تاریخ : 1405,دوشنبه 25 خرداد18:36
کد خبر : 558292 - سرویس خبری : یادداشت

مهدی جمشیدی؛

مذاکره، مقاومت نیست: تفاهم دیپلماتیک با قاتلِ وحشی

شورای عالی امنیت ملّی نیز یک تعارف سیاسی است؛ می‌دانیم که وجه غالب در این شورا، دولت است و مجلس نیز، همسو با دولت است. پس ارجاع به شورای عالی امنیت ملّی، ارجاع به خودشان است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مهدی جمشیدی/// ۱. تردیدی در میان نیست که نگاشتن «یادداشت تفاهم» با آمریکا و شخص ترامپ، شرم‌آور و وقیحانه است. این یادداشت، یادداشت حقارت و ذلّت و تسلیم و بیعت است، نه تفاهم. دلایل را دیگران گفته‌اند و نوشته‌اند، و من می‌افزایم که سیاستِ کنونی، یک سیاستِ محفلی و بسته و شخصی‌شده است که از اساس، بر مدار «مذاکره» حرکت می‌کند. هرچه که بشود، از مذاکره ناامید نمی‌شوند و در نهایت، حتی پس از جنگ و کشتار هفت‌هزار نفر از ایرانیان و قتل رهبرِ شهید، باز به گزینۀ مذاکره رجوع می‌کنند. اصل‌الاصول اینان، مذاکره است. به صراحت بنویسم؛ زیست سیاسیِ پزشکیان و قالیباف، چنین چهارچوبی دارد؛ اینان در فضای مذاکره تنفّس می‌کنند و خواه‌ناخواه، چنین شخصیّت و هویّتی یافته‌اند. مذاکره، به «طبیعتِ ثانوی» اینان تبدیل شده و گریزی از آن ندارند. نباید به «خطابه‌ها» و «رجزخوانی‌ها»ی سیاسیِ اینان اعتنا کرد؛ «واقعیّت» و «عمل»، چیزی از سنخ همین یادداشتِ تفاهم است که با قاتل رهبرِ شهید نگاشته‌اند؛ این یعنی حتی با قاتل نایب امام معصوم نیز می‌توان به تفاهم رسید و هنوز هم مشترکاتی در میان است و مذاکره، کارساز و پیش‌برنده است. البته به‌گمانم، ترامپ به اینان نیز ترّحم نخواهد کرد و بهای این اعتماد و عبور از خون رهبرِ مظلوم، آن خواهد بود که جان‌شان را در این معامله خواهند باخت. کسی‌که در میدان «مقاومت»، کشته شود، شهید است، نه کسی‌که در میدان «مذاکره»، نتیجۀ سستی و اعتماد و تساهل خویش را می‌بیند.

۲. در عمقِ ذهنیّت اینان دربارۀ رهبرِ شهید چه می‌گذرد؟! چرا در پی «انتقام» و «خون‌خواهی» نیستند و پرچم آتش‌بس و مذاکره را برافراشتند؟! روشن است که اینان به‌خودی‌خود، هرگز در پی انتقام سخت نیستند؛ چنان‌که از خون حاج قاسم نیز گذشتند و به مدار مذاکره با ترامپ بازگشتند. معنی مذاکره با ترامپ، عبور از خون حاج قاسم است؛ وگرنه روشن است که نمی‌توان هم ترامپ را به‌عنوان طرف مذاکره به رسمیّت شناخت و هم در پی قتل او بود. کسی‌که به دنبال ستاندنِ جان ترامپ است، با او مذاکره نمی‌کند و به تفاهم نمی‌رسد. پس در عمل، خون حاج قاسم را نادیده انگاشته‌اند. بر سرِ خون رهبرِ شهید نیز، معامله کردند؛ و این البته، بسی تلخ‌تر و جان‌سوزتر است. باید جملگی، قاطع و مصمّم می‌گفتند: مذاکره با ترامپ، هرگز و هرگز؛ دریچۀ مذاکره با قاتلِ وقیحی همچون ترامپ، برای همیشه بسته شده است. شما از اینان چنین سخنانی شنیدید؟! همگان می‌دانند که گزینۀ نخستِ پزشکیان و قالیباف، مذاکره است. مقاومت، شعار است و مذاکره، عمل. آنچه‌که می‌گذرد، عادی نیست؛ خیابان، حق دارد که نگران باشد و خاطرۀ خساتِ محضِ برجام در ذهنش تداعی شود. اصحاب برجام، در قدرت هستند؛ فراموش نکردیم که پزشکیان، مدافع قطعیِ برجام بود و قالیباف نیز. هر دو، بر یک نظر هستند و هر لحظه که بتوانند، مسیر مقاومت را به سوی مذاکره، منحرف می‌کنند. حتی تصمیم‌های محفلی و پیشینیِ خود را به رهبرِ غایب، نسبت می‌دهند. شاید مؤمنان مبعوثِ خیابان، فریاد برآورند و تنبّه و تذکّر بیافرینند، وگرنه این سیاست، حتی به خونِ رهبر شهید نیز وفادار نیست و به‌آسانی، معامله می‌کند.

۳. شورای عالی امنیت ملّی نیز یک تعارف سیاسی است؛ می‌دانیم که وجه غالب در این شورا، دولت است و مجلس نیز، همسو با دولت است. پس ارجاع به شورای عالی امنیت ملّی، ارجاع به خودشان است. این شورا، باید ذیل و مشاور رهبری می‌بود، نه این‌که به‌مثابه «زمینه‌پرداز» و «فضاساز» عمل کند و ولیّ‌فقیه را از «حقیقت» به «مصلحت» تنازل بدهد. این جمع از طریق توافق‌سازیِ محفلیِ پیشینی، سعی در القا و جبر دارند. دکّان گشوده‌اند برای قانونی‌سازیِ محافظه‌کاری و تقلیل‌گرایی و حداقل‌اندیشی. اینان در همان بیانیۀ آغازین خویش نوشتند که به همۀ هدف‌های خویش در جنگ رسیدیم؛ یعنی کار به اتمام رسیده و باید به سوی مذاکره حرکت کنیم. به همین سادگی و بدون تداوم جنگ تا نقطۀ بازدارندگی و قصاص قاتلان رهبرِ شهید. توقع دارید به چنین جمعی اعتماد کنم؟! روشن است که این حجم از محافظه‌کاری و هراس و احتیاط در اینان، نسبتی با رویکرد انقلابی ندارد. نمی‌دانند جنگ به تمامیّت خویش نرسیده و این میوه، کال است و چیدن آن حاصلی ندارد. این مسیر، ناپایدار و شکننده است و آمریکا، مترصّد است که ضربۀ نهایی را بزند و چه‌بسا خود اینان، جزو نخستین ترورهای موج بعدی حمله باشند. وقتی تجربه، عبرت‌آموز نباشد و کسانی بخواهند همچنان خطا کنند و وارد دادوستد با قاتل وحشی بشوند، دیگر چه می‌توان گفت؟!