
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ نوال دژآگاه/// در سیاست بینالملل، کشورها بر اساس احساسات تصمیم نمیگیرند؛ بر اساس منافع، امنیت و بازدارندگی تصمیم میگیرند. به همین دلیل، پرسش اصلی این نیست که «چرا ایران باید برای لبنان وارد جنگ شود!؟» بلکه این است که «اگر ایران از لبنان و حزبالله حمایت نکند، چه اتفاقی برای امنیت خود ایران خواهد افتاد؟»
لبنان؛ فراتر از یک متحد سیاسی؛
لبنان برای جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک کشور دوست نیست. حزبالله طی چهار دهه گذشته به یکی از مهمترین متحدان منطقهای ایران تبدیل شده است. این رابطه صرفاً سیاسی یا ایدئولوژیک نیست؛ بلکه بخشی از ساختار امنیتی و بازدارندگی ایران در برابر اسرائیل محسوب میشود.
مرزهای امنیت؛ نگاهی به عمق راهبردی؛
طرفداران حمایت از لبنان و جریان حزبالله معتقدند امنیت ایران از مرزهای جغرافیایی ایران آغاز نمیشود؛ بلکه از شبکهای از متحدان و موازنههای منطقهای شکل میگیرد. در دنیای امروز بسیاری از قدرتها امنیت خود را فراتر از مرزهایشان تعریف میکنند. همانگونه که آمریکا برای دفاع از متحدان خود در اروپا، شرق آسیا یا خاورمیانه هزینه میکند، ایران نیز متحدان خود را بخشی از عمق راهبردی خویش میداند.
خطر دومینو؛ هشدار به متحدان؛
از این منظر، اگر حزبالله در برابر فشارهای نظامی تنها بماند و ایران هیچ واکنشی نشان ندهد، پیام روشنی به تمام بازیگران منطقه مخابره خواهد شد: اتحاد با ایران در روزهای سخت ضمانتی ندارد. چنین پیامی میتواند اعتبار دههها سرمایهگذاری سیاسی، امنیتی و فرهنگی ایران را تضعیف کند. اما مسئله فقط اعتبار نیست؛ مسئله بازدارندگی نیز هست.
پیشگیری از جنگ؛ استراتژیِ هزینه کمتر؛
حامیان این دیدگاه استدلال میکنند که اگر اسرائیل بتواند بدون هزینه سنگین یکی از مهمترین متحدان ایران را تضعیف یا نابود کند، گام بعدی افزایش فشار بر سایر متحدان منطقهای و در نهایت خود ایران خواهد بود. بنابراین حمایت از حزبالله را نه آغاز جنگ، بلکه جلوگیری از جنگهای بزرگتر در آینده میدانند.
معمای هزینهکردن برای منافع ملی؛
منتقدان میگویند: «لبنان کشور دیگری است؛ چرا ایرانیها باید هزینه آن را بپردازند؟» پاسخ موافقان این است که در نظام بینالملل، امنیت به شکل جزیرهای وجود ندارد. همانطور که بسیاری از کشورها برای حفظ حوزه نفوذ و متحدان خود هزینه میکنند، ایران نیز حفظ شبکه متحدانش را بخشی از امنیت ملی خود میداند. از نگاه آنان، هزینه نکردن امروز ممکن است هزینهای بسیار بزرگتر در آینده ایجاد کند.
تقابل هزینههای امروز با تهدیدات فردا؛
منتقدان همچنین میگویند: «ایران با مشکلات اقتصادی روبهروست و نباید وارد جنگ جدید شود.» این انتقاد قابل تأمل است. اما حامیان پاسخ میدهند که باید میان "هزینه امروز" و "هزینه فردا" تفاوت گذاشت. آنان معتقدند گاهی عقبنشینی در برابر تهدیدات میتواند به شکلگیری تهدیدات بزرگتر و پرهزینهتر منجر شود. در نگاه آنان، بازدارندگی هرچند پرهزینه باشد، از جنگی که در آینده مستقیماً به داخل مرزهای کشور کشیده شود کمهزینهتر است.
چالش حاکمیت و انحصار قدرت در لبنان؛
برخی نیز استدلال میکنند که تصمیم جنگ و صلح باید در اختیار دولت لبنان باشد. این دیدگاه در سالهای اخیر از سوی جریانهای سیاسی لبنان مطرح شده است که بر انحصار سلاح در اختیار دولت و ارتش لبنان تأکید کردهاند.
حزبالله، سد دفاعی در برابر خلاء قدرت؛
اما موافقان حزبالله پاسخ میدهند که در شرایطی که لبنان سالها در معرض درگیری با اسرائیل بوده، حزبالله خود را بخشی از توان دفاعی لبنان میداند و معتقد است بدون این نیروی بازدارنده، کشور در برابر تهدیدات خارجی آسیبپذیرتر خواهد شد.
آزمون وفاداری در روزهای سخت؛
در نهایت، موافقان ورود ایران به جنگ از یک اصل ساده دفاع میکنند: اتحاد زمانی معنا دارد که در روزهای سخت حفظ شود. از نگاه آنان، حمایت از لبنان و حزبالله صرفاً حمایت از یک متحد نیست؛ دفاع از اعتبار ائتلافها، حفظ بازدارندگی و جلوگیری از برهم خوردن موازنه قدرت در منطقه است.
پیامی به تاریخ؛ انزوای استراتژیک؛
ممکن است بسیاری با این تحلیل موافق نباشند، اما منطق آن روشن است: کشوری که در لحظه بحران پشت متحدان خود را خالی کند، در آینده نیز نمیتواند انتظار حمایت داشته باشد.
نوال دژآگاه
دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه شیراز