تاریخ : 1405,پنجشنبه 25 تير22:07
کد خبر : 560217 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

مذاکره بدونِ اقتدار، هزارتوییِ بی‌نتیجه است؛ پشتوانه‌ی اصلیِ دستگاهِ دیپلماسی، وحدتِ ملی و بازدارندگی است؛

پایانِ عصرِ توهم؛ مذاکره ابزار است، نه آرمان

 تجربه تاریخی ملت ما، از سال‌های تلخ اشغال و تحقیر در دهه‌های گذشته تا امروز، یک حقیقت ساده را پیش روی ما گذاشته است: ایرانِ قدرتمند، ایرانِ مقتدر است. نگاهی به مسیر پرفرازونشیب این سرزمین نشان می‌دهد که هرگاه اراده‌ای برای ساختنِ قدرتِ درونی شکل گرفته، نگاه‌های خیره‌سرِ خارجی ناچار به عقب‌نشینی شده‌اند. برعکس، آنجا که اقتدارِ کشور در سایه تردید یا خوش‌خیالی‌های دیپلماتیک قرار گرفته، دشمن نه تنها از دشمنی دست برنداشته، بلکه گستاخ‌تر شده است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ علیرضا تسلیمی/// در سیاست خارجی، بزرگ‌ترین خطای استراتژیک، خلطِ «ابزار» با «هدف» است. مذاکره، به خودیِ خود یک آرمان نیست؛ بلکه یک ابزار در جعبه‌ابزار سیاست‌ورزی است که کارایی‌اش کاملاً وابسته به زمان‌شناسی و نسبتِ آن با قدرتِ ملی است. اگر مذاکره در خدمتِ ارتقای جایگاه کشور و تثبیتِ منافع ملی باشد، ستودنی است؛ اما اگر به دستاویزی برای فرسایش توانِ بازدارندگی بدل شود، نه تنها گره‌گشا نیست، بلکه خود به عاملِ تضعیف کشور تبدیل می‌شود.

 تجربه تاریخی ملت ما، از سال‌های تلخ اشغال و تحقیر در دهه‌های گذشته تا امروز، یک حقیقت ساده را پیش روی ما گذاشته است: ایرانِ قدرتمند، ایرانِ مقتدر است. نگاهی به مسیر پرفرازونشیب این سرزمین نشان می‌دهد که هرگاه اراده‌ای برای ساختنِ قدرتِ درونی شکل گرفته، نگاه‌های خیره‌سرِ خارجی ناچار به عقب‌نشینی شده‌اند. برعکس، آنجا که اقتدارِ کشور در سایه تردید یا خوش‌خیالی‌های دیپلماتیک قرار گرفته، دشمن نه تنها از دشمنی دست برنداشته، بلکه گستاخ‌تر شده است.

 اینکه برخی گمان می‌کنند اولویتِ سیاست خارجی باید با معیشت باشد و امنیت را در پله‌ای پایین‌تر قرار می‌دهند، یک دوگانه کاذب است. اساساً اقتصادِ پویا در یک «خلأ امنیتی» رشد نمی‌کند. کشوری که در وضعیتِ «نه جنگ، نه صلح» گیر کند، کشوری که مرزها و امنیتش هر روز مورد تعرضِ کلامی یا میدانی قرار بگیرد، نمی‌تواند به ساحلِ آرامشِ اقتصادی برسد. امنیت، اکسیژنِ اقتصاد است؛ و بازدارندگی، بهترین ضامنِ امنیت.

 امروز، دشمنان نه از مذاکره، بلکه از «ظهورِ یک قدرت جدید» واهمه دارند. این بی‌تابی و عصبانیتی که در رفتار حاکمانِ آن سوی مرزها دیده می‌شود، نشانه استیصال است؛ چرا که آن‌ها در حال مشاهده تکثیرِ یک روحیه جمعی و امت‌گونه‌اند که دیگر با تحریم و تهدید فرو نمی‌ریزد.

 مسیرِ پیشِ رو روشن است: ما نه به دنبال تنشیم و نه شیفته مذاکره. ما به دنبال حقیقتی هستیم که شهید بهشتی در آن کلامِ ماندگارِ خود خطاب به دشمن فریاد زد: «از این عصبانیت بمیر.» این یعنی عصبانیتِ دشمن، بهترین گواه بر مسیرِ درستِ ماست. دستگاه دیپلماسی باید بداند که پشتوانه اصلی‌اش نه «متن‌های تفاهم»، که اقتدارِ میدانی و وحدتِ ملی است. هر جا که اقتدار هست، دیپلماسی هم حرفی برای گفتن دارد؛ و هر جا که قدرت رنگ ببازد، دیپلماسی هم به انفعال می‌رسد. انتخاب با ماست؛ ایستادن بر سرِ موضعِ قدرت، یا گم شدن در هزارتویِ مذاکراتِ بی‌نتیجه.