تاریخ : 1405,یکشنبه 27 ارديبهشت01:15
کد خبر : 556809 - سرویس خبری : یادداشت

مصطفی نجفی؛

چند نکته مهم درباره سفر ترامپ به پکن

‌در سال‌های گذشته، آمریکا تلاش می‌کرد میان سیاست مهار چین و اطمینان‌بخشی به متحدانش نوعی انسجام برقرار کند؛ اما در دولت ترامپ، این پیوند تا حد زیادی گسسته شده است. حتی در شرایطی که واشنگتن سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای تقویت همکاری‌های دریایی با فیلیپین انجام داده، نگرانی‌ها درباره رفتار چین در دریای جنوبی چین در دستور کار اصلی سفر ترامپ به پکن چندان برجسته نبود. اکنون به نظر می‌رسد آمریکا ترجیح می‌دهد هر رابطه را به‌صورت پرونده‌ای مستقل مدیریت کند، نه بخشی از یک راهبرد منسجم جهانی.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مصطفی نجفی/// ‌سفر ترامپ به پکن را نمی‌توان صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمولی دانست؛ این سفر نشانه‌ای از تغییر درک واشنگتن از نظم جهانی و نحوه مواجهه آمریکا با چین بود. مجموعه پیام‌هایی که از این سفر مخابره شد، نه فقط برای پکن، بلکه برای متحدان سنتی آمریکا در آسیا و اروپا و حتی دشمنان واشنگتن نیز معنا‌دار بود.

‌۱. سفر ترامپ به چین، نخستین سفر یک رئیس‌جمهور آمریکا از سال ۱۹۹۸ بود که صرفاً به دیدار با رهبران چینی اختصاص داشت و برخلاف سنت رایج کاخ سفید، با توقف در کشورهای متحد منطقه همراه نشد. همین موضوع به‌تنهایی حامل پیامی روشن بود: واشنگتن دیگر الزامی نمی‌بیند که تعامل با چین را در چارچوب هماهنگی با متحدانش تعریف کند.

‌در سال‌های گذشته، آمریکا تلاش می‌کرد میان سیاست مهار چین و اطمینان‌بخشی به متحدانش نوعی انسجام برقرار کند؛ اما در دولت ترامپ، این پیوند تا حد زیادی گسسته شده است. حتی در شرایطی که واشنگتن سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای تقویت همکاری‌های دریایی با فیلیپین انجام داده، نگرانی‌ها درباره رفتار چین در دریای جنوبی چین در دستور کار اصلی سفر ترامپ به پکن چندان برجسته نبود. اکنون به نظر می‌رسد آمریکا ترجیح می‌دهد هر رابطه را به‌صورت پرونده‌ای مستقل مدیریت کند، نه بخشی از یک راهبرد منسجم جهانی.

‌۲. در موضوع ایران نیز، دستاورد ملموسی برای ترامپ دیده نشد. اگرچه او پس از دیدار با شی جین‌پینگ مدعی شد دو طرف بر جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران و ضرورت باز نگه داشتن تنگه هرمز توافق دارند، اما این مواضع اساساً همان خطوط سنتی و تکراری سیاست چین بود و نشانه‌ای از همراهی جدید پکن با فشارهای واشنگتن علیه تهران دیده نشد. مهم‌تر اینکه ترامپ ظاهراً نتوانست چین را برای کاهش یا توقف واردات نفت از ایران با خود همراه کند.

‌۳. چینی‌ها همچنین به‌خوبی الگوی رفتاری ترامپ را درک کرده‌اند؛ الگویی که بسیاری از رهبران خارجی و مدیران شرکت‌های بزرگ آمریکایی برای تأثیرگذاری بر او به کار گرفته‌اند: ستایش شخصی، اعطای امتیازات نمادین و وعده سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی. در جریان سفر پکن نیز نسخه چینی همین مدل به‌وضوح به نمایش درآمد؛ از تشریفات ویژه گرفته تا برجسته‌سازی رابطه شخصی میان ترامپ و شی.

‌۴. اما شاید مهم‌ترین پیام این سفر، برای متحدان آمریکا در آسیا بود. پکن تلاش کرد از تمایل ترامپ به کاهش تنش و حفظ رابطه‌ای گرم با شی جین‌پینگ استفاده کند تا این تصور را القا کند که واشنگتن دیگر شریک امنیتی کاملاً قابل اتکایی نیست. پیام غیرمستقیم به توکیو، تایپه و دیگر شرکای منطقه‌ای این بود که ترامپ بیش از هر چیز برای رابطه مستقیم خود با چین اهمیت قائل است و عملاً پکن را به‌عنوان همتای هم‌سطح آمریکا در مدیریت نظم جهانی پذیرفته است.

‌۵. شاید به همین دلیل است که از سال ۲۰۲۵ تاکنون، موجی از سفر رهبران متحدان سنتی آمریکا به پکن شکل گرفته است؛ از استرالیا و کانادا گرفته تا فرانسه، آلمان، بریتانیا، کره جنوبی و اسپانیا. برخی از این کشورها که سال‌ها فاصله محسوسی از چین گرفته بودند، اکنون دوباره در حال فعال‌سازی کانال‌های سیاسی و اقتصادی خود با پکن هستند. سفر کی‌یر استارمر به چین در سال ۲۰۲۶، نخستین سفر یک نخست‌وزیر بریتانیا به پکن از زمان ترزا می در سال ۲۰۱۸ بود. همچنین سفر رسمی پادشاه اسپانیا پس از هجده سال، نشانه‌ای دیگر از بازگشت تدریجی اروپا به تعامل فعال‌تر با چین تلقی می‌شود.

‌این روند نشان می‌دهد که همزمان با تغییر اولویت‌های راهبردی واشنگتن و افزایش نگرانی‌ها نسبت به رویکرد یک‌جانبه‌گرایانه ترامپ، متحدان آمریکا نیز در حال بازتنظیم روابط خود با پکن هستند. آنها نمی‌خواهند در جهانی که آمریکا تعهداتش را سیال‌تر تعریف می‌کند، بدون گزینه جایگزین باقی بمانند.

‌۶. در عین حال، رویکرد ترامپ در قبال چین بیش از هر زمان دیگری معامله‌محور به نظر می‌رسد. او میان مسائل اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی مرز روشنی قائل نیست و تصور می‌کند بسیاری از اختلافات را می‌توان از طریق رابطه شخصی با شی جین‌پینگ حل کرد. همین نگاه این نگرانی را ایجاد کرده که واشنگتن ممکن است در ازای دستاوردهای کوتاه‌مدت اقتصادی ــ مانند خرید سویا یا هواپیما توسط چین ــ در موضوعات راهبردی‌تری چون تایوان یا محدودیت‌های فناوری، انعطاف نشان دهد.

‌۷. با این حال، این وضعیت یک خطر متقابل نیز دارد. هنگامی که واشنگتن به‌صورت علنی بر تعهداتش نسبت به متحدان منطقه‌ای تأکید قاطع نمی‌کند، این احتمال افزایش می‌یابد که پکن اراده واقعی آمریکا را اشتباه محاسبه کند و میزان آمادگی واشنگتن برای دفاع از منافعش را کمتر از واقع برآورد کند؛ سوءبرداشتی که می‌تواند در آینده، بستر تنش‌های خطرناک‌تری را فراهم کند.