تاریخ : 1405,یکشنبه 13 ارديبهشت12:42
کد خبر : 556262 - سرویس خبری : اقتصادی

گزارشی درباره ایجاد لایه‌های پدافندی در زنجیره تأمین و تنوع‌بخشی به مبادی ورودی برای مقابله با نبردهای ترکیبی؛

محاصره اینگونه می‌شکند

امنیت غذایی به عنوان یکی از ستون‌های استوار حاکمیت ملی و نماد اقتدار درونی، همواره در کانون توجه سیاست‌های راهبردی نظام جمهوری اسلامی قرار داشته است. با شدت یافتن نبردهای ترکیبی در عرصه بین‌الملل و تمرکز بدخواهان بر شریان‌های زیستی کشور، لزوم بازتعریف مفاهیم پایداری در این حوزه بر اساس واقعیت‌های نوین جهانی الزامی است. این مقوله در منظومه فکری انقلاب اسلامی، از ابعاد مرسوم بازرگانی عبور کرده و به عنوان یک سنگر دفاعی کلیدی در مقابله با فشارهای سازمان‌یافته دشمن تلقی می‌شود. بر این مبنا، صیانت از معیشت عمومی، هم‌ردیف با توان بازدارندگی دفاعی، پیشران استقلال اقتصادی در گام دوم انقلاب به شمار می‌رود.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ روزنامه وطن امروز نوشت: تکیه تاریخی بر گلوگاه‌های جنوبی و ساختارهای مالی وابسته به شبکه‌های واسطه‌ای، در شرایط تلاطم‌های منطقه‌ای و تحرکات جبهه استکبار، پاشنه آشیل استقلال اقتصادی محسوب می‌شود. انباشت ریسک در نقطه‌ای واحد، ثبات زنجیره تأمین را در معرض آسیب قرار داده و مدیریت هزینه‌های سربار را با چالش مواجه کرده است. از این رو، بهره‌برداری از ظرفیت‌های جایگزین و متنوع‌سازی مبادی ورودی، یک انتخاب میان گزینه‌های مختلف تلقی نمی‌شود، بلکه وظیفه‌ای حاکمیتی برای عبور از گلوگاه‌های ساختگی و تحمیلی در نظام بین‌الملل کنونی است که تاب‌آوری ملی را در برابر تهدیدات پیش‌بینی‌نشده تضمین می‌کند.
تحولات ساختاری اخیر در منطقه اوراسیا و همگرایی‌های نوظهور در بردار شمال، پنجره‌ای راهبردی را به سوی تأمین پایدار و کم‌هزینه نیازهای اساسی گشوده است. جمهوری اسلامی ایران با اتکا بر این ظرفیت‌های ژئوپلیتیک، در مسیری گام برمی‌دارد که مدیریت جامع بر زنجیره ارزش کالا، از منشأ تولید تا مصرف‌کننده نهایی، رکن اصلی آن را تشکیل می‌دهد. این راهبرد با کنار نهادن شیوه‌های منسوخ تأمین، بر حاکمیت مستقیم و هوشمندانه بر منابع منطقه تأکید داشته و امنیت پایدار را به عمق استراتژیک جمهوری اسلامی در کشورهای همسو پیوند می‌زند.
گزارش راهبردی حاضر با نگاهی تحلیلی به مؤلفه‌های پنجگانه «توسعه لجستیک شمال»، «استقلال در چرخه ارزی»، «بهینه‌سازی الگوی مصرف»، «توزیع هوشمند بار» و «تحول در دکترین مدیریتی»، نقشه راهی فراگیر برای نیل به امنیت غذایی خلل‌ناپذیر ترسیم می‌کند. تحقق این رویکرد، گامی اساسی در جهت خنثی‌سازی تحریم‌های ظالمانه و بستری برای شکوفایی اقتصادی در بستری مقتدر خواهد بود تا جریان تأمین مایحتاج مردم تحت هیچ شرایطی متأثر از اراده یا نفوذ قدرت‌های بیگانه قرار نگیرد.

ضرورت بازمهندسی هندسه واردات کالا
بررسی دقیق و کارشناسانه وضعیت موجود نشان می‌دهد تکیه تاریخی زنجیره تأمین ایران بر بنادر جنوبی، بویژه بندر امام خمینی(ره) و گلوگاه راهبردی تنگه هرمز، در سال‌های گذشته واجد مزایای لجستیکی مشخصی بود. با این حال، در شرایط کنونی و با توجه به فضای تقابل‌های بین‌المللی، تمرکز نزدیک به ۷۰ درصد از حجم واردات کشور در این منطقه، یک نقطه ضعف جدی و انباشت ریسک در یک مرکز حساس تلقی می‌شود. ادامه این وضعیت می‌تواند در زمان بروز بحران‌های محیطی یا فشارهای خارجی (که در حال حاضر می‌توان گفت چنین وضعیتی رقم خورده است)، ثبات تأمین کالاهای اساسی را با چالش‌های پیش‌بینی‌نشده مواجه سازد و پایداری سفره مردم را به مخاطره اندازد.
در مقام پاسخ به این چالش، راهبرد هوشمندانه نظام بر پایه جابه‌جایی ثقل تأمین کالا از حوزه خلیج‌فارس  به سمت دریای خزر و کشورهای آسیای میانه تعریف شده است. روسیه و اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا به عنوان تولیدکنندگان کلیدی غلات و نهاده‌های دامی، شرکایی راهبردی و پایدار هستند که دسترسی به آنها مستلزم عبور از آبراه‌های تحت نظارت ناوگان‌های بیگانه نیست. این مزیت ژئوپلیتیکی، ایران را قادر می‌سازد تا از منابع غنی منطقه‌ای در محیطی امن و به دور از تهدیدات دریایی دشمنان بهره‌مند شود و ضریب اطمینان واردات کالا را در چارچوب دیپلماسی فعال اقتصادی ارتقا دهد.
تحقق عملیاتی این تغییر مسیر، نیازمند فعال‌سازی ظرفیت‌های ریلی در مبادی مرزی اینچه‌برون، سرخس و آستارا و استفاده حداکثری از پتانسیل بنادر شمالی کشور نظیر امیرآباد و انزلی است. بر اساس محاسبات فنی، هدف‌گذاری برای تأمین حداقل نیمی از غلات مورد نیاز کشور از این مرزها، تاب‌آوری ملی را در برابر تکانه‌های خارجی به شکل جهشی افزایش می‌دهد. این دگرگونی در نقشه لجستیکی، نمودی بارز از اجرای سیاست راهبردی «نگاه به شرق» و بهره‌برداری هدفمند از مزیت همسایگی است که با هدف خنثی‌سازی آثار تحریم‌ها و تقویت زیرساخت‌های امنیت غذایی نظام انجام می‌شود.

حاکمیت بر چرخه مالی و تجاری؛ گذار از واسطه‌گری به خرید مستقیم و قراردادهای بلندمدت
یکی از نارسایی‌های دیرینه در ساختار تأمین اقلام ضروری، وابستگی به واسطه‌های مستقر در امارات عربی متحده و چرخه ارزی درهم است. در این شیوه، کالاهایی با منشأ روسیه یا قزاقستان از طریق شرکت‌های تجاری در دوبی خریداری می‌شوند که این روند هزینه‌های سنگین لجستیکی و کارمزدهای مضاعف را به اقتصاد ملی تحمیل می‌کند. همچنین، استمرار این وضعیت شریان ارزی کشور را در معرض رصد و پایش شبکه‌های مالی همسو با نظام سلطه قرار داده و موجب ایجاد یک گلوگاه آسیب‌پذیر در مسیر تأمین نیازهای راهبردی ایران شده است.
رویکرد کلان و جدید نظام در این حوزه، بر اصل ابتیاع مستقیم از مبدأ بنا شده است که گامی تحولی برای کوتاه کردن دست واسطه‌های فرامرزی به شمار می‌رود. بر مبنای این الگو، خریدهای مقطعی و کوتاه‌مدت جای خود را به قراردادهای بلندمدت و تعهدات پیش‌خرید با شرکت‌های بزرگ تولیدکننده در حوزه جغرافیایی اوراسیا می‌دهند. جمهوری اسلامی ایران با نهایی کردن توافقات تجاری، تثبیت قیمت‌ها و تعیین دقیق حجم مورد نیاز پیش از آغاز فصل تولید، امنیت تأمین پایدار را محقق می‌سازد و ضریب پیش‌بینی‌پذیری در زنجیره تأمین کالای اساسی را ارتقا می‌دهد.
استقرار این الگوی جدید، زمینه‌های لازم برای رهایی از سلطه دلار و درهم را در تبادلات مربوط به کالاهای اساسی فراهم می‌آورد. بهره‌گیری از پیام‌رسان‌های مالی غیروابسته نظیر سامانه‌های بانکی جایگزین، در کنار تسویه معاملات با استفاده از پول‌های ملی، مانع ارزی امارات را از مسیر تجاری ایران حذف کرده و اقتدار مالی کشور را به شکلی مؤثر تقویت می‌کند. صیانت از امنیت غذایی در گروی این است که مدیریت چرخه نقدینگی و فرآیند جابه‌جایی فیزیکی کالا، همزمان تحت اشراف کامل و حاکمیتی ایران قرار گیرند تا استقلال راهبردی در این عرصه به طور کامل متجلی شود.

بازمهندسی جیره غذایی بر مبنای ظرفیت‌های شمال
تطبیق جیره غذایی دام و طیور با ظرفیت‌های جغرافیایی مناطق شمال کشور، یکی از حلقه‌های محوری در زنجیره خودکفایی و پایداری نظام محسوب می‌شود. در دهه‌های گذشته، وابستگی عمیق به واردات ذرت و سویا از مبادی دوری همچون برزیل و آرژانتین، هزینه‌های سنگین حمل‌ونقل دریایی را به اقتصاد ملی تحمیل کرد و امنیت غذایی کشور را به تولیدات قاره‌های دور پیوند زد. اکنون شناسایی توانمندی‌های عظیم روسیه و کشورهای حوزه شمال در تولید «گندم دامی» و «کنجاله آفتابگردان»، یک جایگزین در دسترس و مطمئن را پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار داده است تا از وابستگی به بازارهای دوردست کاسته شود.
کارشناسان و فعالان حوزه کشاورزی بر این باورند که با اصلاح تخصصی فرمولاسیون جیره‌های دامی، امکان جایگزینی بخش بزرگی از ذرت و سویای وارداتی با محصولات موجود در حوزه اوراسیا بخوبی فراهم است. انجام این اقدام هوشمندانه به معنای کاهش تراکم و فشار عملیاتی بر بنادر و زیرساخت‌های جنوبی بوده و تراز تجاری کشور را با همسایگان شمالی به شکلی مطلوب متوازن می‌کند. این رویکرد تحولی، مدیریت زنجیره تأمین را به سمت استفاده از ظرفیت‌های سرزمینی و منطقه‌ای سوق می‌دهد و نقش مهمی در ارتقای دیپلماسی اقتصادی ایران در محیط پیرامونی ایفا می‌کند.
علاوه بر ابعاد فنی، تحلیل‌های اقتصادی جدید نشان می‌دهند با در نظر گرفتن مجموع هزینه‌های جابه‌جایی، تأمین کالا از مرزهای شمالی برای مصرف در استان‌های پرجمعیت مرکزی و شمالی ایران، در مقایسه با ارسال کالا از دورترین نقاط جنوبی، صرفه اقتصادی بالاتری دارد. بر این مبنا، بازنگری در ترکیب نهاده‌ها و اصلاح جیره غذایی، یک ضرورت پدافندی اجتناب‌ناپذیر و یک موفقیت در مسیر پیشرفت اقتصاد کشاورزی به شمار می‌آید. این الگوی جدید با تثبیت امنیت تأمین نهاده‌ها، راه را برای استواری بیشتر صنعت دامپروری در برابر تهدیدات و نوسانات جهانی هموار می‌کند.

ایجاد لایه‌های پشتیبان در شبکه لجستیک برای پایداری زنجیره تأمین
در چارچوب مدل جدید امنیت غذایی جمهوری اسلامی ایران، تدوین راهکارهای جایگزین و ایجاد لایه‌های پدافندی برای مواجهه با شرایط فوق‌العاده و محدودیت‌های احتمالی در مبادی ورودی اصلی، یک ضرورت قطعی به شمار می‌آید. این رویکرد عملیاتی بر پایه توزیع هوشمند محموله‌های اساسی در گستره وسیع‌تری از جغرافیای منطقه استوار شده است تا آمادگی نظام برای مدیریت هرگونه نوسان لجستیکی ارتقا یابد. در این مسیر، بندر راهبردی چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی کشور، جایگاه ممتازی در جذب بار و خنثی‌سازی ریسک‌های احتمالی حوزه خلیج‌فارس  دارد و تسریع در تکمیل اتصال ریلی آن، توان عملیاتی این منطقه را در خدمت منافع ملی و پدافند غیرعامل قرار می‌دهد.
تعمیق همکاری‌های منطقه‌ای با کشورهای همسایه، بخش مکمل این راهبرد است که فعال‌سازی ظرفیت‌های بنادر «گوادر» در پاکستان و «مرسین» در ترکیه را به عنوان نقاط پشتیبان برای تخلیه موقت و انتقال زمینی کالا در دستور کار قرار می‌دهد. استفاده از این ظرفیت‌های فرامرزی، انعطاف‌پذیری جمهوری اسلامی را در مانورهای لجستیکی دوچندان می‌کند و تضمین می‌دهد که در صورت بروز هرگونه اختلال سخت‌افزاری یا حملات سایبری در مبادی سنتی، جریان ورود کالاهای اساسی به کشور بدون وقفه ادامه یابد. این تدبیر هوشمندانه با تکیه بر دیپلماسی فعال همسایگی، آسیب‌پذیری‌های فیزیکی را به حداقل رسانده و امنیت زنجیره را به عمق جغرافیایی منطقه پیوند می‌زند.
استقرار این مدل توزیع‌یافته، سپر دفاعی مستحکمی ایجاد می‌کند که مانع ایجاد گسست در روند تأمین مایحتاج عمومی می‌شود و ثبات اجتماعی را در برابر تهدیدات نوین محافظت می‌کند. هدف غایی از این اقدامات راهبردی، تثبیت جایگاه ایران به عنوان مرکز مدیریت جریان کالا در منطقه و بهره‌برداری بهینه از مسیرهای ترانزیتی کشورهای دوست جهت تقویت انباشت ذخایر استراتژیک است. با اتکا به این الگوی هوشمند، نظام علاوه بر تأمین پایدار نیازهای داخلی، نقش‌آفرینی خود را در مناسبات اقتصادی منطقه‌ای افزایش داده و استقلال ساختاری خود را در حوزه تأمین و توزیع به منصه‌ ظهور می‌گذارد.

دگردیسی در رویکرد مدیریتی و هوشمندسازی زنجیره تأمین
تحقق تحولات ساختاری در زنجیره تأمین، پیش از هر اقدام فیزیکی، نیازمند بازنگری بنیادین در الگوهای ذهنی سطوح مدیریتی کشور است. در این چارچوب، نگاه به مقوله واردات کالاهای اساسی باید از قالب محدود «اداره تدارکات» خارج شده و بر پایه الگوی «دیپلماسی اقتصادی پیش‌دستانه» بازتعریف شود. این تغییر نگرش به معنای اتخاذ رویکردی پویا و تهاجمی در دیپلماسی تجاری است که در آن، تأمین نیازهای سفره مردم نه یک فعالیت بازرگانی ساده، بلکه یک مأموریت راهبردی برای صیانت از امنیت ملی و تقویت اقتدار نظام در برابر فشارهای بین‌المللی قلمداد می‌شود.
استفاده از ابزارهای نوین دانش‌بنیان، نظیر سیستم‌های پایش ماهواره‌ای محصولات کشاورزی در کشورهای مبدأ، مدیریت داده‌محور انبارها و استقرار پلتفرم‌های هوشمند برای رصد دقیق تمام حلقه‌های زنجیره، از مزارع روسیه تا سفره‌های ایرانیان، در زمره ملزومات حاکمیتی در نبرد اقتصادی کنونی قرار دارد. تکیه بر این مدل فناورانه سبب می‌شود جمهوری اسلامی ایران با خروج از موضع انفعالی در برابر نوسانات قیمت‌های جهانی، جایگاه خود را به عنوان یک کنشگر فعال و تعیین‌کننده در بازارهای منطقه‌ای تثبیت کند. با اعمال این اشراف اطلاعاتی، امکان مدیریت هوشمند ریسک فراهم شده و پایداری معیشت عمومی در سایه اقتدار مدیریتی و کنشگری فعالانه تضمین خواهد شد.

بسط اقتدار ملی و شکوفایی تمدنی در سایه تحول بنیادین زنجیره امنیت غذایی
عبور از دوران اتکای مطلق به مسیرهای پرریسک جنوبی و الگوهای خرید واسطه‌ای، سرآغاز عصر نوینی در تامین امنیت غذایی کشور محسوب می‌شود. بر اساس یافته‌های این گزارش راهبردی، ایجاد هم‌افزایی میان مؤلفه‌هایی همچون «لجستیک شمال»، «دیپلماسی ارزی در حوزه اوراسیا» و «تغییر آگاهانه در جیره غذایی»، یک قلعه دفاعی مستحکم در برابر جنگ اقتصادی دشمن پدید می‌آورد. این رویکرد چندبعدی، توان تاب‌آوری نظام را در برابر تکانه‌های خارجی ارتقا داده و سازوکارهای تأمین معیشت مردم را از حوزه‌های نفوذ رقیبان خارج می‌سازد تا ثبات ملی در بستر اقتصاد مقاومتی به بهترین شکل حفظ شود.
برنامه عملیاتی برای انتقال ۷۰ درصد از حجم بار به مسیرهای منطبق بر عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران، ضامن بقا و رفاه پایدار جامعه در شرایط نوین جهانی است. نظام با درک دقیق از واقعیت‌های میدانی و تحولات ساختار قدرت در سطح بین‌الملل، مسیر تأمین کالاهای اساسی را از دالان‌های ناامن تحت مدیریت غرب و وابستگی به چرخه پترودلار جدا کرده و به سمت جاده‌های همگرایی منطقه‌ای و پیمان‌های راهبردی میان‌مدت سوق داده است. این دگرگونی بنیادین، تبلور قدرت ملی در پاسخ به نیازهای روزآمد کشور و گامی بلند به سوی تحقق آرمان تمدن نوین اسلامی در بستری مقتدر، پویا و خودکفا به شمار می‌رود.
به فضل الهی و با هماهنگی دقیق میان نهادهای حاکمیتی و اجرایی، این نقشه راهبردی توانایی آن را دارد که آسیب‌پذیری‌های تاریخی ایران در حوزه واردات را به فرصت‌هایی طلایی برای شکوفایی اقتصادی و افزایش اقتدار بین‌المللی تبدیل کند. در نظام بین‌الملل آینده، حق سخن و تأثیرگذاری متعلق به کشورهایی است که زنجیره تأمین غذایی خود را از یوغ و اشراف قدرت‌های سلطه‌گر رها کرده باشند؛ مسیری روشن که جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت و تکیه بر توانمندی‌های درونی و ظرفیت‌های منطقه‌ای خود، گام برداشتن در آن را به عنوان یک راهبرد غیرقابل‌بازگشت انتخاب کرده است.