تاریخ : 1405,سه شنبه 08 ارديبهشت14:35
کد خبر : 556085 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

یادداشت دبیر واحد سیاسی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل؛

دشمن به جای موشک، شبهه شلیک می‌کند

سیدمحمدامین موسوی، دبیر واحد سیاسی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور، در به تبیین وضعیت فعلی کشور و جنگ تحمیلی سوم پرداخت و تاکید کرد:هر حرفی که بوی دوستی بدهد، هر تلاش برای نشان دادن اختلاف بین مردم و مسئولین یا بین نسل‌ها و جریان‌ها، خواه ناخواه کمک به دشمن است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سیدمحمدامین موسوی، دبیر واحد سیاسی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور،در یادداشتی به تبیین وضعیت فعلی کشور و جنگ تحمیلی سوم پرداخت.

متن کامل یادداشت به شرح زیر است:

 بسمه تعالی  

این روزها خیلی‌ها می‌پرسند: «آخرش چه می‌شود؟»  
پاسخ من یک جمله است: هر چه صلاح باشد، باید صبر و ثابت قدم باشیم.

ما مدتهاست درگیر یک جنگ شناختی شده‌ایم؛ جنگی که هدفش نه تصرف یک نقطه‌ی مرزی، بلکه تسخیر ذهن‌ها، القای سردرگمی و قفل کردن اراده‌ی جمعی ماست. در رأس این جنگ، محور مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل قرار دارد، و قلب تپنده‌ی این محور، ایران ماست.

فضای فعلی را خیلی‌ها «سردرگم‌کننده» توصیف می‌کنند. آتش‌بس هست اما نه محکم؛ هرازگاهی اسرائیل یا آمریکا نقضش می‌کنند. در این فضای عجیب‌ اما پیچیده، برخی تصور اتمام بحران را دارند. اما حقیقت این است که این سکوت، خود مرحله‌ای از بازی مقاومت بوده و چیزی تغییر نکرده است.

برای ما ایرانی‌ها، این فضا دو رو دارد: تهدید، برای کسی که غفلت کند و غافلگیر شود؛ فرصت، برای کسی که از این تهدید برای تقویت خود و منسجم‌تر کردن راهبرد استفاده کند. رمز ماندگاری ایران همیشه همین بوده، به قول حاج قاسم: میزان فرصتی که در تهدیدها وجود دارد، در خود فرصت‌ها نیست.

مردم ما گاهی نگرانند: «اگر حمله کنند، چه؟» جواب این نگرانی در رفتار و عملکرد ایران روشن شده است. ما هرگز آغازگر جنگ نبوده‌ایم و به هیچ‌کس تعرض نکرده‌ایم؛ اما اگر کسی خاکمان را تهدید کرده یا به آن تجاوز کند، آب‌هایمان را محاصره کند، یا نفت‌کشمان را بزند... پاسخش را دیده و خواهد دید.

واقعیت روشن است:

اولاً، شرایط تغییر می‌کند. رهبر شهیدمان در جای خود بارها فرمودند: «تغییر تاکتیک به معنی تغییر استراتژی نیست.» مذاکره‌ی امروز با همان آمریکا، در شرایط متفاوت، مهره‌ای از این بازی پیچیده است، که فرمانده کل قوا ناظر و طراح آن هستند. پس نسبت دادن تناقض به رهبران، بازی در پازل دشمن است، چرا که طبیعتاً تدبیر خمینی کبیر، خامنه‌ای شهید و رهبر عزیزمان باهم متفاوت است که همگی یک مسیر را به دنبال دارند.

ثانیاً، حرف ما مشخص است و شرایط تغییر نکرده، شروط ما برای پایان همیشگی جنگ همان شروط قبلی است و همه مردم و مسئولین نیز در تلاش هستند که از خطوط قرمز ایران عزیزمان صیانت و حفاظت کنند.

نتیجه‌ای اخلاقی: هر حرفی که بوی دوستی بدهد، هر تلاش برای نشان دادن اختلاف بین مردم و مسئولین یا بین نسل‌ها و جریان‌ها، خواه ناخواه کمک به دشمن است. نه به این معنا که راه درست، پیگیری این شبهات در چارچوب درست است، نه بزرگنمایی آنها در میادین و فضای مجازی به قصد تخریب.

رهبر شهیدمان سال‌ها پیش هشدار دادند که در ۲۰ سال آینده، فتنه‌های داخلی گسترش می‌یابد و از جنگ خارجی سخت‌تر است. الان در فضای مجازی و رسانه‌ای، بیش از آن که موشک شلیک شود، شبهه شلیک می‌شود. تنها چیزی که نقشه‌ی دشمن را نقش بر آب می‌کند، عقلانیت جمعی است.

اما عقلانیت به سبک ما چه معنایی دارد؟ عقلانیت یعنی:  
احساسات را کنار نگذاریم، اما هدایتش کنیم.  
وابسته به غرب نباشیم، اما از دانش جهان استفاده کنیم.  
اصول خود را حفظ کنیم. اما در روش چشم باز و هوشیار داشته باشیم.  
دشمن و راه روش آن را خوب بشناسیم و فریب آن را نخوریم.

یادمان باشد: زمانی که آمریکا در آب‌های بین‌المللی سعی کرد جریان نفت ایران را مختل کند، کشور ما با روش‌های مختلف توانست تجارت نفت خود و همچنین دیگر صادرات و واردات را ادامه دهد و در کنار آن مقابله به مثل در برابر اقدامات خصمانه آمریکا را داشته باشد. مثال نزدیک آن نیز توقیف دو کشتی کانتینربر رژیم میهن‌دوستی‌(؟) توسط نیروهای دریایی کشورمان است.

اگر دقت کرده باشید، دشمن در این جنگ شناختی سعی می‌کند فضایی بسازد که مردم حس کنند نه جنگی هست، نه ملجأی؛ نه خبری هست، نه امیدی. این یعنی خلأ. حال چرا دشمن ما را در «خلأ» نگه داشته؟

چون دشمن از آن چیزی که تا الان دیده، ترسیده است: تاب‌آوری استثنایی مردم ایران. او می‌داند اگر وحدت ما حفظ شود، نه فقط خودمان می‌مانیم، که می‌توانیم الگویی برای بیداری ملت‌های دیگر باشیم. پس بهترین راه از نگاهش این است که ما را در یک «انتظار فرسایشی» نگه دارد تا خسته شویم. اما اگر بفهمیم که این خلأ را خودمان می‌توانیم با آگاهی و کنش هوشمندانه پر کنیم، این گونه نخواهد شد.

حالا جذاب‌ترین بخش ماجرا لحظه‌ای است که دشمن از ایستادگی ما ناامید می‌شود، و سپس دست به اختلاف‌افکنی داخلی می‌زند. نمونه‌ی اخیر آن را باهم بررسی می‌کنیم:

عده‌ای می‌گویند «رهبر شهید فرمود مذاکره با آمریکا شرافتمندانه نیست، پس چرا رهبر فعلی اجازه مذاکره داده؟» یا بدتر، می‌گویند «دست رهبر بسته است و مسئولین بدون نظر ایشان تصمیم می‌گیرند.»  
اینها را کسی می‌گوید که یا متوجه شرایط نشده یا فریب خورده و یا در پازل دشمن بازی می‌کند.

جریان دانشجویی امروز بیش از هر زمان دیگری باید در این عرصه بدرخشد و با تولید محتوای دقیق، نقش هوشیار میدان را بازی کند.

این کشور برای همه‌ی ماست. اگر جنگی بشود، همه با هم متضرر می‌شویم؛ اگر صلحی برقرار شود، همه با هم از آن استفاده می‌کنیم. خسارت اقتصادی، التهاب انرژی، تنش سیاسی و... اینها به همه‌ی ما فشار می‌آورد. اما فرصت‌ها هم برای همه مشترک است. بنابراین، وحدت ملی یعنی همین: با هر جریان و سلیقه‌ای، پشت پرچم کشور ایستادن. نه اینکه اختلافات را انکار کنیم، اما در برابر تهدید خارجی، یکی شویم. تجربه نشان داده هر جا ایران متحد بوده، از طوفان‌ها عبور کرده است.

و اما آخرین حرف: زندگی به جنگ یا صلح بند نیست. اگر توافق شود، مبانی ما عوض نمی‌شود. اگر جنگ شود، آرمان‌ها فنا نمی‌شود. ما یک ملتیم با یک باور، زیر یک پرچم و تحت هدایت یک رهبر. ما در مسیر تمدن نوین اسلامی قدم برمی‌داریم. گاهی قدم ما روی آتش است، گاهی روی ابریشم. فرق نمی‌کند. راه، همان راه است.

هشدار و خطر اصلی زمانی‌ست که پیروزی یا شکست به ما نزدیک می‌شود. اگر پیروزی به ما رسید باید بدانیم که لطف خداست و امتحانی برای فروتنی ما. اگر هم اتفاق تلخی بیفتد، که به لطف خدا نخواهد افتاد، امتحانی است برای ثبات قدم ما. همگی حق و باطل را خوب می‌شناسیم. و بر وعده‌ی قرآنی باور قلبی داریم که «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»، خدا با ماست و ما را یاری خواهد کرد.

پس بهتر است متحد بمانیم، تلاش کنیم، آرام و عاقل باشیم. و از خداوند توکل و توسل را فراموش نکنیم. این مسیر اگرچه طولانی است، اما به سر منزل پیروزی می‌رسد. آن هم نه به خاطر قدرت ما، که به خاطر سنت الهی.