تاریخ : 1405,دوشنبه 04 خرداد03:30
کد خبر : 557143 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

روایت رسانه‌های غرب از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که دنیا را تغییر داد؛

سایه سنگین هرمز بر جهان / بحرانی با ابعاد اقتصادی، مالی و ژئوپلیتیکی

مجموعه گزارش‌ها، تحلیل‌ها و ارزیابی‌هایی که طی هفته‌های اخیر در رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی منتشر شده، نشان می‌دهد بحران تقابل میان ایران و آمریکا، دیگر صرفاً یک منازعه سیاسی یا امنیتی محدود به خاورمیانه تلقی نمی‌شود، بلکه به‌تدریج به مساله‌ای با ابعاد اقتصادی، مالی و ژئوپلیتیک جهانی تبدیل شده است. در این روایت‌ها، جنگ و تنش در خلیج فارس نه فقط به‌عنوان یک بحران منطقه‌ای، بلکه به‌مثابه عاملی برای اختلال در نظم انرژی، تجارت جهانی، بازارهای مالی و حتی ساختار سنتی قدرت اقتصادی آمریکا توصیف می‌شود.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مجموعه گزارش‌ها، تحلیل‌ها و ارزیابی‌هایی که طی هفته‌های اخیر در رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی منتشر شده، نشان می‌دهد بحران تقابل میان ایران و آمریکا، دیگر صرفاً یک منازعه سیاسی یا امنیتی محدود به خاورمیانه تلقی نمی‌شود، بلکه به‌تدریج به مساله‌ای با ابعاد اقتصادی، مالی و ژئوپلیتیک جهانی تبدیل شده است. در این روایت‌ها، جنگ و تنش در خلیج فارس نه فقط به‌عنوان یک بحران منطقه‌ای، بلکه به‌مثابه عاملی برای اختلال در نظم انرژی، تجارت جهانی، بازارهای مالی و حتی ساختار سنتی قدرت اقتصادی آمریکا توصیف می‌شود.
متن پیش‌ رو تلاشی است برای بازخوانی و تجمیع مهم‌ترین گزاره‌ها و روایت‌های مطرح‌شده در رسانه‌هایی چون رویترز، فایننشال تایمز، بلومبرگ، ال‌مانیتور و همچنین گزارش‌های منتشرشده از سوی اندیشکده‌های غربی. این گزارش می‌کوشد نشان دهد که چگونه از نگاه این رسانه‌ها، سیاست «فشار حداکثری» آمریکا در برابر ایران به یک «بن‌بست فرساینده» رسیده، بحران انرژی ناشی از اختلال در تنگه هرمز اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده و همزمان تحولات مالی و ژئوپلیتیکی جدیدی ـ از تهدید پترودلار تا افزایش نفوذ چین ـ در حال شکل‌گیری است. همچنین در این روایت، آثار مستقیم بحران بر زندگی روزمره مردم در غرب، از افزایش هزینه مسکن و انرژی تا فشار بر بازارهای مالی و صنایع بزرگ، به‌عنوان بخشی از پیامدهای این تقابل مورد توجه قرار گرفته است.

بن‌بست راهبردی آمریکا در برابر ایران
رسانه‌ها و تحلیل‌گران غربی در هفته‌های اخیر، سیاست «فشار حداکثری» آمریکا علیه ایران را وارد مرحله‌ای از فرسایش و بن‌بست توصیف کرده‌اند. به گزارش خبرگزاری رویترز، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، تصریح کرده است که واشنگتن در قبال ایران به یک «بن‌بست راهبردی» رسیده و ابزار تهدید و فشار نظامی نتوانسته به نتیجه مورد انتظار آمریکا منجر شود.
رویترز همچنین در گزارشی با اشاره به اختلاف دیدگاه در محافل سیاست خارجی آمریکا نوشت اصرار دونالد ترامپ بر «پیروزی مطلق» و «تسلیم محض ایران»، عملاً امکان دستیابی به توافق را از بین برده است. این رسانه به نقل از تحلیل‌گران غربی تاکید کرد «برخلاف جنگ‌های تعرفه‌ای، نمی‌توان ایران را از لبه پرتگاه ترساند و از او امتیاز ویژه گرفت» و به همین دلیل، سیاست «لبه پرتگاه» آمریکا در برابر تهران به بن‌بست رسیده است.
در حوزه داخلی آمریکا نیز پیامدهای اقتصادی این بحران، فشار سیاسی قابل توجهی بر جمهوری‌خواهان وارد کرده است. روزنامه Financial Times و خبرگزاری رویترز گزارش داده‌اند که افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمت بنزین و عبور بهای آن از ۵ دلار در هر گالن، همراه با جهش شاخص‌های تورمی، جمهوری‌خواهان را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر در وضعیت تدافعی قرار داده است. بر اساس این گزارش‌ها، شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) به ۳.۸ درصد و شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) به ۶ درصد رسیده و همین مساله، انتقادها نسبت به سیاست خارجی دولت آمریکا را تشدید کرده است.
در همین حال شکاف در همسویی سنتی آمریکا و اسرائیل نیز به یکی از محورهای مورد توجه تحلیل‌گران تبدیل شده است. اندیشکده Atlantic Council و خبرگزاری رویترز گزارش داده‌اند بسیاری از آمریکایی‌ها دیگر منافع خود را الزاماً همسو با اسرائیل نمی‌بینند. جیک سالیوان نیز هشدار داده است نگرانی از کشیده شدن آمریکا به یک «جنگ فرساینده» در خاورمیانه، فشارها برای مشروط‌سازی کمک‌های امنیتی به تل‌آویو را افزایش داده است.

بازار جهانی انرژی؛ از جهش قیمتی تا اتمام فیزیکی ذخایر
همزمان با تشدید بحران در خلیج فارس، رسانه‌های اقتصادی و نهادهای بین‌المللی نسبت به ورود بازار جهانی انرژی به مرحله‌ای بی‌سابقه از بی‌ثباتی هشدار داده‌اند. بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی (IEA)، ذخایر راهبردی نفت جهان اکنون با نرخ روزانه ۸.۵ میلیون بشکه در حال تخلیه است و تنها طی 2 ماه اخیر، حدود ۲۴۶ میلیون بشکه از این ذخایر مصرف شده است.
خبرگزاری رویترز و روزنامه Financial Times نیز با استناد به ارزیابی کارشناسان انرژی نوشته‌اند وضعیت فعلی «آرامش قبل از توفان» است و در صورت پایان ذخایر راهبردی، قیمت نفت می‌تواند از مرز ۱۵۰ تا ۱۸۰ دلار عبور کند.
در بخش حمل‌ونقل و صنایع نیز آثار بحران آشکار شده است. آژانس بین‌المللی انرژی، رویترز و رسانه The Cradle گزارش داده‌اند قیمت سوخت جت در اروپا ۱۰۵ درصد افزایش یافته و تنها شرکت لوفت‌هانزا ناچار به لغو ۲۰ هزار پرواز شده است. همچنین بازار فیزیکی محموله‌های فوری نفت، هم‌اکنون به مرز ۱۵۰ دلار رسیده است.
رویترز در گزارشی دیگر نوشت بحران انرژی به جیره‌بندی سوخت در برخی کشورها و رکود در صنایع بزرگ منجر شده است. این رسانه از خسارت ۴.۳ میلیارد دلاری شرکت Toyota در پی اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینه انرژی خبر داده است.
در حوزه آسیایی نیز «بنیاد تحقیقاتی آبزرور هند» هشدار داده انسداد تنگه هرمز، به دلیل وابستگی ۶۰ درصدی پالایشگاه‌های آسیا به نفت خلیج فارس، به بحرانی «غیرقابل جبران در کوتاه‌مدت» تبدیل شده است. این گزارش تاکید می‌کند که محدودیت‌های فنی پالایشگاه‌های آسیایی، امکان تغییر سریع نوع خوراک نفتی را از بسیاری از کشورها گرفته است. در حالی که چین و هند به دلیل برخورداری از پالایشگاه‌های مدرن‌تر، تاب‌آوری بیشتری دارند، ژاپن به دلیل «وابستگی ساختاری» و نبود امکان جایگزینی سریع نفت منطقه، با شدیدترین سطح آسیب‌پذیری مواجه شده است.

مدیریت نوین ایران بر آبراه هرمز و تحمیل نظم دریایی جدید
در کنار بحران انرژی، نحوه مدیریت تنگه هرمز از سوی ایران نیز به یکی از موضوعات اصلی تحلیل‌های بین‌المللی تبدیل شده است. رسانه Al-Monitor و روزنامه Financial Times گزارش داده‌اند که ایران توانسته تهدید «بستن هرمز» را از یک فرضیه سیاسی به ابزاری عملی برای اعمال حاکمیت تبدیل کند.
بر اساس این گزارش‌ها، تهران با اجازه عبور به نفتکش‌های چینی و برخی کشورهای همسو، عملاً بخشی از فشارهای آمریکا را خنثی کرده است. فایننشال تایمز همچنین از گزارش‌هایی خبر داده که نشان می‌دهد برخی کشورهای اروپایی برای عبور کشتی‌های خود، مستقیماً با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد مذاکره شده‌اند؛ اقدامی که به تعبیر این رسانه، به معنای پذیرش «اقتدار ایران» بر تنگه هرمز است.
فایننشال تایمز در گزارش دیگری نوشت تردد دریایی در خلیج فارس حدود ۹۰ درصد کاهش یافته و کرایه حمل‌ونقل جاده‌ای در مسیرهایی نظیر دوبی به کویت تا 4 برابر افزایش یافته است؛ مساله‌ای که نشان‌دهنده اختلال گسترده در زنجیره تجارت منطقه‌ای است. در همین حال رسانه‌های Business Times، The Cradle و رویترز تاکید کرده‌اند مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز، از جمله خطوط لوله عربستان و امارات، تنها بخش محدودی از نیاز بازار را پوشش می‌دهند و به دلیل آسیب‌پذیری در برابر حملات پهپادی، کارایی کامل ندارند. این رسانه‌ها نتیجه گرفته‌اند که تنگه هرمز همچنان «غیرقابل جایگزین» باقی مانده است.
رویترز همچنین گزارش داده امارات عربی متحده پروژه افزایش ظرفیت صادرات نفت از مسیر فجیره و توسعه خط لوله غرب ـ شرق را با شتاب بیشتری دنبال می‌کند. به نوشته این خبرگزاری، این تصمیم واکنشی مستقیم به «بسته شدن عملی هرمز» و گسترش منطقه عملیاتی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا شعاع ۳۰۰ مایلی ارزیابی می‌شود؛ موضوعی که به گفته تحلیل‌گران، نشانه شکل‌گیری یک نظم دریایی جدید در خلیج فارس است.

تحولات در نظام مالی و تهدید پترودلار
همزمان با تشدید بحران در خاورمیانه، برخی رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی از آغاز تحولاتی سخن می‌گویند که می‌تواند به تضعیف تدریجی سلطه مالی آمریکا در اقتصاد جهانی منجر شود. خبرگزاری رویترز در گزارشی با اشاره به گسترش همکاری‌های اقتصادی میان برخی کشورها و ایران نوشت روند ایجاد سازوکارهای جدید برای تهاتر کالا و انجام مبادلات با ارزهای ملی، به‌طور مستقیم نظام «پترودلار» را که از دهه ۱۹۷۰ پایه اصلی تجارت جهانی انرژی بوده، تهدید می‌کند.
رویترز تاکید کرده است که برخی کشورها با هماهنگی ایران در حال طراحی «مسیرهای ویژه مالی» برای کاهش وابستگی به دلار هستند؛ روندی که به گفته تحلیل‌گران، در صورت تداوم می‌تواند بخشی از نفوذ مالی واشنگتن بر بازارهای جهانی را تضعیف کند. این گزارش‌ها همزمان با افزایش نگرانی‌ها درباره استفاده گسترده آمریکا از ابزار تحریم و محدودیت‌های بانکی منتشر شده است و بسیاری از ناظران آن را نشانه‌ای از تلاش کشورها برای ایجاد ساختارهای موازی در تجارت جهانی ارزیابی می‌کنند.
در همین حال اندیشکده Wilson Center در گزارشی به افزایش نفوذ اقتصادی چین در آمریکای لاتین پرداخته و آورده است: همزمان با درگیر شدن آمریکا در بحران خاورمیانه، حجم نفوذ تجاری پکن در این منطقه بین ۱۲ تا ۱۷ برابر افزایش یافته است. این اندیشکده، روند مذکور را نشانه‌ای از شکست تدریجی «دکترین مونرو» در برابر «دیپلماسی اقتصادی پکن» توصیف کرده و هشدار داده است که تمرکز واشنگتن بر بحران‌های امنیتی، فضای بیشتری برای گسترش نفوذ اقتصادی چین در «حیاط خلوت سنتی آمریکا» فراهم کرده است.

بحران در هزینه‌های مالی و فشار بر خانوارها
پیامدهای بحران انرژی و نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک، اکنون به‌طور مستقیم بر معیشت خانوارها و بازارهای مالی جهانی اثر گذاشته است. روزنامه Financial Times گزارش داده هزینه وام‌های مسکن در آمریکا و اروپا، به دلیل نگرانی بازارها از تورم ناشی از افزایش قیمت انرژی، به بالاترین سطح در 2 دهه اخیر رسیده است؛ این در حالی است که نرخ‌های بهره رسمی بانک‌های مرکزی تغییر محسوسی نداشته‌اند.
فایننشال تایمز در تحلیل خود تاکید کرده بازارهای مالی، افزایش پایدار هزینه انرژی را به معنای استمرار تورم و فشار بیشتر بر هزینه استقراض تلقی می‌کنند؛ مساله‌ای که به‌طور مستقیم قدرت خرید خانوارها و بازار مسکن را تحت تأثیر قرار داده است.
خبرگزاری رویترز نیز از افزایش خسارت شرکت‌های بزرگ جهانی در پی بحران انرژی و اختلال در زنجیره تأمین خبر داده است. بر اساس این گزارش، شرکت‌هایی مانندWhirlpool ، Continental AG و شماری از شرکت‌های بزرگ هواپیمایی با کاهش شدید سودآوری و حتی توقف بخشی از تولید و خدمات خود مواجه شده‌اند. رویترز مجموع خسارت‌های ثبت‌شده در این بخش را حدود ۲۵ میلیارد دلار برآورد کرده است.
در بازارهای مالی نیز نگرانی‌ها از ورود اقتصاد جهانی به مرحله «رکود تورمی» افزایش یافته است. شبکه Bloomberg گزارش داده جهش بازدهی اوراق قرضه و صعود قیمت نفت به بالای ۱۰۵ دلار، فشار سنگینی بر بازارهای سهام وارد کرده و خطر اصلاح شدید شاخص‌های بورس را افزایش داده است. تحلیل‌گران بازار به بلومبرگ گفته‌اند با وجود رشد شکننده بخش فناوری، وال‌استریت تحت فشار افزایش هزینه‌های استقراض و رشد قیمت انرژی، در آستانه «سقوط و تجدید ارزیابی گسترده» قرار گرفته است؛ وضعیتی که می‌تواند به موج تازه‌ای از بی‌ثباتی مالی در اقتصاد جهانی منجر شود.

فرجام سخن
1- روایت غالب در بخشی از رسانه‌های غربی این است که تقابل آمریکا با ایران از سطح فشار سیاسی و نظامی فراتر رفته و به یک «بن‌بست فرساینده» رسیده است. در این تصویر، سیاست «فشار حداکثری» نه به تسلیم ایران انجامیده و نه توانسته مسیر دیپلماسی را باز کند. بلکه همزمان با افت محبوبیت داخلی ترامپ در آمریکا، افزایش هزینه‌های زندگی و تشدید شکاف میان واشنگتن و تل‌آویو، خود آمریکا را در موقعیت دفاعی قرار داده است.
2- تحلیل‌گران و اندیشکده‌ها جهان را درگیر پیامدهای مستقیم بحران انرژی می‌دانند؛ بحرانی که با اختلال در تنگه هرمز، تخلیه ذخایر راهبردی، جهش قیمت سوخت، اختلال در حمل‌ونقل هوایی و دریایی و فشار بر صنایع بزرگ، به مرحله‌ای رسیده که دیگر فقط «هشدار» نیست و به ادعای آنها، امنیت انرژی جهان را وارد فاز بحران واقعی کرده است. در این چارچوب، اقتصادهای آسیایی، به‌ویژه کشورهایی که به نفت خلیج فارس وابستگی بیشتری دارند، آسیب‌پذیرترین بازیگران معرفی می‌شوند.
3- همچنین از تحلیل‌ها این چنین برمی‌آید که ایران توانسته تنگه هرمز را از یک تهدید بالقوه به ابزار فشار واقعی بدل کند و با نوعی کنترل گزینشی، نظم دریایی منطقه را به نفع خود بازتعریف کند. همزمان، تلاش‌ها برای دور زدن هرمز از طریق خطوط لوله و مسیرهای جایگزین، در این روایت، ناکافی و پرهزینه توصیف می‌شود تا جایی که حتی کشورهای منطقه نیز ناچار به بازتنظیم راهبردهای صادراتی و لجستیکی خود شده‌اند.
4- در سطح کلان‌تر، تحلیل‌گران جنگ را شتاب‌دهنده افول نظم مالی و ژئوپلیتیک تحت رهبری آمریکا می‌بینند: از تضعیف پترودلار و گرایش به ارزهای محلی، تا تقویت همکاری‌های چین، روسیه و ایران و شکل‌گیری بلوک‌ها و توافق‌های جدید برای کاهش وابستگی به زنجیره تأمین غربی. جمع‌بندی این روایت آن است که جنگ علیه ایران نه‌تنها به مهار تهران نرسیده، بلکه به بازآرایی اقتصاد جهانی، افزایش هزینه‌های معیشتی در غرب و تشدید شکاف در ائتلاف‌های سنتی آمریکا انجامیده است./ وطن امروز