
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محمد افکانه، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد و از ادوار اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل در نشست سالانه اردوی جهاد اکبر که هرساله در مشهد مقدس برگزار میشود، حضور یافت و به طرح مسئله کنشگری و الزامات آن پرداخت.
افکانه در ابتدای جلسه خاطر نشان کرد که بحث وی در امتداد جلسات پیشین است و سعی دارد از مرحله تعیین اصول و «بایدها» عبور کرده و به مرحله اجرای این اصول برسد. وی با بیان اینکه یکی از نخستین الزامات فعالیت تشکیلاتی، تقویت خود افراد است، به بخشی از توصیههای مطرح شده از سوی رهبر شهید انقلاب درباره فعالیت دانشجویی اشاره کرد و گفت اولویت فعالیت باید متوجه نیروهای مؤمن و فعال درون جریان دانشجویی باشد.
او با استناد به این نگاه، تأکید کرد اگر قرار است تشکل دانشجویی بتواند در محیط دانشگاه اثرگذار باشد، نخستین گام آن است که نیروهای درون تشکل از نظر فکری، اعتقادی و انگیزشی تقویت شوند.
این استاد در ادامه «خودجوش بودن» را یکی از ویژگیهای اصلی کنشگر دانست و توضیح داد که کنشگر نباید همواره منتظر بماند تا یک دستگاه دولتی، دانشگاه یا مجموعه دیگری مقدمات فعالیت را فراهم کند، بودجهای اختصاص دهد یا برنامهای را از بالا ابلاغ کند.
وی گفت: مفهوم «آتش به اختیار» و تأکید بر فعالیتهای خودجوش، در همین چارچوب قابل فهم است و افزود: اگر یک تشکل یا فرد برای انجام هر فعالیتی منتظر فراهمشدن همه مقدمات از سوی دیگران باشد، عملاً بخش مهمی از ظرفیت کنشگری خود را از دست میدهد.
افکانه پس از طرح مفهوم خودجوشی، این پرسش را مطرح کرد که برای رسیدن به یک تشکیلات خودجوش، چه ویژگیهای فردی مورد نیاز است!؟ در پاسخ به این پرسش، مفاهیمی مانند انگیزه، جرئت، هدفگذاری، اراده، دغدغهمندی و بیتفاوت نبودن مطرح شد. او در توضیح این موضوع گفت تمام این مفاهیم در نهایت به یک نقطه مشترک بازمیگردند و آن، حساسبودن نسبت به محیط و اتفاقات پیرامون است.
بخش دیگری از سخنان این نشست به مفهوم «mindfulness» یا «ذهنآگاهی» اختصاص داشت. این استاد دانشگاه، ذهنآگاهی را در تعبیری سادهتر، «ششدانگ بودن حواس» و توجه به محیط دانست و تأکید کرد که برای یک کنشگر، دیدن و شنیدن صرف کافی نیست؛ بلکه باید بتواند اطلاعات پیرامون خود را دریافت، نگهداری، بازیابی و در نهایت به عمل تبدیل کند.
او برای توضیح این موضوع، پنج مرحله را مورد اشاره قرار داد؛ اولین مرحله، توجه به محیط است. وی با طرح مثالهایی از مسیرهای روزمره افراد، از جمله رفتوآمد در دانشگاه، گفت بسیاری از افراد ممکن است بارها از کنار یک مکان، ساختمان یا امکان خاص عبور کرده باشند، اما در صورت پرسش درباره موقعیت آن، اطلاعات دقیقی در ذهن نداشته باشند.
سخنران این مسئله را ناشی از فقدان "توجه" دانست و گفت: ذهن انسان به شکل طبیعی متناسب با هدفی که دنبال میکند، اطلاعات خاصی را برجسته میکند. بنابراین ممکن است فردی در یک فروشگاه فقط به دنبال کالایی مشخص باشد و بسیاری از جزئیات دیگر را نبیند؛ در حالی که یک کنشگر باید بتواند در کنار هدف اصلی خود، نسبت به محیط پیرامون نیز حساس باشد.
وی تأکید کرد، «توجه» به معنای «کنار گذاشتن» هدف نیست، بلکه به این معناست که فرد ضمن دنبال کردن هدف خود، ظرفیت دیدن فرصتها، مشکلات، ایدهها و پتانسیلهای دیگر را نیز داشته باشد.
افکانه مرحله دوم را «به ذهن سپردن» دانست و گفت صرف مشاهده یک مسئله کافی نیست؛ فرد باید بتواند اطلاعاتی را که دریافت کرده، در ذهن خود نگهداری کند.
او با اشاره به شیوههایی که افراد برای بهخاطر سپردن مطالب در دوران تحصیل استفاده میکردند، از جمله کدگذاری، ایجاد ارتباط میان مفاهیم یا استفاده از تصویر و نشانه، توضیح داد که هر فرد میتواندروش خاص خود را برای تثبیت اطلاعات در ذهن داشته باشد.
وی در همین بخش، یکی از موانع جدی این فرآیند را شیوه استفاده از شبکههای اجتماعی دانست و گفت سرعت بالای دریافت محتوا در فضای مجازی باعث میشود بسیاری از مطالب دیده شوند، اما الزاماً در ذهن باقی نمانند.
افکانه، «یادآوری» را به عنوان مرحله سوم مورد توجه قرار داد و گفت: افراد باید برای یادآوریِ اطلاعاتی که دریافت کردهاند، سازوکار داشته باشند. این سازوکار میتواند برای هر فرد متفاوت باشد؛ برخی با تصویر، بهتر به یاد میآورند، برخی با کلمه، برخی با نوشتن و برخی با ایجاد ارتباط میان چند مفهوم.
پس از آن، مرحله چهارم یعنی «تکرار» مطرح شد. افکانه با انتقاد از این تصور که یک بار خواندن کتاب یا مطالعه یک موضوع، برای یادگیری کامل آن کافی است، گفت حتی افراد برجسته علمی نیز بارها به آثار و منابع قبلی بازمیگردند.
او تأکید کرد «بهروز بودن» به معنای کنارگذاشتن دانش قبلی و صرفاً دنبالکردن دادههای جدید نیست؛ بلکه فرد باید اصول و دانستههای پایه خود را نیز با تکرار و مرور حفظ کند.
افکانه در همین زمینه، به کتاب «روح مجرد» اشاره کرد و توضیح داد که این کتاب برای برخی (همچون خود سخنران) به گونهای است که میتوان بارها آن را از ابتدا تا انتها مطالعه کرد؛ همانطور که برخی افراد قرآن یا دیگر آثار مهم را به صورت مکرر مطالعه میکنند. وی در نهایت نتیجه گرفت بخش قابل توجهی از مطالبی که در ذهن انسان ماندگار میشوند، از مسیر تکرار و مرور شکل میگیرند.
پنجمین و مهمترین مرحله از نگاه سخنران «عمل» بود. وی با استفاده از مثالی گفت ممکن است فرد ابتدا مکان را دیده باشد، آن را به ذهن سپرده باشد، بعداً توانسته باشد آن را به یاد بیاورد و با تکرار، اطلاعات را تثبیت کرده باشد؛ اما در نهایت، زمانی این فرآیند ارزش عملی پیدا میکند که بتواند از آن اطلاعات استفاده کند.
او این منطق را به فعالیت دانشجویی نیز تعمیم داد و گفت: اگر یک دانشجو روزانه چندین ساعت در فضای مجازی حضور دارد، باید بتواند در پایان این زمان، خروجی مشخصی برای خود تعریف کند؛ برای مثال، ایدهای که به ذهنش رسیده، مطلبی که یاد گرفته، یادداشتی که نوشته یا اقدامی که بر اساس آن انجام داده است.
به گفته وی اگر حضور طولانیمدت در فضای مجازی صرفاً به مشاهده و عبور از محتوا منجر شود و هیچیک از این پنج مرحله طی نشود، نتیجه چیزی جز اتلاف زمان نخواهد بود.
این استاد دانشگاه در ادامه بحث خود، موضوع را مستقیماً به فلسفه فعالیت انجمنهای اسلامی مرتبط کرد و با اشاره به تعبیری از رهبر شهید انقلاب، گفت: انجمنهای اسلامی باید «صدای اسلام در دانشگاه» باشند. او تأکید کرد یک تشکل دانشجویی، باید مسائل مختلف دانشگاه را از زاویه مسئولیت خود نسبت به اسلام و جامعه بررسی کند.
افکانه در ادامه، به دیداری از رهبر معظم انقلاب در دانشگاه صنعتی امیرکبیر اشاره کرد و یادآور شد که در آن جلسه، مسئول یکی از انجمنهای اسلامی از عملکرد مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه انتقاد کرده بود.
به گفتهٔ این سخنران، در آن دیدار تأکید شده بود که مسئول یادشده، نمایندهٔ مستقیم رهبری نیست و نمایندهٔ ایشان شخص دیگری است. وی افزود که بخش دوم پاسخ، از نگاه او اهمیت بیشتری داشته است: اگر انجمنهای اسلامی وظیفهٔ خود را بهدرستی انجام دهند، اساساً نیازی به نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه نخواهد بود.
پس از بحث درباره توجه و ذهنآگاهی، سخنران به موضوع «انگیزه» پرداخت و گفت حتی اگر فرد نسبت به محیط اطراف خود «توجه» داشته باشد، بدون «انگیزه» و «هدف» این اطلاعات نمیتوانند در مسیر مشخصی قرار بگیرند
وی با استناد به مباحث کتاب «طرح کلی اندیشههای اسلامی در قرآن» که جمعآوری سلسله جلسات رهبر شهید انقلاب است؛ توضیح داد که ایمان میتواند عامل ایجاد و تقویت انگیزه باشد و در شرایط دشوار، انسان را از عقبنشینی باز دارد.
در بخش دیگری از سخنان، مفهوم «نیت» در کنار انگیزه مطرح شد. سخنران با اشاره به بحثی درباره مسیرهای مختلف رسیدن انسان به کمال، گفت فعالیت اجتماعی، حکومتداری، تشکیلات و حتی مسیرهای عرفانی و خودسازی، در صورتی که با نیت درست همراه شوند، میتوانند با یکدیگر همخوانی بسیاری داشته باشند.
او در این زمینه به نامهای از امام خمینی(ره) خطاب به حاج احمد خمینی اشاره کرد و گفت: از نگاه امام، صرف ورود به عرصه حکومت و تشکیلات به معنای دور شدن از معنویت نیست؛ همانطور که گوشهنشینی و پرداختن به امور فردی نیز به خودیخود تضمین کننده عاقبت به خیری نخواهد بود.
سخنران در جمعبندی این بخش گفت: فرد میتواند در عرصه اجتماعی و تشکیلاتی فعالیت کند و در عین حال مسیر خودسازی و معنویت را نیز دنبال کند؛ مشروط بر اینکه هدف و انگیزه اصلی خود را گم نکند.
در ادامه جلسه، سخنران به یکی از آسیبهای مهم تشکیلات دانشجویی پرداخت و آن را «چه کنم، چه کنم» و نوعی بیعملی و بیصدایی توصیف کرد.
وی با اشاره به انتقاد رهبر شهید از دانشجویان، به دلیل عدم ورود جدی به مسائل مهم سیاسی و اجتماعی، از جمله مذاکرات هستهای و مسئله فلسطین، این پرسش را مطرح کرد که چرا در برخی مقاطع مهم، واکنش تشکلهای دانشجویی متناسب با اهمیت موضوع نبوده است!؟
افکانه در پاسخ به این پرسش بیان داشت: مسئله اصلی، میزان دغدغه، تلاش و هزینهای است که یک جریان دانشجویی حاضر است برای مسئلهای که آن را مهم میداند، متحمل شود. وی تأکید کرد، نمیتوان از تشکل دانشجویی انتظار اثرگذاری داشت، در حالی که هیچ هزینه، تلاش یا ابتکاری برای پیگیری مسائل مهم از خود نشان نمیدهد.
افکانه در بخش پایانی سخنرانی خود، به موضوع الگوگیری از شخصیتهای انقلابی و شهدای جریان انقلاب اشاره کرد. وی گفت اگر فعالان دانشجویی تصاویر شهدا و شخصیتهای اثرگذار را بهعنوان الگو در محیط فعالیت خود قرار میدهند، باید بخشی از ویژگیهای زندگی و مجاهدت آنان نیز در زندگی خودشان نمود پیدا کند.
او البته تصریح کرد این مسئله به معنای بیتوجهی به خانواده، تحصیل یا مسئولیتهای شخصی نیست و نباید مجاهدت را با آسیبزدن به حقوق خانواده و اطرافیان یکی دانست؛ بلکه مسئله اصلی، جدیگرفتن مسئولیت و آمادگی برای پذیرش دشواریهای مسیر است.
وی افزود اگر قرار باشد یک دانشجو صرفاً واحدهای دانشگاهی خود را بگذراند، مدرک بگیرد و در نهایت وارد یک مسیر شغلی معمول شود، نباید همزمان انتظار داشته باشد که با حفظ همین الگوی زندگی، نسبت به آینده جامعه و مسائل آن نیز انتقاد جدی داشته باشد. از نگاه افکانه، میان «الگو قرار دادن افراد بزرگ» و «نحوه زندگی خود» باید تناسبی وجود داشته باشد.
گزارش از محمدرضا منصوری نژاد