تاریخ : 1405,چهارشنبه 04 شهريور11:35
کد خبر : 562603 - سرویس خبری : فرهنگی اجتماعی

اصرار برای تغییر در صداوسیما؛ نقد عملکرد جبلی یا فشار برای تصاحب؟؛

صدا وسیما حیاط خلوت جناح‌های سیاسی نیست

پیمان جبلی، رئیس فعلی صداوسیما، با نزدیکشدن به پایان دوره پنجساله مدیریت خود، اعلام کرده که تصمیم نهایی درباره ماندن یا رفتن او بر عهده رهبر انقلاب است. در این میان، گمانه زنی ها درباره جانشین احتمالی او افزایش یافته؛ اما پرسش اصلی این است که تغییر در رأس رسانه ملی، زمینه ساز تحول ساختاری و کیفی در این نهاد خواهد شد یا صرفاً به تغییر در تیم مدیریتی منجر میشود؟

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امیرحسین درکی/// با وجود آنکه پیمان جبلی در پنج سال اخیر همواره در معرض نقدهای گوناگون قرار داشته و صداوسیما در زمینه‌هایی نظیر اقبال عمومی، کیفیت تولیدات و ارتباط با جامعه دچار نارسایی‌هایی بوده، اما نمی‌توان هرگونه ایرادگیری از او را بهانه‌ای برای مقاصدی فراتر از ارزیابی حرفه‌ای تلقی کرد.

در حالی که برخی جریان‌ها بر کنارگذاشتن جبلی اصرار دارند، هنوز روشن نیست که برنامه دقیق جانشینان او برای بهبود اوضاع چیست. اگر مسئله، ناکارآمدی در برنامه‌سازی یا افت مخاطب است، باید بر اساس داده‌ها و سیاست‌های رسانه‌ای بررسی شود؛ اما خلاصه کردن تمام کاستی‌ها در یک شعار کلی برای برکناری او، می‌تواند بیش از آنکه یک داوری مدیریتی باشد، طرحی برای تغییر موازنه قدرت باشد.

با این حال، جبلی در دوران تصدی خود کوشید تا سیاست‌های رسانه ملی را از برخی رویه‌های پیشین فاصله دهد و «سند تحول» را با شعارهایی چون هویت‌گرایی و عدالت‌محوری به پیش ببرد؛ همچنین در پاره‌ای از مواقع، تلویزیون میزبان چهره‌هایی شد که پیش‌تر جایی در آنتن نداشتند، که نشان‌دهنده درکی نسبی از ضرورت تنوع‌بخشی به مخاطبان است.

با این همه، کارنامه جبلی بی‌نقص نیست؛ کاهش بینندگان، کیفیت نوسان‌دار آثار، گسست قشرهایی از جامعه با تلویزیون، و ناتوانی در ساماندهی شبکه نمایش خانگی، از جمله نقاط قابل انتقادی است که انکارناپذیرند و رسانه ملی را ناگزیر از بازنگری اساسی می‌کنند.

اما پرسش اساسی این است که در مسیر رفع این کاستی‌ها، آیا قرار است رسانه ملی دچار اصلاح شود یا مصادره؟ روند اصلاحی مستلزم بازجذب مخاطب، ارتقای کیفیت، به‌کارگیری نیروهای متخصص، صداقت در انعکاس واقعیت‌های اجتماعی و پرهیز از تبدیل شدن به بلندگوی یک جناح خاص است. در مقابل، اگر به محض ناهماهنگی مدیر با خواست برخی محافل، کارزار برکناری او راه بیفتد تا فردی جایگزین شود که خواست یک حلقه سیاسی را برآورده کند، دیگر سخن از بهسازی رسانه ملی نیست؛ بلکه نزاع بر سر تقسیم غنیمت است.

صداوسیما، برخلاف رسانه‌های خصوصی یا جناحی، نباید به حیاط خلوت هیچ گروه، حزب یا شبکه قدرتی بدل شود. جبلی در قیاس با مدیران قبل از خود کارنامه‌ای قابل پذیرش دارد و پافشاری بر جابجایی او، تنها به نفع ارتقای رسانه نیست و اهداف پنهانی را دنبال می‌کند.

از ضرورت‌های غیرقابل‌چشم‌پوشی در مدیریت رسانه ملی، مصون ماندن آن از هرگونه ادعای مالکیت سیاسی است. رئیس صداوسیما باید در قبال عملکرد خود پاسخگو باشد، اما نه اینکه برای بقا یا کناره‌گیری، نیاز به تأیید حلقه‌های قدرت‌های پشت‌پرده داشته باشد.

بنابراین، هرگونه داوری درباره جبلی باید با معیارهایی شفاف چون کارنامه، میزان جذب مخاطب، کیفیت تولیدات، تحولات ساختاری و تحقق اهداف رسانه ملی صورت گیرد؛ نه بر اساس رضایت یا نارضایتی فلان محفل سیاسی.