
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در شرایطی که ایران امروز با چالشهایی مانند کاهش منابع آب، فرونشست زمین، تغییرات اقلیمی و افزایش آسیبپذیری شهرها روبهرو است، یک پژوهش میانرشتهای تلاش کرده با بازگشت به گذشته این پرسش را مطرح کند که چگونه تمدنی که هزاران سال در معرض مخاطرات طبیعی بوده، توانسته به حیات خود ادامه دهد.
نتیجه این بررسی نشان میدهد تابآوری تاریخی ایران محصول مجموعهای از دانشهای بومی، فناوریهای سازگار با اقلیم و ساختارهای اجتماعی مشارکتی بوده است. پژوهشگران این مطالعه معتقدند که همین تجربه تاریخی میتواند برای سیاستگذاریهای توسعه پایدار و مدیریت بحران در دوران کنونی نیز آموزنده باشد.
این پژوهش که توسط ایمان نظامزاده از بنیاد ایرانشناسی و مهدی زارع از پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله انجام شده، در فصلنامه «مطالعات میانرشتهای در علوم انسانی» منتشر شده است.
وقتی کمآبی به نوآوری تبدیل شد
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش به نقش فناوریهای سنتی در سازگاری با محدودیتهای محیطی مربوط میشود. در بسیاری از مناطق خشک ایران، جوامع محلی راهکارهایی توسعه داده بودند که امکان زندگی پایدار را در شرایط دشوار فراهم میکرد.
نمونه شاخص این موضوع قنات قصبه گناباد است؛ سامانهای که بر اساس یافتههای مقاله، بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد، حدود ۳۳ کیلومتر طول آن است و چاه مادر آن به عمقی نزدیک به ۳۰۰ متر میرسد. این سازه بدون نیاز به انرژی خارجی، امکان تأمین پایدار آب را در یکی از خشکترین مناطق کشور فراهم کرده و قرنها دوام آورده است.
پژوهشگران این نمونه را نشانهای از درک عمیق ایرانیان از مدیریت منابع آب میدانند؛ دانشی که تنها به فناوری محدود نبود و با نظامهای اجتماعی و حقوقی مرتبط با نگهداری و توزیع آب نیز پیوند داشت.
در سیستان نیز، با وجود بحرانهای شدید زیستمحیطی، نشانههایی از همین سازگاری تاریخی دیده میشود. در این پژوهش تاکید میکند که کاهش بارندگی، افت شدید سطح آب هامون و گسترش طوفانهای گردوغبار، فشار سنگینی بر این منطقه وارد کرده است. با این حال، سازههای بومی، شیوههای ذخیرهسازی آب و شبکههای محلی مدیریت منابع، بخشی از میراث تابآوری این منطقه به شمار میروند.
وقتی معماری با اقلیم همراه بود
بخش دیگری از پژوهش به معماری سنتی ایران اختصاص دارد؛ معماری که بهجای مقابله با شرایط اقلیمی، خود را با آن سازگار میکرد.
یزد یکی از نمونههای برجسته این رویکرد است. این شهر با میانگین بارندگی سالانه حدود ۶۰ میلیمتر و دماهای بالای ۴۰ درجه در تابستان، توانسته به یکی از پایدارترین سکونتگاههای انسانی در مناطق کویری تبدیل شود. بادگیرها، قناتها، حیاطهای مرکزی، ساباطها و استفاده از مصالحی مانند خشت، همگی در کاهش مصرف انرژی و ایجاد شرایط زیستی مناسب نقش داشتهاند.
در شمال کشور نیز ماسوله نمونهای متفاوت از همین سازگاری را نشان میدهد. ماسوله در منطقه ای با شیب زیاد، مستعد لغزش زمین و بارندگی فصلی زیاد (تا ۱۲۰۰ میلیمتر سالانه) اما با معماری پلکانی خاص خود در شیبهای تند جنگلهای شمال ایران، نمونهای ممتاز از انطباق با شرایط طبیعی است. خانههای پلکانی این شهر در شیبهای تند کوهستانی ساخته شدهاند؛ بهگونهای که بام یک خانه، حیاط خانه بالاتر محسوب میشود. پژوهشگران معتقدند این طراحی علاوه بر استفاده بهینه از فضا، به کنترل رواناب ناشی از بارندگیهای شدید و کاهش آسیبپذیری در برابر مخاطرات طبیعی کمک کرده است.
از نگاه نویسندگان، باغهای ایرانی نیز تنها فضاهایی زیباشناختی نبودهاند. این باغها با بهرهگیری از قنات، مدیریت جریان آب و تنظیم دما و رطوبت، نمونهای از پیوند میان فرهنگ و محیط طبیعی به شمار میروند و به حفظ زیستپذیری در اقلیمهای خشک کمک کردهاند.
نقش مردم در عبور از بحرانها
پژوهش تنها بر فناوری و معماری تمرکز ندارد. یکی از محورهای اصلی آن، نقش نهادهای اجتماعی و مشارکت جمعی در افزایش تابآوری است.
به گفته نویسندگان، نهادهایی مانند وقف، شوراهای محلی و نظامهای سنتی مدیریت آب، طی قرنها به توزیع منابع، تأمین زیرساختها و تصمیمگیری جمعی کمک کردهاند. این ساختارها به جوامع محلی امکان میدادند در برابر بحرانها واکنش هماهنگتری داشته باشند.
تبریز نمونهای است که اهمیت این بعد اجتماعی را نشان میدهد. این شهر که بارها در طول تاریخ با زلزلههای ویرانگر روبهرو شده، توانسته از طریق بازسازی مکرر، حفظ انسجام اجتماعی و تکیه بر دانش بومی به حیات خود ادامه دهد. بازار تاریخی، محلههای سنتی و مراکز مذهبی در دورههای پس از بحران، نقش مهمی در حفظ پیوستگی اجتماعی و بازتوزیع منابع ایفا کردهاند.
تجربه زلزله بم نیز در این پژوهش بهعنوان نمونهای مهم بررسی شده است. این زمینلرزه با بزرگای ۶.۶ و بیش از ۲۶ هزار کشته، یکی از بزرگترین فجایع طبیعی معاصر ایران بود. با این حال، فرایند بازسازی پس از آن نشان داد که مشارکت جامعه محلی، استفاده از مصالح بومی و توجه به هویت تاریخی شهر میتواند در احیای زندگی اجتماعی پس از بحران نقش مؤثری داشته باشد.
میراثی برای آینده یا سرمایهای در حال فراموشی؟
پژوهشگران این مطالعه تأکید میکنند که بسیاری از ظرفیتهای تابآوری تاریخی ایران در دهههای اخیر تحت فشار تغییرات اقلیمی، گسترش شهرنشینی، تضعیف نهادهای محلی و افول نظامهای سنتی مدیریت منابع قرار گرفتهاند. به بیان دیگر، تمدنی که زمانی توانسته بود با مخاطرات محیطی سازگار شود، امروز با چالش حفظ و بازآفرینی همان ظرفیتها روبهرو است.
البته نویسندگان یادآور شدهاند که نتایج این مطالعه بر پایه تحلیل کیفی، اسناد تاریخی و مطالعات موردی است و با محدودیتهایی مانند دسترسی محدود به برخی منابع تاریخی و کمبود پژوهشهای جدید در این حوزه مواجه بوده است.
پژوهشگران این مطالعه پیشنهاد میکند که بخشی از راهحل چالشهای محیطی امروز ایران در بازخوانی تجربههای تاریخی نهفته است. بر این اساس، فناوریهای بومی مانند قنات، معماری سازگار با اقلیم و نظامهای سنتی آبیاری باید مستندسازی شوند و در برنامههای آموزشی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرند. نویسندگان همچنین بر گسترش همکاری میان دانشگاهها و جوامع محلی برای احیای تجربههای موفق گذشته تأکید کردهاند و معتقدند نهادهایی مانند میرآبی، شوراهای سنتی کشاورزی و انجمنهای محلی میتوانند در قالب ساختارهای حقوقی جدید بار دیگر در مدیریت منابع طبیعی نقشآفرینی کنند.