
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ تابآوری مشارکتی و فعال در محیط زندگیِ پیرامونی اعضای جامعه خود را نشان میدهد و صرفاً به معنای مقاومت منفعلانه در برابر آسیبها و شرایط تهدیدکننده نیست. در واقع، تابآوری تواناییِ فرد برای ایجاد و حفظ تعادل زیستی و روانی در موقعیتهای پرخطر است؛ تعادلی که میتواند با توجه به سن، جنسیت، زمینههای فرهنگی و بافت اجتماعی، در شکلهای گوناگون بروز پیدا کند. به همین دلیل، تابآوری را میتوان بهعنوان معیاری برای سازگاری موفق با بحرانها و دشواریهای زندگی در نظر گرفت.
از نگاه رویکردهای انسانشناسانه، تابآوری در سطح اجتماعی به سیستمها و گروهها ظرفیت اضافی برای پیشبینی و برنامهریزی آینده میدهد. تابآوری فرهنگی-اجتماعی همچنین نشاندهنده توان گروهها و جوامع برای مقابله با اختلالات بیرونی مانند جنگ و پیامدهای آن—یعنی تغییرات اجتماعی، سیاسی و محیطی—است. در چنین شرایطی، تابآوری میتواند بهعنوان «وزنه تعادلی» عمل کند تا آسیبهای اجتماعی ناشی از وقایع بزرگ، بهتر مدیریت یا تحمل شوند؛ آسیبهایی که در متن جامعه ظاهر میگردند.
مطالعه نقش تابآوری فرهنگی-اجتماعی در موفقیت روند بازسازی نیز بر این نکته تأکید دارد که جوامع جنگزده، در مواجهه با شوکهای حاصل از تجربه جنگ، تا حد زیادی از ویژگیهای انسانشناختی، هنجارهای موجود و همچنین بهرهگیری از فرهنگ بومی خود اثر میپذیرند؛ فرهنگی که میتواند بهعنوان بخشی از سرمایه اجتماعی، نقش حمایتی و ترمیمی ایفا کند.
از میان متغیرهای اثرگذار بر تابآوری جامعه آسیبدیده، **کیفیت زندگی** و **سلامت اجتماعی و روانی** جایگاه ویژهای دارند. بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کیفیت زندگی برداشت ادراکیِ فرد از وضعیت زندگی خود است؛ برداشت او با نظامهای فرهنگی و ارزشی، اهداف، انتظارات و استانداردهایی که در آن زیست میکند پیوند دارد. این ارزیابی شامل نگرش فرد به سلامت جسمانی، وضعیت روحی و روانی، میزان استقلال، کیفیت ارتباطات اجتماعی، روابط و وابستگیهای شخصی و تعامل با محیط است.
در این رویکرد، کیفیت زندگی یک مفهوم کلی محسوب میشود که هم ابعاد زیستی را دربرمیگیرد (مانند رضایت مادی و نیازهای حیاتی) و هم جنبههای انتقالی زندگی را شامل میشود (از جمله توسعه فردی، خودشناسی، رفاه، خوشبختی و رضایت از زندگی). در سطح کلان نیز عواملی مانند درآمد، اشتغال، مسکن، آموزش و سایر شرایط زندگی و محیط را نیز پوشش میدهد. بنابراین، انسان محور توسعه است و بحث درباره کیفیت زندگی باید به نیازهای واقعی افراد و میزان پاسخگویی به آنها توجه کند.
نکته مهم آن است که ایران دارای فرهنگی متنوع است و نمیتوان این تنوع را از ابزارهایی که نظم اجتماعی را ممکن میسازند جدا کرد. تجربه جنگ نیز تبعات گستردهای داشته و باید برای همه اعضای جامعه در نظر گرفته شود. همچنین، کیفیت زندگی ارتباط تنگاتنگی با «رفاه» دارد؛ رفاه مفهومی است که بهزیستی، تأمین زندگی و کاهش فقر را توصیف میکند و با مفاهیمی مانند عدالت اجتماعی همپیوند میشود. کیفیت زندگی استانداردهای زندگی را شامل میشود و با توجه به نیازهای افراد، شاخصهایی برای بهبود سطح زندگی ارائه میدهد. بر همین اساس، سیاستگذاران برای افزایش تابآوری جامعه جنگزده باید همزمان به کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی/ارتباطی توجه کنند و اقدامات مؤثری را دنبال کنند که به کاهش مشکلات جسمانی و روانی مردم منجر میشود.
از دیگر عوامل مهم در تابآوری افراد، **سلامت** است. سلامت در سه بُعد جسمانی، روانی و اجتماعی مطرح میشود و بخش روانی آن به «سلامت روان» مرتبط است. در نتیجه، برای ایجاد تعادل در دورههای پس از جنگ، لازم است آسیبهای واردشده به جامعه شناسایی شود و نیازهای آن در کنار راهکارهای عملی برای پاسخگویی به این نیازها دیده شود؛ راهکارهایی که در نهایت به افزایش تابآوری در جوامع جنگدیده کمک میکنند.
در جمعبندی، توجه به تابآوری در روزهای بعد از جنگ یک ضرورت است؛ زیرا تداوم و ماندگاری فرهنگی و افزایش سازگاری مردمِ جامعه رابطه مستقیم با کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی دارد. سیاستگذاران نیز باید با رویکردی هماهنگ، کیفیت زندگی، رفاه اجتماعی/ارتباطی و سلامت جسمی و روانی را همزمان در برنامههای خود تقویت کنند.