
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حسین پاک/// آنچه تاکنون اعلام شده، به این معنا نیست که حماس تصمیم به تحویل سلاح خود گرفته یا اجرای چنین تصمیمی را آغاز کرده است. آنچه اکنون در برابر آن قرار داریم، پذیرش یک چارچوب مذاکراتی از سوی طرف فلسطینی است؛ چارچوبی با شروطی بسیار سختگیرانه که هرگونه فرآیند محدودسازی و انبارش سلاحهای سنگین را به اجرای کامل تعهدات رژیم اشغالگر در مرحله نخست مشروط میکند
این تعهدات شامل توقف حملات، بمبارانها و عملیاتهای ترور، عقبنشینی تا «خط زرد» و خروج از مناطقی است که طی ماههای گذشته اشغال شدهاند، فراهم کردن زمینه فعالیت کمیته ملی فلسطین و نیروی بینالمللی حفظ ثبات، و نیز اجرای کامل پروتکل انسانی شامل ورود کمکهای بشردوستانه، اسکان آوارگان، آواربرداری و بازسازی زیرساختهای حیاتی از جمله برق و آب است.
چارچوب پیشنهادی فلسطینی بر سه اصل تدریج، همزمانی و راستیآزمایی استوار است. بر این اساس، هیچ مرحلهای پیش از تکمیل مرحله قبل آغاز نخواهد شد. همچنین، مسئولیت محدودسازی و انبارش سلاحها بر عهده یک نهاد فلسطینی خواهد بود و این سلاحها بدون آنکه به رژیم اشغالگر یا هر طرف خارجی دیگری تحویل داده شوند، در داخل نوار غزه نگهداری خواهند شد.
از منظر سیاسی، میتوان این میزان انعطاف را تلاشی برای محافظت از پروژه مقاومت در برابر یک جنگ وجودی دیگر و خرید زمان تا عبور از انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ دانست. در این معادله، زمان خود یک سرمایه راهبردی است؛ سرمایهای که به غزه فرصت میدهد نفسی تازه کند و در انتظار تحولات منطقهای و تغییر موازنههای قدرت بماند.
در مقابل، احتمال آنکه نتانیاهو در میانه رقابتهای انتخاباتی به تمامی تعهدات خود پایبند بماند، اندک به نظر میرسد. هرگونه نقض تعهدات از سوی اسرائیل، روند مرحلهای توافق را متوقف خواهد کرد و این امکان را برای مقاومت فراهم میآورد که اعلام کند توافق از سوی طرف مقابل نقض شده و عملاً قابلیت اجرا ندارد. در چنین شرایطی، بخشی از بهانههای سیاسی و حقوقی مورد استفاده برای ازسرگیری جنگ نیز از میان خواهد رفت.
تجربه تاریخی مقاومت فلسطین نیز نشان میدهد که آتشبسها و توافقهای مرحلهای بارها بهعنوان ابزاری برای بازتنظیم اولویتها، بازیابی توان و حفظ مؤلفههای قدرت مورد استفاده قرار گرفتهاند. همچنین، تجربه لبنان پس از قطعنامه ۱۷۰۱ نشان داد که محدودیتهای اعمالشده بر استقرار نظامی در جنوب رود لیتانی، به خلع سلاح کامل منجر نشد و حزبالله در سالهای بعد توانست توانمندیهای خود را بازسازی و حتی توسعه دهد.
از این رو، پرسش اصلی امروز این نیست که «حماس چه زمانی سلاح خود را تحویل خواهد داد؟»؛ بلکه این است که آیا رژیم اشغالگر اساساً به تعهداتی که آغاز این فرآیند به آنها وابسته است عمل خواهد کرد، یا پذیرش این چارچوب درست در نقطهای متوقف میشود که باید عقبنشینیهای واقعی خود را آغاز کند.