
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ خانه، برای بسیاری از ما با امنیت و آرامش گره خورده است. همه ما روزهایی را به یاد داریم که خسته از مدرسه یا بازی به خانه بازمیگشتیم؛ غذای گرم روی سفره آماده بود، کسی در انجام تکالیف کمکمان میکرد و شبهای بیماری بیوقفه از ما مراقبت میکرد. سالها گذشت و کمتر به این اندیشیدیم که پشت همه این نقشها، زنی ایستاده بود که تنها «مادر» یا «همسر» نبود، بلکه بخش بزرگی از بار مراقبت و مدیریت خانواده را بر دوش داشت. با وجود این، نقش زنان خانهدار همچنان کمتر از آنچه شایسته است دیده میشود. به همین بهانه، در گفتوگو با راضیه مکوندی، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده و فارغالتحصیل رشته مطالعات زنان و خانواده از دانشگاه الزهرا (س) به بررسی جایگاه خانهداری، کار مراقبتی و مهمترین دغدغههای زنان خانهدار پرداختهایم.
اصلاً چرا امروز باید درباره خانهداری صحبت کنیم و خانهداری در مسائل اقتصادی و آینده خانواده چه تأثیری دارد؟
مکوندی در پاسخ به این سؤال ادامه داد: میخواهم در ابتدا یک تصویر ذهنی برای مخاطب ایجاد کنم. در نظر بگیریم یک روز کاری در حال آغاز است و همه افرادی که در خانه هستند میخواهند از خانه خارج شوند یا فعالیت روزمره خود را آغاز کنند. حالا تصور کنیم فعالیتهای خدماتی که یک خانم بهعنوان بخشی از فعالیتهای روزمره در خانه ارائه میدهد، متوقف شود. مراقبت از کودکان انجام نشود، اگر سالمندی در خانواده حضور دارد مراقبتی از او صورت نگیرد، اگر فرد بیماری وجود دارد که نیازمند حمایت و نگهداری مستمر است، این نگهداری انجام نشود و در مجموع فعالیتهای روزمره خانهداری متوقف شود.
وی افزود: چه اتفاقی میافتد؟ میبینیم که فقط برای یک خانواده یا چند خانواده مشکل ایجاد نمیشود، بلکه ممکن است این چالشها و توقف خدمات، در صورت استمرار، چالشهای بسیار بزرگی در کل جامعه ایجاد کند.
فعال حوزه زنان ادامه داد: در ادبیات علمی جهان، مفهوم گستردهتری به نام «کار مراقبتی» تعریف شده است. منظور از این مفهوم، فعالیتهایی است که به رشد افراد، بازتولید اجتماعی و انجام امور روزمره انسانها کمک میکند. خانهداری نیز زیرمجموعه این کار مراقبتی به حساب میآید. اگر ما به مفهوم پیچیده، مهم و عمیق کار مراقبتی توجه کنیم، آنوقت خانهداری که زیرمجموعه کار مراقبتی است نیز بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و نیازی نیست خیلی درباره اینکه چرا باید درباره خانهداری صحبت کنیم، توجیه کنیم.

نکته دیگر این است که خانهداری و کار مراقبتی در ابعاد تربیتی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی اثرگذار است و به همین دلیل باید مورد توجه قرار گیرد و درباره آن صحبت شود.
خانهداری فعالیتی مولد است یا صرفاً مصرفی؟
مکوندی: در مورد مولد بودن خانهداری، پژوهشها نشان میدهد که قطعاً یک فعالیت مولد به حساب میآید. قبلاً در حوزههای اقتصادی، کاری را تولید در نظر میگرفتند که منجر به ساخت یک کالا یا ایجاد یک درآمد شود، در بازار خرید و فروش شود و قیمت داشته باشد. اما در دهههای اخیر، برخی اقتصاددانان مفهومی به نام «اقتصاد مراقبت» را تعریف کردهاند. در این اقتصاد، نشان داده شده است که فعالیتهای خانهداری و کار مراقبتی، نوعی زیرساخت اقتصادی نیز محسوب میشود.
وی افزود: چرا که در کار مراقبتی، مجموعهای از خدمات در خانه ارائه میشود؛ مانند مراقبت از کودکان، سالمندان و بیمارانی که ممکن است بیماری دائمی داشته باشند و در خانه زندگی کنند. همچنین پیگیری امور آموزشی، سلامت جسمی و روانی اعضای خانواده و در مجموع رشد و تربیت انسانها در خانه انجام میشود.
فعال حوزه زنان در ادامه گفت: اقتصاددانان در دهههای اخیر میگویند اگر این خدمات قرار باشد خارج از خانه ارائه شود، قطعاً هزینهبر خواهد بود و هزینهای را به خانوادهها تحمیل میکند و در مجموع این هزینه به اقتصاد جامعه نیز وارد میشود.
مکوندی در رابطه با زیرساختی بودن خانهداری گفت: بنابراین از نظر اقتصادی، خانهداری یک فعالیت مولد و یک زیرساخت محسوب میشود. اگر بخواهیم از بعد سرمایه انسانی نیز به این موضوع نگاه کنیم، خانهداری یک فعالیت مولد است. سرمایه انسانی که موضوع مهمی در توسعه هر کشور است، فقط در مدرسه، دانشگاه، مراکز آموزشی یا محیط کار ساخته نمیشود، بلکه زیرساخت و بستر اصلی آن، خانواده و خانه است. بنابراین یک خانواده میتواند نیروی انسانی مفیدی برای جامعه تولید کند و از این منظر نیز خانهداری را میتوان فعالیتی مولد دانست.

وی تأکید کرد: صرفاً به دلیل قیمتگذاری نمیتوانیم بگوییم چیزی ارزش دارد یا ندارد. ممکن است یک فعالیت قیمت نداشته باشد، اما همچنان ارزشمند باشد؛ چراکه ارزشهای اجتماعی و دینی در خانواده بازتولید میشوند. سلامت افراد، سلامت روان و حمایتهای عاطفی نیز بستر خود را در خانواده دارند. اگر هرکدام از این کارکردها تضعیف شوند، هزینههایی به جامعه و دولت تحمیل میشود و بازار کار نیز مجبور است به شکلهای مختلف این خلأها را جبران کند.
فعال حوزه زنان تأکید کرد: بنابراین آنچه در خانه و خانواده تولید میشود، دارای ارزش اجتماعی و یک دستاورد بزرگ است. درست است که قیمتگذاری نمیشود و قابل خرید و فروش نیست، اما واقعاً فعالیتی مولد و تولیدی به حساب میآید.
با توجه به مطالبی که مطرح کردید، خانهداری نقش مهمی در جامعه ایفا میکند؛ اما چرا همچنان از نگاه عمومی به رسمیت شناخته نشده است؟
مکوندی: برای اینکه افراد پیشزمینه ذهنی دارند و معمولاً چیزی را کار و ارزشمند میدانند که بتوان برای آن قیمت تعیین کرد. اما کار خانگی و خانهداری ویژگیهایی دارد که باعث میشود ارزش آن به اندازهای که باید دیده نشود. دو موضوع مهم در این زمینه وجود دارد؛ یکی قیمتگذاری و دیگری بازدهی و زودبازده بودن. خانهداری این دو ویژگی را ندارد و به همین دلیل ارزش آن آنطور که باید در نظر گرفته نمیشود.
وی ادامه داد: وقتی یک کارخانه کالایی را تولید میکند، این تولید دیده میشود. یا وقتی ساختمانی ساخته میشود، مشخص است که کاری انجام شده و میتوان برای آن قیمت تعیین کرد. اما کار خانگی شامل دستاوردهایی است که قابل قیمتگذاری نیست. برای مثال، تربیت فرزندان چیزی نیست که بتوان برای آن ارزش مادی تعیین کرد یا انتظار داشت در مدت کوتاهی نتیجه آن مشخص شود. در نهایت میبینیم خانواده موفقی شکل گرفته است که یک خانم خانهدار در آن، بهعنوان مادر و همسر، نقش داشته است؛ فرزندانی بهخوبی تربیت شدهاند، همسر از حمایت عاطفی برخوردار است، فرزندان امنیت روحی و روانی دارند، از نظر تحصیلی و آموزشی موفق هستند و از نظر روحی و روانی نیز سلامت دارند.
فعال حوزه زنان تصریح کرد: ما این دستاوردها به قیمت عمر آن خانم خانهدار به دست آمده است و به همین دلیل، در نگاه عمومی شاید با معیارهایی که در بازار وجود دارد قابل سنجش نباشد. شاید به همین دلیل است که ارزش آن به اندازهای که باید دیده نمیشود.
در سیاستهای کشور چطور به خانهداری پرداخته شده و تا چه اندازه به اهمیت آن توجه شده است؟
مکوندی: در مورد سیاستهای داخلی کشورمان در حوزه خانهداری، اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، وقتی قوانین و سیاستگذاریهای کلی را بررسی میکنیم، بهروشنی دیده میشود که قانونگذار و سیاستگذار نقش زنان خانهدار را در انسجام اجتماعی و تحکیم خانواده دیده و برای آن ارزش قائل شده است.
وی ادامه داد: اما مشکلی که در این زمینه وجود دارد این است که یک سیاستگذاری منسجم که ابعاد مختلف رفاهی، حمایتی و آموزشی را دربرگیرد و بهصورت مستمر پیش برود، وجود ندارد تا در نهایت زنان خانهدار حمایت مناسبی دریافت کنند. بهطور کلی، وقتی قانون اساسی، سیاستهای جمعیتی و سیاستهای کلی خانواده را بررسی میکنیم، زنان خانهدار در این سیاستها دیده و برای نقش آنها ارزشگذاری شده است.
فعال حوزه زنان اظهار کرد: امروز به یک سیاست منسجم نیاز داریم که بتواند میان چالشهای مختلف زنان خانهدار جمعبندی دقیقی ایجاد کند و طیف وسیعی از زنان خانهدار بتوانند، برای مثال، تحت پوشش بیمه قرار بگیرند و درباره آینده اقتصادی خود امنیت خاطر داشته باشند.
الان بهخصوص نسل جوان از اینکه خودش را بهعنوان خانهدار معرفی کند احساس رضایت نمیکند؛ با اینکه کاری است که اکثریت خانمها انجام میدهند. علت این موضوع چیست؟
مکوندی: در مورد اینکه احساس رضایت ممکن است وجود نداشته باشد، به نظرم برای اینکه سوءتفاهمی پیش نیاید، ابتدا باید موضوع را به دو بخش تقسیم کنیم. بعضی از خانمهای خانهدار هستند که از شرایطی که دارند رضایت دارند و از انتخابشان که خانهداری است راضیاند و هیچ مشکلی ندارند. اما تجربه زیسته خود من بهعنوان یک زن و همچنین نگاهی که به اطرافم و خانمهای اطرافم دارم، نشان میدهد که بعضیها از اینکه بگویند «ما خانم خانهدار هستیم» رضایت ندارند. اما من میگویم باید از آنها بپرسیم آیا واقعاً از اینکه خانواده خود را حمایت میکنید ناراضی هستید یا موضوع دیگری در این میان وجود دارد که باعث نارضایتی شما میشود؟
وی ادامه داد: بعید میدانم خانمها از اینکه خانهدار هستند، از خانوادهشان حمایت میکنند، از فرزندانشان مراقبت میکنند یا حمایت عاطفی از همسر دارند، ناراضی باشند.
فعال حوزه زنان در رابطه با لایههای مختلف نارضایتی زنان خانهدار گفت: پژوهشها نشان میدهد این نارضایتی ممکن است لایههای مختلفی داشته باشد؛ یعنی از ابعاد مختلف میتوان به آن نگاه کرد و به این نتیجه رسید که چرا یک خانم از خانهدار بودن خود ناراضی است.
لایه اول، نارضایتی از محدود شدن فرصتهای فردی است. خیلی از خانمها در کشور ما تحصیلات آکادمیک دارند، برای مهارت و آموزش خود زمان گذاشتهاند، هزینه کردهاند و سرمایهگذاری کردهاند، اما بعد میبینند فرصت انتخاب ندارند. حالا یا محدودیتهای شغلی در کشور وجود دارد یا به دلیل نبود حمایتهای اجتماعی یا خانوادگی نمیتوانند انتخاب کنند که شاغل باشند یا خانهدار. وقتی مجبور میشوند خانهداری را انتخاب کنند، احساس میکنند فرصتهایی داشتهاند که این فرصتها از دست رفته است. بنابراین خانهداری برایشان رضایتبخش نیست و اصلاً علاقه ندارند خودشان را خانهدار معرفی کنند.
لایه دوم نارضایتی، نبود حمایتهای کافی برای ایفای همزمان نقشهای مختلف است. من بهعنوان یک خانم به خودم نگاه میکنم و میبینم برای تحصیلاتم زحمت کشیدهام، زمان گذاشتهام و از طرفی اکنون بهعنوان یک مادر و عضو یک خانواده هستم، اما امکانات لازم را ندارم که مجموعه کارهایی را که انجام میدهم، همزمان پیش ببرم. نمیدانم مادر باشم، نمیدانم شاغل باشم و نمیدانم باید کارهای علمی انجام دهم. این موضوع باعث میشود منِ خانم خانهدار احساس نارضایتی کنم.
وی ادامه داد: در بعضی از کشورها، برای حل این مسئله، مدت مرخصیهای والدینی را افزایش دادهاند، مهدکودکهای ارزان را در دسترس قرار دادهاند یا الگوهای انعطافپذیر اشتغال را فراهم کردهاند تا به زنان امنیت خاطر بدهند که میتوانند انتخاب کنند؛ خانهدار باشند یا شاغل. اگر خانم احساس کند که خودش انتخاب کرده خانهدار باشد، بنابراین نارضایتی کاهش پیدا میکند.
لایه سوم، نارضایتی از نادیده گرفته شدن کار خانگی یا به اصطلاح درستتر، دیده نشدن کار خانگی است. یک خانم از صبح بیدار میشود و چه شاغل باشد و چه نباشد، اگر فقط خانهدار باشد، مسئولیتهای زیادی را که ممکن است بسیار ریز و کوچک باشند، اما بر عهده اوست، انجام میدهد؛ از مراقبت از کودکان گرفته تا مراقبت از سالمندان، مراقبت از فرد بیمار، نظافت، آشپزی و بسیاری از امور دیگر. اینها کارهایی هستند که در اکثر جوامع، نه فقط در کشور ما، بهصورت نانوشته بر عهده زنان قرار گرفتهاند.
فعال حوزه زنان تأکید کرد: بنابراین خانم احساس فشار ذهنی پیدا میکند که من این کارها را انجام میدهم، اما اصلاً دیده نمیشود. ممکن است اعضای خانواده احساس کنند که مثلاً خانه نظافت شده، اما کار خاصی انجام نشده یا غذایی آماده شده است. این دیده نشدنها فشار ذهنی ایجاد میکند و باعث نارضایتی میشود.
لایه آخر، نارضایتی از نبود امنیت اقتصادی و اجتماعی است که موضوع بسیار مهمی است. پژوهشها نشان دادهاند بسیاری از زنان خانهدار نگران آینده اقتصادی خود هستند و این یک دغدغه مهم است. یک خانم نگاه میکند و میگوید من تمام سالهای زندگیام را میخواهم برای خانواده، مراقبت از فرزندان و انجام کارهای خانه بگذارم، اما در نهایت وقتی به سالمندی میرسم، میبینم نه از سوی همسرم حمایت اقتصادی دارم و نه از سوی دولت.
مکوندی اظهار کرد: بنابراین پیش از رسیدن به دوران سالمندی، این دغدغه ذهنی را دارد و وقتی به آن دوران میرسد، احساس نارضایتی میکند و میگوید من میتوانستم این زمان را برای خودم بگذارم و حداقل حمایتی داشته باشم. خیلی از کشورها برای برطرف کردن این دغدغه، مجموعهای از قوانین و سیاستهای تأمین اجتماعی را در نظر گرفتهاند. سیاستهای بیمهای ایجاد کردهاند و خدمات بیمهای برای زنان خانهدار در نظر گرفتهاند.
وی تأکید کرد: بعضی از کشورها، مانند سوئد، سالهای مراقبت را بهعنوان سابقه بیمهای در نظر گرفتهاند. مثلاً اگر خانمی هفت سال از فرزندانش مراقبت کند، آن هفت سال بهعنوان سابقه بیمهای برای او در نظر گرفته میشود. اینها تجربههای کشورهای مختلف است که وجود دارد. هم پژوهشهای آن انجام شده و هم مقالات آن منتشر شده و در کشور خودمان نیز روی این موضوع کار شده است. میتوان این خدمات را به زنان ارائه کرد تا اگر خانهداری انتخاب آنهاست، با رضایت این انتخاب را داشته باشند و در مجموع احساس نارضایتی بابت خانهدار بودن به سراغشان نیاید.
شاید برای برخی این سوءتفاهم ایجاد شود که ما با تأکید بر منزلت خانهداری، از طرف دیگر اهمیت اشتغال زنان را زیر سؤال میبریم. پاسخ شما به این نگرانی چیست؟
مکوندی: این نگرانی بسیار مهمی است و در حوزه زنان و مطالعات زنان و خانواده نیز این مسائل مطرح میشود که وقتی میخواهیم خانهداری را برجسته کنیم و درباره آن صحبت کنیم، آیا میخواهیم به زنان بگوییم خانهنشین باشند و اشتغال را نادیده بگیریم؟
وی ادامه داد: این حرف واقعاً منطقی نیست. اصلاً قصد من بهعنوان یک کارشناس حوزه زنان از مطرح کردن مسائل خانهداری این نیست. من میگویم همانطور که به اشتغال زنان اهمیت میدهیم، باید به خانهداری هم اهمیت بدهیم. برای من بهعنوان یک زن و فعال حوزه زنان، اینکه کار زنان در هر صورتی ارزشمند دیده شود، واقعاً اهمیت دارد.
فعال حوزه زنان تأکید کرد: اگر کاری که یک زن انجام میدهد، شغل خارج از خانه است، باید مهم دانسته شود و بابت آن دغدغه ذهنی برای زنان ایجاد نشود. از طرف دیگر، اگر خانمی واقعاً خانهداری را انتخاب کرده است، نباید جامعه به او نگاه کند و بگوید کار شما بیارزش است و کار خاصی انجام نمیدهید. به هر حال، هر دو طرف و هر دو طیف زنان باید دیده شوند و انتخاب آنها ارزشمند در نظر گرفته شود.
بزرگترین چالش زنان خانهدار امروز چیست؟
مکوندی: اگر بخواهیم دقیقتر و علمیتر به این موضوع نگاه کنیم، باید ببینیم کدام طیف از زنان خانهدار را میخواهیم بررسی کنیم و چالشهای آنها چیست؛ چون زنان خانهدار به هر حال یک طیف همگن نیستند.
وی ادامه داد: یک گروه از زنان خانهدار جوان هستند و بهتازگی زندگی مشترک را آغاز کردهاند. گروهی دیگر از زنان خانهدار، فعالیتی خارج از خانه نیز دارند و بهصورت صددرصد شاغل نیستند، اما به هر حال فعالیتهایی خارج از خانه دارند.
فعال حوزه زنان تصریح کرد: چون این طیف همگن نیست، بهتر است بهصورت جزئی به آن نگاه کنیم. اما اگر بخواهم بهطور کلی درباره چالشهای زنان خانهدار صحبت کنم، با در نظر گرفتن همه این ناهمگنیها، دیده نشدن، نداشتن امنیت اجتماعی و اقتصادی و محدود شدن فرصتهای فردی را میتوان بهطور کلی از مهمترین چالشهای زنان خانهدار دانست. دیده نشدن، همانطور که در صحبتهای قبلی درباره آن صحبت کردیم، واقعاً خیلی مهم است.
وی افزود: انسانها در طول زندگی خود کارهایی انجام میدهند که اگر کاملاً بیارزش شمرده شود، چه اتفاقی برای روح و روان آن خانم میافتد؟ کارهای روزمره او دیده نشود، خدماتی که به خانواده ارائه میدهد دیده نشود و در واقع به او گفته شود که «شما کاری انجام نمیدهید.»
مکوندی در رابطه با آسیب، نادیده گرفته شدن زنان خانهدار گفت: این دیده نشدن بسیار آسیبزاست و نکته اینجاست که فقط روی آن زن تأثیر نمیگذارد. نارضایتی و حال بدی که آن خانم خانهدار تجربه میکند، قطعاً به مرور زمان بر کیفیت زندگی تمام اعضای خانواده نیز تأثیر میگذارد. همسر تحت تأثیر این نارضایتی ذهنی قرار میگیرد و هم کیفیت زندگی فرزندان کاهش پیدا میکند.
وی ادامه داد: نداشتن امنیت اجتماعی و اقتصادی نیز موضوع بسیار مهمی است؛ زیرا زنان زمان زیادی را برای کار خانگی میگذارند، عمر و جوانی آنها صرف میشود و در نهایت در دوران سالمندی با دغدغههایی مواجه میشوند. دغدغههای حوزه سلامت یا مراقبت، اینکه کسی نیست از آنها مراقبت کند یا حمایت اقتصادی ندارند که بتوانند مثلاً برای درمان خود هزینهای پرداخت کنند، از جمله چالشهای مهم است.
فعال حوزه زنان در مورد چالشهای محدود شدن فرصتها اظهار کرد: چالش بعدی نیز محدود شدن فرصتهای رشد و توسعه فردی است که ممکن است در هرکدام از این گروههای ناهمگن زنان خانهدار وجود داشته باشد. در واقع به نظر من، چالش و دغدغه ذهنی زنان این است که فرصتی داشته باشند تا بتوانند به خودشان هم برسند. اگر این نگاه در خانوادهها شکل بگیرد که فضای خانه و خانواده، فضایی مشارکتی است و همه باید مسئولیتها را در آن تقسیم کنند و انجام دهند، آنوقت زنان احساس رضایت بیشتری خواهند داشت و برای آنها فرصت ایجاد میشود.
وی ادامه داد: اگر دیگران نیز در کارهای خانه مشارکت داشته باشند، آن خانم فرصت پیدا میکند مطالعه کند، برای خودش وقت بگذارد یا مهارتی کسب کند. این چالشها بخشی مربوط به سیاستگذاری و قانون است و از این طریق حل میشود و بخشی دیگر، مانند مشارکتی بودن فضای خانواده، به باورهای فرهنگی مربوط است که باید در خود خانوادهها تقویت و آموزش داده شود.
مکوندی تأکید کرد: برای اینکه یک خانواده سالم داشته باشیم؛ خانوادهای که همه اعضای آن شاد باشند و احساس رضایت داشته باشند، باید مشارکتی بودن فضای خانواده را بهصورت مستمر آموزش دهیم تا به نسلهای بعد نیز منتقل شود.
راضیه مکوندی در پایان با توجه به تعداد زنان خانهدار ایران گفت: تعداد بسیار زیادی از زنان ایرانی، با توجه به آمارهایی که ارائه شده، خانهدار هستند و آمار آنها به بالای ۵۰ درصد میرسید، بنابراین صحبت در مورد مسائل و مشکلات آنها بسیار ضروری و لازم است.