تاریخ : 1405,سه شنبه 09 تير11:33
کد خبر : 559111 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

واکاویِ تداوم دشمنی‌های محور عبری-عربی؛

چرا امارات ستون اقتصادی واشنگتن علیه ایران است؟ / دوران مماشات با شریک اقتصادی واشنگتن باید تمام شود

گسترش همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی امارات با رژیم صهیونیستی، نقش‌آفرینی این کشور در بحران‌های منطقه‌ای و حتی مشارکت در اقدامات خصمانه علیه ایران، تصویر تازه‌ای از جایگاه ابوظبی در معادلات خاورمیانه ترسیم کرده است. در چنین شرایطی، تداوم سیاست مماشات و وابستگی اقتصادی به مسیرهای مالی مرتبط با امارات می‌تواند به تکرار خطاهای گذشته منجر شود.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ علیرضا فقیهی راد/// در کنار اسرائیل به عنوان پایگاه نظامی آمریکا در منطقه؛ امارات تبدیل به ستون اقتصادی آمریکا شده و در اقدامات خصمانه علیه ایران از هیچ اقدامی دریغ نکرده است. امارات از اولین کشورهایی بود که رسماً به پیمان ابراهیم و عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی پیوست و در ادامه توافق‌های گسترده امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و صنعتی با رژیم صهیونی منعقد کرد. ایجاد اتاق‌های عملیات و مراکز هشدار زودهنگام راداری و مشارکت در پروژه‌های اطلاعاتی و سایبری از جمله توافقات مذکور است.

امارات دامنه رفتار تجاوزگرایانه خود را به آفریقا کشانده، ابوظبی با حمایت و تسلیح از نیروهای شبه‌نظامی موسوم به واکنش سریع (RSF) و جنایت‌های بی‌سابقه در دارفور ضمن تلاش برای گسترش عمق استراتژیک خود، منابع عظیم طلای سودان را هم غارت می‌کند. 

نقش امارات در سقوط اسد در سوریه و حمایت مالی و تسلیحاتی از بعضی جریانات تکفیری، نقش ویژه محمد دحلان در پرونده غزه آن هم در راستای راهبردهای رژیم جعلی هم قابل چشم‌پوشی نیست. جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی امارات در یمن به تشکیل شورای انتقالی یمن و تصرف بخشی از سرزمین یمن کشیده شده تا جایی که منجر به شکاف جدی میان عربستان سعودی و امارات شده است.

از آن سو به رسمیت شناختن جدایی‌طلبان سومالی به عنوان سومالی‌لند توسط رژیم صهیونیستی، نشان از نقش پیونددهنده امارات در تشدید فشار به انصارالله یمن و تسلط بر تنگه باب‌المندب دارد. رسما امارات در کنار رژیم صهیونی در گستره جغرافیای منطقه در مقابل محور مقاومت و نیروهای آزادیخواه قرار گرفته است.

طی سال های گذشته ایران در مقابل رفتارهای ضدایرانی امارات اعم از ادعاهای واهی علیه جزایر سه‌گانه ایرانی و خلیج فارس تا بازکردن پای موساد به ابوظبی راهبرد تجاهل درپیش گرفته بود. یکی از مهم‌ترین دلایل تساهل ایران در برابر رفتارهای نامطلوب امارات، گره زدن شریان حیاتی تجارت خارجی کشور به «دِرهم» است. 

تا اینکه با مشارکت مستقیم جنگنده ها و پهپادهای امارات در جنگ رمضان علیه ایران این دشمنی آشکار شد و ایران تعارفات را کنار گذاشت و ضربات محکمی به امارات زد. همین امر منجر به این شد که ابوظبی با ارسال پیام هایی و وعده هایی مبنی بر حل بعضی مسائل پیرامون صرافی های ایرانی، روادید ایرانیان مقیم امارات و...به دنبال تنش زدایی و حل مسائل فی مابین بشود. در ادامه شاهد بودیم در درگیری های محدود میان ایران و آمریکا در منطقه برخلاف گذشته دیگر امارات مورد حمله قرار نگرفت.

یکی از بزرگترین خطاهای راهبردی دقیقا می تواند پذیرش همین وعده های ابوظبی و تداوم مسیر گذشته بطور خاص در حوزه کانال تسویه حوزه تجارت خارجی از مسیر «درهم» و عدم تدبیر برای ایجاد مسیرهای جایگزین است. نباید اشتباهی که با توافق پکن نسبت به سعودی ها داشتیم را این بار با امارات تکرار کنیم. خروج امارات از اوپک، افزایش سطح تولید و صادارات نفت به نفع آمریکا و به ضرر ایران، سفرهای مقامات ارشد نظامی، امنیتی و سیاسی رژیم صهیونی به امارات همگی گواه رفتار ضدایرانی امارات است.

امارات به عنوان ستون اقتصادی آمریکا در منطقه و شریک راهبردی رژیم جعلی و در کل محور نظم آمریکایی در خلیج فارس است و هیچ شواهدی مبنی بر برعقب نشینی از مسیر هم دیده نمی شود. از این پس بطور خاص ابوظبی باید بداند هرگونه خطا موجب خواهد شد تا مانند اربیل و سلیمانیه با او برخورد میشود و دوران مماشات گذشته است. از اختلافات میان ابوظبی و دبی و سه امارات دیگر مخالف حمله نظامی به ایران، اختلافات سعودی و ابوظبی برای تضعیف محمدبن زاید باید نهایت استفاده را کرد. برای تحقق نظم جدید، راهی جز تضعیف ستون های نظم قبلی نیست. اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم...