
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سعیده عطائی/// رهبر انقلاب اسلامی در بخشی از پیام اخیرشان به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی در ۱۴ خرداد اشاره داشتند که دشمن خبیث کید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: ۱.تاب آوری مردم ۲. ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. در همین راستا عوامل مؤثر بر این دو را مورد بررسی و مداقه قرار گرفت.
در قسمت اول که به موضوع تاب آوری مردم اشاره شد میتوان موضوع را از منظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی _ فرهنگی بررسی کرد. به عنوان مثال در عرصه سیاسی، چنانچه مردم شاهد استیفای حقوق خود توسط مسئولین در برابر دشمن متجاوز باشند، تاب آوری بالاتری خواهند داشت. در واقع پیام ضعف مسئولین، موجب دلسردی و کاهش مقاومت ملی میشود. یا در عرصه اقتصادی که آثار جنگ در زندگی مردم نمایان میشود، چنانچه گرانیهایی که در زمان جنگ و دوران پسا جنگ در زندگی مصرفی مردم به وجود میآید، پیامد جنگ و حمله به زیرساختها و نیروگاهها و کارخانهها باشد، طبیعی است که مردم فشار را تحمل خواهند کرد اما چنانچه همین مردم به این نتیجه برسند که این گرانی حاصل سوء تدبیر مسئولین مربوطه است، نمیتوان انتظار تاب آوری بالایی را از آنها داشت.
اما نقش خود مردم هم در مقاومت در زمان جنگ مهم و اساسی است. از حیث اقتصادی، مردم در زمان جنگ می توانند نقاط ضعف اقتصادی را شناسایی کرده و به کمک اقتصاد کشور بیایند: مثل عدم احتکار کالا، صرفهجویی در مصرف انرژی، تأسیس نیروگاههای خورشیدی در پشت بام منازل خود، سرمایهگذاری در تولید و اجتناب از دلالی در بازار طلا و ارز و نداشتن فعالیت های اقتصادی کاذب مشابه.
نمونه تاریخی کمک مردم به اقتصاد کشور
در سال ۱۳۳۰ پس از ملی شدن صنعت نفت و تحریم انگلیس، مردم ایران با فروختن طلا و استفاده از پس اندازها حتی شکستن قلک فرزندانشان، اوراق قرضه ملی خریدند تا از اقتصاد کشور حمایت کنند. یا از حیث اجتماعی و فرهنگی می توان به حضور و نقش آفرینی خیابانی مردم در زمان جنگ اشاره کرد. از این لحاظ که با حضور خود هم نماد تاب آوری ملی هستند، چرا که احساس اثرگذاری بر تصمیمات مسئولین باعث میشود مردم خود را مهره ای موثر در وسط صحنه معادلات جنگ ببینند!
اما نقطه دومی که رهبر انقلاب به آن اشاره داشتند یعنی ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولین نیز نیازمند بررسی است.
مصداق اول از خطای محاسباتی مسئولین ، میتواند عدم استفاده از اهرم بستن تنگه هرمز تا قبل از جنگ تحمیلی سوم باشد. تا از قبل جنگ رمضان، در میان مسئولان در مورد بستن تنگه هرمز اختلاف بود. عدهای میگفتند چون طبق قواعد حقوق بینالملل نمیتوانیم مانع عبور بیضرر کشتیها در زمان صلح از آبهای ساحلی عمان بشویم و مجبور به عقبنشینی خواهیم شد، مخالف این اقدام بودند. عدهای نیز معتقد بودند ما توانایی بسته نگه داشتن تنگه را نخواهیم داشت و گذشت زمان نشان داد چقدر این بخش از مسئولان ما اشتباه میکردند.
مثال دوم از خطای محاسباتی مسئولین، عدم واکنش متناسب ما در جنگ ۱۲ روزه به کشورهای حامی دشمن بود. اگر در آن جنگ، تأسیسات چند کشور حاشیه خلیج فارس مورد اصابت قرار می گرفت، آمریکاییها مجبور میشدند احتیاط بیشتری در شروع جنگ بخرج دهند. متأسفانه عدم همراهی برخی مسئولان با رهبر انقلاب در بسیاری از موضوعات باعث شد دشمن تهدید رهبر انقلاب مبنی بر منطقهای بودن جنگ را باور نکند. این موضوع صراحتا توسط ترامپ اذعان شد که ما فکر نمیکردیم ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس حمله کند چراکه امارات بانک ایران است!
همچنین یکی از خطاهای محاسباتی دیگر مسئولان عقبنشینی دائمی هیئت مذاکرهکننده ایرانی در مذاکرات متصل به جنگ بود که مذاکره کنندگان از آن به انعطاف یاد میکردند! این عقبنشینی نیز که با اظهار امیدواری نسبت به موفقیت مذاکرات توسط رئیسجمهور همراه شد، بار دیگر دشمن را نسبت به وضعیت ما به ارزیابی غلط انداخت و تاوان سنگینی آن شهادت رهبر عزیزمان بود.