می‌کنند.
 به نظر بنده این طرح، طرح اتاق‌های تاریک و اتاق عملیات دشمن است که ترامپ را از آمریکا جدا کنند که بگویند خب دوره‌ی مرد دیوانه تمام شد، منتظر یک مرد عاقلی باشید که حالا مثلا ونس باشد یا فلانی.

تحلیل مذاکرات امروز در مقایسه با ژنو و اسلام‌آباد

خب می‌دانید که در اتمسفر آتش‌بس و مذاکره به سر می‌بریم؛ آیا به طور کلی شما به مذاکرات دید منفی دارید؟ تحلیل و ارزیابی شما نسبت به این شرایط چیست؟ آیا می‌توان بین مذاکرات اسلام آباد و ژنو فرق قائل شد؟

برغمدی: خب ببینید قطعاً این مذاکرات با مذاکرات ژنو فرق می‌کند. همین که ما سطح مذاکرات را از ژنو ۵+۱ آوردیم به اسلام‌آباد پاکستان، یا قبل آن در مسقط عمان شرط غیرمستقیم بودن مذاکرات، کلی بالا و پایین کردند که نهایتا  ما تعیین می‌کنیم چطور مذاکره بشود،  اینها خودش یک دستاورد برای جمهوری اسلامی است. شما ابرقدرت جهان را که همه ازش ترس و لرز داشتند، آن نشست کذایی شورای اروپا مقابل یک معلم سر کلاس تا تحقیر زلنسکی یادآور ذلت عمومی برای کشورهای جهان به استثنای جمهوری اسلامی و جبهه‌ی مقاومت است، این خودش دستاورد است.
در خصوص مذاکره ما سه جریان داریم. قالیباف در دیدار با رئیس ارتش پاکستان گفت که ما در تماسی که با نبیه بری لبنان داشتیم گفتیم همان‌طور که آتش‌بس در ایران برایمان مهم است، لبنان برایمان مهم است. یعنی دو تا در کنار هم.
ما در مذاکرات ژنو، در مذاکرات ۵+۱ و بعد از اینکه پاره شد توسط ترامپ و دوباره رفتیم مذاکره کردیم، دست پایینی داشتیم. ما هیچ ابزاری نداشتیم جز چند تن اورانیوم که چند رفت کلی از بتن ریختیم. دستاوردی نداشتیم. تحریم نشد که بیشتر شد، فشار اقتصادی کمتر نشد که بیشتر شد، منزوی‌تر نشدیم که شدیم. ولی یک جریانی بود که این را برد جلو، جریان سازشی بود که تماماً خسارت محض بود.
ولی الان ما یک دست برتری داریم. ما تنگه‌ی هرمز را داریم که هر روز دارد وضعیت جهان را سخت می‌کند و همه آمریکا را مقصر می‌دانند. به سبد ما کارت تنگه‌ی هرمز اضافه شده، و از کارت آنها تهدید نظامی کم شد. الان امروز ترامپ می‌آید به یاوه‌گویی می‌افتد که باید انتخاب آسان کنید. اینها دیگر معنی ندارد. شما هر کاری توانستید کردید. اجماع جهانی رخ داده. استرالیا اعلام کرده که از هفته‌ی بعد دورکاری می‌شوند، (چرا؟) چون انرژی فشار می‌آورد. ما به تورم عادت کردیم. آمریکا جامعه‌ای نیست که قیمت بنزین افزایش پیدا کند، تاب بیاورد. تماماً روی انرژی جلو میروند؛ کشاورزش با انرژی، بنزین و گاز و گازوئیلش، چه کود و غلاتش. خلاصه این مدل یعنی ما فضا را نمی‌توانیم دست پایین داشته باشیم، حداقل در نحوه‌ی مواجهه. ولی الان دست برتر داریم و اتفاقاً ما شرط می‌گذاریم، پیش‌شرط می‌گذاریم که شما را ببینیم. و همین‌طور هم شد. اسلام‌آباد ۲۲ ساعت مذاکره که انجام شد با هر محتوایی، صوری بود. خلاصه این شد که چون پیش‌شرط‌های ما برقرار نشد، ما حاضر به مذاکره نشدیم.

سه جریانی که اشاره کردید را دقیق‌تر توضیح می‌دهید؟

برغمدی: یک جریان، مذاکره‌ای است که هنوز در نظم قدیم دارد تنفس می‌کند. یعنی کسی که هنوز قائل به این است که ما با یک آمریکای ابرقدرت مواجهیم یا کلاً نمی‌شود با او مقابله کرد یا الان فعلاً وقت مقابله با او نیست. یعنی هنوز در قبل از جنگ اوکراین و روسیه دارد نفس می‌کشد.  این جریان، آن جریانی است که هنوز در نظم قدیم دارد زیست می‌کند و مثل این می‌ماند که الان ماشین تولید شده و ماشین اختراع شده، اینها هنوز در نعل بستن اسب گیر کردند و دارند نعل اسب‌هایشان را می‌کنند.

جریان دومی داریم که کل مذاکره را نفی می‌کند. خب این هم اشتباه است که شاید به خیلی‌ها بر بخورد این موضوع/ مذاکره با یزید و مذاکره با شیطان اکبر و مذاکره با قاتل حاج قاسم سلیمانی.../ اینها همه دغدغه‌ی مقدسی است و همه از این می‌آید که دغدغه‌ی مقدسی در وجود آدم هست، اما بیشتر از احساسات است. چون ما باید یک پایان‌بندی برای جنگ متصور باشیم. این هم درست نیست که همه‌ی جنگ‌ها با مذاکره به پایان می‌رسد. اما چون ما داده‌ی کافی نداریم به دلیل اقتضائات مسائل نظامی، نمی‌دانیم بحث استقامت ما تا کجاست. ولی الحمدالله روند جنگ نشان می‌داد که ما حالا حالاها می‌توانیم بزنیم و حالا حالاها می‌توانیم مقاومت بکنیم. ولی فارغ از همین موضوعات، ما یک اصلی داریم که بالاخره پایان جنگ باید صورت‌بندی بشود. این مهم است که مذاکره در چه فضایی ایجاد بشود. جریان دوم کلاً نفی می‌کند، معتقد به تقابل حداکثری از طریق نظامی است که این یک اشتباه بزرگ است. چرا؟ چون این دستاورد بزرگ نظامی را هیچ‌وقت نمی‌تواند نقدش کند. زیرا شما تا یک جایی می‌توانید بزنید و بخورید. بالاخره آن تبعات پساجنگ را باید درک کنید و تلاش شود از دستاورد نظامی برای خود بهره مثبت ایجاد کرد.

جریان سومی داریم که جریان عقلایی‌تر دیده می‌شود که معتقد به همین صورت است: بالاخره ما باید پایان‌بندی جنگ را مشخص بکنیم. در کنار میدان باید دیپلماسی فعال داشته باشیم. آن دوگانه‌ی غلط «میدان یا دیپلماسی» را به رسمیت نمی‌شناسد. این دو تا یکی هستند. موشک سید مجید می‌شود قلم سید عباس عراقچی است. این دو تا را با هم دیدن مسئله‌ی درستی است. رهبری فرمودند: ضرورتاً دوره‌ی سکوت نبرد است و فریادهای شما در میدان تعیین می‌کند که مذاکرات چگونه تمام بشود. و این حضور شما باید استمرار داشته باشد تا ما تعیین بکنیم وضعیت را... این یعنی چی؟ این خط مشخص مذاکره فعلاً باید باشد. کسی هم رفته است پای میز مذاکره که خودش سردار جنگ است. این هیئت که جمع شدند و به اسلام آباد رفتند این‌طور نیست که ما بگوییم خائن بودند، پشت پرده تصمیم گرفتند، حزب‌الله را فروختند. هم سردار قاآنی و هم خود تیم مذاکراتی ما همه‌شان گفتند که جبهه‌ی مقاومت یکسان عمل می‌کند، اتاق فکرش یکی است و حزب‌الله جزو قرمزهای ماست.