تاریخ : 1405,شنبه 23 خرداد13:58
کد خبر : 558114 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

گزارش قابل تامل «فارن پالیسی» از ظهور ایرانی تهاجمی‌تر و قاطع‌تر پس از جنگ ۴۰ روزه؛

ایران از بحران سربلند بیرون آمد و حالا «منطق قدرت» را به رخ می‌کشد

ایران در دوران جنگ و البته آتش‌گشایی پس از آن، به خصوص پس از حمله موشکی به رژیم صهیونی در پی زیر پا گذاشتن چارچوب آتش‌بس در لبنان، چنان رفتار جدید و قابل مطالعه‌ای از خود نشان داده که توجه تمام تحلیلگران بین‌المللی را جلب کرده، به گونه‌ای که اکنون بسیاری از آنان از یک ایران جدید سخن می‌گویند. مجله فارن پالیسی در گزارش خود به این مساله پرداخته که چگونه رفتارهای اخیر ایران، نوید یک کشور تهاجمی‌تر، قدرتمندتر و قوی‌تر را می‌دهد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛  ایران در دوران جنگ و البته آتش‌گشایی پس از آن، به خصوص پس از حمله موشکی به رژیم صهیونی در پی زیر پا گذاشتن چارچوب آتش‌بس در لبنان، چنان رفتار جدید و قابل مطالعه‌ای از خود نشان داده که توجه تمام تحلیلگران بین‌المللی را جلب کرده، به گونه‌ای که اکنون بسیاری از آنان از یک ایران جدید سخن می‌گویند. مجله فارن پالیسی در گزارش خود به این مساله پرداخته که چگونه رفتارهای اخیر ایران، نوید یک کشور تهاجمی‌تر، قدرتمندتر و قوی‌تر را می‌دهد.

نقطه آغاز گزارش فارن پالیسی بسیار مهم است. به باور این دوماهنامه، ایران دیگر نه مستاصل برای توافق است و نه از جنگ ابایی دارد: «رویدادهای چند روز گذشته، تنها برشی از یک بحران گسترده‌تر هستند. ایران نه مرعوب شده و نه برای دستیابی به یک توافق، مستأصل است. در عوض، مقامات جدید حکومت از هر زمان دیگری قاطعانه‌تر عمل می‌کنند. تهران اکنون آستانه تحمل خطر بالاتر و تمایل بیشتری برای استفاده از زور به ‌منظور مهار رقبای خود نشان می‌دهد. این کشور از سیاست سنتی خود یعنی «صبر استراتژیک» که در آن نیروهای ایرانی غالباً از واکنش به تنش‌آفرینی‌ها پرهیز کرده و بازی بلندمدت را ترجیح می‌دادند، دست کشیده است. افزون بر این، ایران با رویارویی تمام‌قد در برابر اسرائیل برای دفاع از حزب‌الله، بر مواضع خود پافشاری کرده و حمایت و رهبری خود را بر آنچه «محور مقاومت» نامیده می‌شود، بار دیگر تثبیت می‌کند».

مجله فوق در ادامه متن به تشریج ایده «دفاع رو به جلو» می‌پردازد که به باور آن، منطق دفاعی ایران در منطقه بود: «رویکرد دیرینه ایران بر «دفاع رو به جلو» تمرکز داشت؛ رویکردی که بازتاب‌دهنده این باور بود که این کشور نمی‌تواند در یک جنگ کلاسیک (دولت علیه دولت) در برابر دشمنانی که از برتری کیفی برخوردارند، پیروز شود. از این رو، ایران شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای را پرورش داد تا هم «عمق استراتژیک» و هم «ضریب‌ فزاینده قدرت» را برای هرگونه درگیری احتمالی فراهم کند. به همین دلیل است که این کشور روابط نزدیکی با بازیگران غیردولتی در مرزهای رقبای خود برقرار کرد». به باور فارن پالیسی، ایران در تمام این سال‌ها تلاش داشت از جنگ تا حد امکان حذر کند و رویکرد صبر استراتژیک را پیش گرفته بود: «با این حال، حتی با وجود این شبکه گسترده، ایران عموماً از رویارویی آشکار پرهیز کرده و «صبر استراتژیک» را برمی‌گزید.

مقامات ایران به این درک رسیده بودند که یک جنگ طولانی‌مدت می‌تواند توانمندی‌های منطقه‌ای را که با تلاش و وسواس فراوان ایجاد کرده بودند، تضعیف کند. افزون بر این، مقامات آن بر این باور بودند زمان به نفع آنهاست، زیرا هرچه متحدان‌شان در کشورهای محل فعالیت خود ریشه‌دارتر می‌شدند، توانایی آنها برای «تسخیر دولت» (در دست گرفتن ارکان قدرت) بیشتر می‌شد. این امر به تهران اجازه می‌داد توازن منطقه‌ای را به‌تدریج به نفع خود تغییر دهد؛ رویکردی که سال‌ها در عراق، لبنان، یمن و دیگر نقاط به اجرا گذاشته شد». 

به عقیده نویسنده، رویکرد صبر استراتژیک در دکترین دفاعی ایران با وقوع طوفان‌الاقصی در بوته آزمون قرار گرفت و موجی از واکنش‌ها و درگیری‌ها میان ایران و رژیم را برانگیخت که به نظر وی، در نهایت برآیند آن تا پیش از جنگ 40 روزه به نفع ایران سنگینی نمی‌کرد اما جنگ، تمام معادلات آمریکا و صهیونیست‌ها را بر هم زد: «تنها پس از حمله ماه فوریه ایالات متحده و اسرائیل بود که تهران دست به یک بازنگری و تغییر محاسبات اساسی زد. قابل درک است که ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس، همگی از حملات همه‌جانبه ایران به زیرساخت‌های حیاتی در سراسر منطقه در طول جنگ کنونی، همچنین بستن تنگه هرمز، غافلگیر و شوکه شده باشند. پیش‌بینی‌های آنها درباره نحوه جنگیدن ایران، مبتنی بر اقدامات گذشته این کشور بود اما ایران مصمم بود قید و بندها را در هم بشکند و این کار را با کارایی و قاطعیت روزافزون انجام داده است». به نوشته فارن پالیسی، ایران حتی در دوران آتش‌بس نیز دست از رویکرد جدید تهاجمی و قدرتمندانه خود برنداشت و تلاش کرد دائماً معادله را به نفع خود تثبیت کند: «آتش‌بس آوریل به کاهش تبادل آتش منجر شد اما به آن پایان نداد. در ۲ هفته نخست آتش‌بس، ایران به قطر، بحرین، امارات عربی متحده و کویت حمله کرد. با این حال، ایالات متحده واکنشی نشان نداد. با به درازا کشیده شدن مذاکرات صلح، ترامپ تمایل بیشتری برای استفاده از زور در چارچوب آنچه واشنگتن اقدامات «دفاعی» و «پیشگیرانه» علیه اهداف نظامی ایران در تنگه هرمز می‌نامید، از خود نشان داد اما ایران پس از هر حمله ایالات متحده، با هدف قرار دادن اهداف نظامی و زیرساخت‌های حیاتی کشورهای حاشیه خلیج فارس، سطح تنش را بالا برد. 

یکی از نمونه‌های اخیر، استفاده ایالات متحده از یک موشک برای از کار انداختن موتور یک نفتکش عازم ایران بود که به هشدارهای توقف بی‌توجهی کرده بود. در واکنش به این اقدام، ایران فرودگاه بین‌المللی کویت را بمباران کرد و خسارات سنگینی به آن وارد آورد؛ حمله‌ای که یک کشته و بیش از ۶۰ مجروح بر جا گذاشت و به بسته شدن حریم هوایی آن کشور انجامید». این ادعا‌ی فارین‌پالیسی در حالی است که ایران هیچ‌گاه حمله به فرودگاه کویت را نپذیرفت.

این گزارش می‌افزاید نقطه مهم و اوج این معادله برای ایران، حمله به رژیم صهیونیستی برای تثبیت قدرت محور مقاومت بود؛ اقدامی که نشان داد ایران ابداً میل ندارد اجازه تضعیف خود و متحدانش را بدهد و مقامات سیاسی جمهوری اسلامی، منطق قدرت را اعمال می‌کنند: «تناقض ظاهری در این است که در حالی که ۲ سال آشوب منطقه‌ای باعث شده عده‌ای تصور کنند نفوذ ایران در منطقه کاهش یافته است، مقامات جدید این کشور به طور فزاینده‌ای مایل به خطرپذیری، تحمیل هزینه به رقبای‌شان و حتی به شکست کشاندن یک توافق جامع با ایالات متحده هستند».

به باور فارن پالیسی، دلیل این منطق قدرتمندانه و عمل قاطع ایران روشن است؛ ایران از بزرگ‌ترین تهاجم به خود سربلند بیرون آمده و حالا می‌داند منطق قدرت خود را می‌تواند تحمیل کند: «ایران پیش از این، سناریوی کابوس‌وار، یعنی حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل به خاک خود را تجربه کرده است. این اتفاق ۲ بار رخ داد اما فروپاشی حکومت به وقوع نپیوست. حکومت با پشت سر گذاشتن این تهدید و بقا، اکنون قاطعانه‌تر عمل می‌کند، آستانه تحمل خطر بالاتری دارد و تمایل بیشتری برای تشدید تنش به‌ منظور بازدارندگی رقبای خود یا وادار کردن آنها به تغییر رفتارشان نشان می‌دهد. به همین دلیل ایران در حالی که «صبر استراتژیک» را کنار می‌گذارد، حمایت خود از محور مقاومت را مضاعف می‌کند. تمام این اقدامات در پی جبران نقص‌های سیستماتیک در استراتژی کلان ایران و چالش‌هایی است که این کشور از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ با آنها مواجه بوده است. رویکرد جدید، تاکنون کارساز بوده است»./ وطن امروز