تاریخ : 1405,یکشنبه 18 مرداد16:22
کد خبر : 561300 - سرویس خبری : آخرین اخبار صفحه اول

قهرمان‌سازی با یک استوری، قهرمان‌کُشی با یک موضع

در شبکه مجازی، فاصله قهرمان شدن تا منفور شدن گاهی فقط یک موضع است؛ جایی که آدم‌ها نه برآیند سال‌ها رفتار، که با یک جمله و یک تصویر قضاوت می‌شوند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ نمی‌دانم این عمل عرشی و فرشی کردن ناگهانی و پیاپی دیگران از مصائب نوظهور زیست مجازی و دستاوردهای نامبارک شبکه‌های اجتماعی است یا ناشی از خلل‌های (باگ) ذاتی انسانی که از ازل وصله به خلق‌وخویش بوده. یک روز شخصی را در قامت خوبِ خوب‌ها به عرش می‌فرستند و در ورق بعدی روزگار، به‌عنوان بدِ بدها تا در زیرزمین حبسش نکنند و قعری بودنش را اثبات نکنند، کوتاه نمی‌آیند. طوری مشغول و پیگیر این حمل‌ونقل‌های انسانی می‌شوند که گویی از قنداق، وصف عصمت آن‌ها را در آغوش کشیده‌ است.

یک روز خواننده مستعد عصر جدید توییت‌ها را جمع می‌کند و «برای» تحویل مخاطب می‌دهد؛ هزار هزار کامنت و لایک نثارش می‌شود و تبدیلش می‌کنند به مجسمه آزادی از نوع وطنی‌اش. چند ماه بعد که خبر اخذ مجوزش می‌آید، با پتک و تیشه، مجسمه آزادی دیروز را که از قضا با شعار آزادی هم بنایش کرده بودند، تبدیل به قطعات میلی‌متری سنگی می‌کنند.

قهرمان‌سازی با یک استوری، قهرمان‌کُشی با یک موضع 

روزی فایل‌های صوتی (پادکست) مجتبی شکوری را گوشواره‌ی گوش می‌کنند و داوطلبانه مسئولیت حفظ و نشرش را بر عهده می‌گیرند. ماه دیگر، بلافاصله پس از اینکه او را در مشایه دیدند و یک «امام حسین(ع)» از زبان استاد دیروزشان به گوششان خورد، مراسم عزلش را در کمیسیون کامنتیشان برپا می‌کنند و مراتب عذرخواهی از گوش‌هایشان به‌جا می‌آورند. سال‌ها لابه‌لای صحبت‌ها و توصیه‌های شکوری در جستجوی کسب آرامش بودند، درست زمانی که سخن از منشا آرامش به میان آمد؛ مسیر جدا کردند و نه فقط آینده که نسخه گذشته را هم با همین چند جمله در هم پیچیدند.

برای بغض‌های عادل فردوسی‌پور افسانه می‌سازند و استعاره ردیف می‌کنند و یک‌روزه در کارگاه اینستاگرامی‌شان از او اسطوره شرافت تولید می‌کنند. به فاصله یک تغییر برنامه (اپلیکیشن) و طی مسافت از اینستاگرام به توییتر و یادآوری حساب کاربری (اکانت) حافظه تاریخی از گذشته، پرونده اسطوره شرافت بسته می‌شود. فیلم ملقب به دست‌بوسی هم که منتشر می‌شود، دیگر هیچ. عادل فردوسی‌پور واجد تمام شرایط حکومتی بودن می‌شود. دو روز دیگر هم وقتی طبق معمول یک دوره مسابقات (تورنمنت) ورزشی تازه برگزار شد و بازیکن سابق تیم ملی روی صندلی مهمان نشست و چند نقد اجتماعی و سیاسی و تیکه به مسئولین ردوبدل و فراگیر (وایرال) شد، مجدد عادل فردوسی‌پورِ نود برایشان زنده می‌شود و با لایک کلیپ‌های جعفرزاده‌طور که علیه میثاقی ساخته شده، دل خنک می‌کنند و با دوره هزارباره مکالمه فتح‌الله‌زاده و میثاقی، قهقهه سر می‌دهند.

قهرمان‌سازی با یک استوری، قهرمان‌کُشی با یک موضع

در مقابلِ آن‌ها که مسیر دفع حداکثری را با تمام قوا در پیش گرفته‌اند و افراد را تنها در نقش معترض می‌پذیرند و یک معیار ارزیابی با محوریت مخالفت بنا کرده‌اند؛ افراد موسوم به این‌طرفی‌ها هم گاهی در دام جذب‌های ناگهانی و بی‌درنگ می‌افتند و اصطلاحاً در حمایت تمام‌قد و سرعتی، آش را طوری شور می‌کنند که در چشم برهم‌زدنی مسیر برگشت آوار می‌شود. به محض انتشار یک موضع درست از شخصی، یک‌باره او را در آغوش می‌کشند و انواع و اقسام تحلیل‌های مثبت را به سمتش روانه می‌کنند و هر آنچه تریبون دارند در اختیارش می‌گذارند. مشت را نمونه خروار می‌بینند و ظن بر این می‌برند که دیگر در تمام ابعاد، شخص موردنظر همسو و منطبق بر ارزش‌های آن‌هاست. حال آنکه چندی بعد، اگر موضعی ناخلف دیدند، دیوار تصوراتشان فرو می‌ریزد و وی را در اولین ایستگاه از قطار پیاده می‌کنند. به فرض، در حمایت از یامال، فوتبالیست جوان اسپانیایی، کار تا جایی پیش می‌رود که برخی کذب (فیک) بودن خبر پیام تسلیت او در پی شهادت رهبر شهید را نمی‌پذیرند! و در بازه زمانی کوتاهی از او در ذهن، یک نیروی مخلص انقلابی می‌سازند. آفت این تصویرسازی اغراق‌گونه زمانی خود را نشان می‌دهد که یک تصویر یا موضعی در تضاد با ارزش‌های ایرانی-اسلامی از او منتشر شود. آن موقع است که شبکه شناختی و تصویر ساختگی ذهنی افراد درهم می‌شکند و دیگر حتی عمل صحیح او در راستای حمایت از فلسطین هم در سایه سایر تضادها غرق می‌شود!

اساساً مسئله، نقدِ تحسینِ امر پسندیده و تقبیح امر ناپسند نیست؛ اتفاقاً پدیده درست باید مورد حمایت قرار گیرد که فراگیر شود و در مقابل، می‌بایست امر نادرست در اثر تقبیح جمعی، قبحش حفظ شود. نکته آنجاست که انسان محصول سال‌ها کنش است و تنها از دل یک رفتار نمی‌توان مجموع شخصیت او را ارزیابی و حکم صادر کرد و با یک عملکرد، تمام او را در کسری از ثانیه پذیرفت یا دفعتاً رد کرد. هر موضع و رفتار، به‌اندازه اثری که برجا گذاشته و در حد ظرفیت خودش، باید به عنوان داده‌ای جهت ارزیابی کلی قرار گیرد و به همان میزان مورد اقبال یا نکوهش واقع شود.