
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در بسیاری از مقاطع تاریخی، دولتها با تصور دستیابی سریع به اهداف سیاسی، امنیتی یا اقتصادی وارد منازعات نظامی شدهاند، اما تجربه نشان داده است که آغاز جنگ لزوماً به معنای امکان کنترل پیامدهای آن نیست. بسیاری از جنگها فراتر از برآوردهای اولیه گسترش یافته و نهتنها طرفهای درگیر، بلکه متحدان منطقهای و حتی نظم بینالمللی را تحت تأثیر قرار دادهاند. نمونههای متعدد در قرن بیستم و بیستویکم نشان میدهد که تصمیمات شتابزده برای استفاده از قدرت نظامی میتواند به بحرانهای انسانی، بیثباتی سیاسی، موجهای مهاجرت، گسترش افراطگرایی و فرسایش امنیت جهانی منجر شود. در بسیاری از موارد، کشورهایی که آغازگر تنش بودهاند، در ادامه با هزینههای سنگین اقتصادی، فرسایش توان نظامی، افزایش نارضایتی داخلی و کاهش اعتبار بینالمللی مواجه شدهاند، موضوعی که بیانگر پیچیدگی و غیرقابلپیشبینی بودن پیامدهای جنگ، به خصوص در جهان معاصر، است.
اقتصادهای بههم گره خورده
در دنیای مدرن، وابستگی متقابل اقتصادها سبب شده است که آثار جنگ دیگر محدود به میدان نبرد یا مرزهای جغرافیایی کشورها باقی نماند. اقتصاد جهانی امروز بر پایه شبکهای پیچیده از تجارت، انرژی، سرمایهگذاری، حملونقل و زنجیره تأمین شکل گرفته و هرگونه تنش نظامی میتواند این ساختار را بهصورت گسترده مختل کند. حتی یک درگیری منطقهای ممکن است باعث جهش قیمت انرژی، اختلال در بازارهای مالی، افزایش نرخ تورم و کاهش رشد اقتصادی در نقاط مختلف جهان شود. تجربه بحرانهای اخیر نشان داده است که بازارهای جهانی نسبت به ناامنی بسیار حساساند و جنگها میتوانند در مدت کوتاهی سرمایهگذاران را دچار هراس کرده و اقتصاد کشورهایی را که مستقیماً درگیر جنگ نیستند نیز با رکود، کاهش صادرات و بحرانهای معیشتی مواجه سازند. از همینرو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در عصر جهانیشدن، هزینههای اقتصادی جنگ گاه از دستاوردهای احتمالی آن بسیار فراتر میرود و حتی میتواند سالها بر اقتصاد جهانی سایه بیندازد.
کشتیرانی قربانی جنگ
یکی از حساسترین بخشهایی که در زمان جنگها آسیب میبیند، حوزه کشتیرانی و امنیت مسیرهای دریایی است؛ زیرا بخش عمده تجارت جهانی از طریق آبراههای بینالمللی انجام میشود. هرگونه ناامنی در تنگهها، بنادر و مسیرهای استراتژیک دریایی میتواند زنجیره تجارت جهانی را مختل کرده و هزینه حملونقل و بیمه کشتیها را بهشدت افزایش دهد. در چنین شرایطی، شرکتهای کشتیرانی ناچار به تغییر مسیر، کاهش تردد یا تعلیق فعالیت در مناطق بحرانی میشوند، موضوعی که مستقیماً بر قیمت کالاها، انتقال انرژی و دسترسی کشورها به مواد اولیه اثر میگذارد.
اختلال در مسیرهای دریایی همچنین میتواند موجب تأخیر گسترده در تحویل کالا، کمبود برخی محصولات در بازارهای جهانی و فشار مضاعف بر اقتصاد کشورها شود. به همین دلیل، امنیت کشتیرانی امروز تنها یک مسئله منطقهای یا نظامی نیست، بلکه به یکی از ارکان ثبات اقتصاد جهانی تبدیل شده و هرگونه جنگ یا تنش در آبراههای مهم میتواند تبعاتی فراتر از محاسبات اولیه بازیگران سیاسی ایجاد کند.
وحشت از موشکهای یمن و هزینه بیمه کشتیرانی!
در شرایطی که سیطره مقاومت یمن بر دریای سرخ و تنگه بابالمندب مسئلهای شناختهشده است، به گزارش رویترز، بسیاری از نفتکشها و کشتیهای حامل فرآوردههای انرژی، عبور از مسیر کوتاهتر کانال سوئز و دریای سرخ را کنار گذاشته و به مسیر طولانیتر «دماغه امیدنیک» در جنوب آفریقا روی آوردهاند. همزمان، شرکتهای بیمه دریایی نیز حق بیمه «ریسک جنگ» را برای کشتیهایی که از مناطق پرتنش عبور میکنند چند برابر کردهاند. طبق گزارش رویترز، این هزینهها در برخی موارد از حدود ۲هزار دلار به بیش از ۳۰هزار دلار برای هر سفر افزایش یافته است. غولهای کشتیرانی و انرژی مانند مرسک و قطر انرژی نیز بخشی از عملیات خود در دریای سرخ را متوقف یا محدود کردهاند. مدیرعامل مرسک اخیراً اعلام کرد که افزایش هزینه سوخت ناشی از بحران امنیتی منطقه، ماهانه صدها میلیون دلار بار مالی اضافی برای این شرکت ایجاد کرده است.
هزینه سنگین ناامنی در دریای سرخ
گفتنی است، افزایش بیسابقه هزینه بیمه کشتیها و تغییر مسیر نفتکشها از دریای سرخ به دماغه امیدنیک، نشان میدهد که تحولات امنیتی منطقه دیگر صرفاً یک مسئله نظامی یا سیاسی نیست، بلکه مستقیماً به قلب اقتصاد جهانی ضربه میزند. در جهانی که بخش بزرگی از تجارت انرژی و کالا از مسیرهای دریایی عبور میکند، هرگونه اختلال در آبراههای استراتژیک میتواند زنجیره تأمین، قیمت سوخت، هزینه حملونقل و حتی نرخ تورم جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. آنچه امروز در دریای سرخ رخ میدهد، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده که جنگها و تنشهای منطقهای، برخلاف تصور برخی بازیگران، محدود و قابلکنترل باقی نمیمانند و پیامدهای آن میتواند تا بازارهای جهانی، شرکتهای بزرگ کشتیرانی و زندگی روزمره میلیونها نفر در نقاط مختلف جهان امتداد پیدا کند. اما این مسئله روی دیگری هم دارد، آن هم قدرت یمن و سیطره آن بر این آبهاست. دیگر مقاومت یمن مسئلهای داخلی یا حتی منطقهای نیست، بلکه در تصمیمگیریهای جهانی نقش دارد. این هزینه هنگفت که اقتصاد جهانی میپردازد، نتیجه ماجراجوییهای رژیم اسرائیل و آمریکایی است که در این روزها کاملاً در پازل این رژیم توسعهطلب و جنایتکار جنگی بازی میکند؛ در واقع اسرائیل که ایالتی از ایالتها آمریکا تصور میشود حالا برای دیگر ایالتها هم تعیین تکلیف میکند و با جنگافروزیهای خود کل جهان و اقتصاد جهانی را گرفتار میکند./ کیهان