تاریخ : 1405,شنبه 09 خرداد20:55
کد خبر : 557319 - سرویس خبری : فرهنگی اجتماعی

تجرد تحمیلی؛ بحرانی که آینده جمعیت ایران را نشانه رفته است

کاهش زاد و ولد، پیری جمعیت و افزایش اختلالات روانی؛ سه پیامد هشداردهنده بحران تجرد در ایران. آمارها نشان می‌دهد بیش از ۱۸ میلیون نفر هرگز ازدواج نکرده‌اند و کارشناسان می‌گویند: این پدیده بیش از آنکه یک انتخاب باشد، یک «تکلیف تحمیل‌شده» است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ آمارهای رسمی نشان می‌دهد بیش از ۱۸ میلیون نفر در کشور هرگز ازدواج نکرده‌اند. بر اساس آخرین داده‌ها، حدود ۸۲۰ هزار مرد بالای ۵۰ سال و ۳۴۰ هزار زن بالای ۴۵ سال در ایران مجرد هستند و بیش از یک میلیون و ۱۶۰ هزار نفر نیز از سنین باروری و ازدواج عبور کرده و در وضعیت تجرد قطعی قرار گرفته‌اند.

علیرضا شریفی یزدی روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه با اشاره به این آمار هشداردهنده می‌گوید: به نظر می‌رسد بخشی از جامعه در حال ورود به فضایی جدید است. مفهوم خانه و خانواده، آن‌گونه که به طور سنتی در طول تاریخ تعریف شده بود، در میان گروه قابل توجهی از اعضای جامعه در حال شکسته شدن است.

تجرد تحمیلی نه انتخاب آزادانه

این روانشناس اجتماعی تأکید می‌کند: شرایط اقتصادی و سیاست‌های اقتصادی در دو تا سه دهه گذشته به دلیل بیکاری و تحریم‌ها، موجب شده است که گروهی از افراد نه به صورت انتخابی، بلکه به صورت اجباری به سمت تجرد حرکت کنند. به عبارت دیگر، «عدم ازدواج» یا «ازدواج سفید» در بسیاری موارد انتخاب آزادانه نیست، بلکه واکنشی به فشارهای اقتصادی و اجتماعی و نوعی «تکلیف تحمیل‌شده» است.

به گفته وی، بسیاری از افرادی که ظاهراً «انتخاب» کرده‌اند که ازدواج نکنند، در واقع تحت تأثیر ترس‌ها، تجربیات تلخ یا فشارهای محیطی هستند که آن‌ها را از ازدواج دور کرده است. این موضوع نشان می‌دهد که «انتخاب» در بسیاری از موارد، یک واکنش دفاعی یا نتیجه شرایط خاص است، نه یک تصمیم کاملاً آزادانه.

پیامدهای هشداردهنده تجرد گسترده

این کارشناس حوزه خانواده، نخستین پیامد این معضل را کاهش زاد و ولد می‌داند و هشدار می‌دهد: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که به سمت پیری جمعیت در حال حرکت است. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که تا سال ۱۴۲۲، نزدیک به ۲۳ درصد از جمعیت ایران، سالمند خواهند بود در حالی که زیرساخت‌های بهداشتی و صندوق بازنشستگی کشور پاسخگوی این وضعیت نیستند.

وی درباره پیامد دیگر این پدیده می‌گوید: انسان موجودی اجتماعی و در پی برقراری ارتباط است. وقتی ازدواجی صورت نمی‌گیرد، روابط به سمت روابط کوتاه‌مدت و سطحی می‌رود و نیازهای عمیق عاطفی در آن رابطه پاسخ داده نمی‌شود. این وضعیت، زمینه را برای انواع اختلالات روانی مثل افسردگی و اضطراب فراهم می‌کند. احساس تنهایی، دوست داشته نشدن و عدم تعلق، آسیب‌های اجتماعی ریز و درشتی به همراه می‌آورد که افکار خودکشی یکی از جدی‌ترین آن‌هاست.

ازدواج سفید؛ پاسخی ناکارآمد به نیازهای عمیق

این روانشناس اجتماعی در ادامه به پدیده «هم‌خانگی» یا آنچه در ایران به «ازدواج سفید» معروف شده، اشاره می‌کند و می‌گوید: این سبک زندگی هرچند نیازهای سطحی را پوشش می‌دهد، اما اغلب پاسخگوی نیازهای عمیق و پایدار عاطفی نیست و خود می‌تواند چالش‌های جدیدی ایجاد کند.

وی با اشاره به اینکه در کشورهای غربی، پدیده «هم‌خانگی» دارای پشتوانه قانونی و حقوقی مشخص است، تأکید می‌کند: در ایران، به دلیل موانع حقوقی، فرهنگی و عرفی، این سبک زندگی عموماً به عنوان یک خانواده رسمی پذیرفته نمی‌شود. به ویژه زنان به دلیل فقدان حمایت‌های قانونی و اجتماعی، آسیب‌های جدی‌تری متحمل می‌شوند.

کودکان قربانیان خاموش

این کارشناس با اشاره به آسیب‌پذیرترین گروه در این معضل، می‌گوید: در برخی از این ازدواج‌های سفید که منجر به فرزنددار شدن می‌شوند، کودک با شرایط بسیار خاصی روبرو می‌شود. این کودکان اغلب به دلیل نداشتن چارچوب قانونی و حمایت‌های اجتماعی مشخص، با چالش‌های هویتی و عاطفی عمیقی مواجه هستند. نبود تعهد قانونی و اجتماعی می‌تواند امنیت روانی کودک را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.

خانواده؛ نهادی تغییرپذیر اما غیرقابل حذف

این روانشناس اجتماعی در پاسخ به این پرسش که آیا اساساً انسان بدون تشکیل خانواده می‌تواند ادامه دهد، می‌گوید: تجربه تاریخی نشان داده است که جوامعی که تلاش کردند نهاد سنتی خانواده را تضعیف کنند، با شکست مواجه شدند. خانواده یک نیاز ذاتی و غیرقابل حذف برای جامعه است.

وی تأکید می‌کند: هیچ سیستم اجتماعی نمی‌تواند بدون نهاد خانواده، به ویژه در تربیت نسل آینده و ایجاد امنیت عاطفی، پایدار بماند. شکل و ساختار خانواده در طول تاریخ همیشه در حال تغییر و تکامل بوده، اما «نیاز به خانواده» به عنوان یک نهاد بنیادین، هرگز از بین نرفته است.

جمع‌بندی

آمارها و تحلیل‌های کارشناسان نشان می‌دهد ایران با بحران فزاینده تجرد مواجه است. آنچه این بحران را نگران‌کننده‌تر می‌کند، «اجباری» بودن آن برای بسیاری از افراد است؛ افرادی که به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی، عملاً از تشکیل خانواده بازمانده‌اند. پیامدهای این پدیده، از کاهش زاد و ولد و پیری جمعیت گرفته تا افزایش اختلالات روانی و آسیب‌های اجتماعی، می‌تواند آینده کشور را با چالش‌های جدی مواجه کند. کارشناسان بر این باورند که تغییر شکل خانواده در طول تاریخ طبیعی است، اما حذف آن به عنوان یک نهاد بنیادین، هرگز تجربه موفقی نداشته است.