تاریخ : 1405,جمعه 13 شهريور18:06
کد خبر : 563157 - سرویس خبری : یادداشت

 علی ملکی؛

راهبرد برنده - برنده چین در قبال ایران

 آینده روابط تهران و پکن را نمی‌توان جدا از منطق حاکم بر سیاست خارجی چین فهمید؛ منطقی که بر «اصول پنج‌گانه همزیستی مسالمت‌آمیز» استوار است: احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، برابری و منافع متقابل، و همزیستی مسالمت‌آمیز. این اصول، زیرساخت هنجاری روابط آتی دو کشور را شکل می‌دهند و بستری اتکاپذیر برای گذار از همکاری‌های مقطعی به شراکتی راهبردی و پایدار فراهم می‌آورند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛  علی ملکی/// آینده روابط تهران و پکن را نمی‌توان جدا از منطق حاکم بر سیاست خارجی چین فهمید؛ منطقی که بر «اصول پنج‌گانه همزیستی مسالمت‌آمیز» استوار است: احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، برابری و منافع متقابل، و همزیستی مسالمت‌آمیز. این اصول، زیرساخت هنجاری روابط آتی دو کشور را شکل می‌دهند و بستری اتکاپذیر برای گذار از همکاری‌های مقطعی به شراکتی راهبردی و پایدار فراهم می‌آورند.

گام بعدی، معماری این شراکت بر پایه فصل مشترک برنامه‌های پنج‌ساله توسعه دو کشور است. هم‌راستاسازی برنامه هفتم توسعه ایران با برنامه پنج‌ساله چین—و سیاست‌های داخلی و خارجی پیش‌نیاز آن‌ها، از ثبات اقتصاد کلان تا دیپلماسی توسعه‌محور—همکاری‌ها را از سطح تفاهم‌های کلی به پروژه‌های زمان‌بندی‌شده و سنجش‌پذیر ارتقا می‌دهد و سند جامع ۲۵ساله را از چشم‌انداز به نقشه راه بدل می‌کند.

در این چارچوب، راهبرد ایران در قبال چین بر سه رکن استوار است: ایجاد زیرساخت‌های حقوقی، مالی و لجستیکی لازم؛ شفافیت و پاسخگویی در اجرای قراردادها؛ و تامین امنیت پایدار برای جذب سرمایه‌گذاری بلندمدت چین در زیرساخت‌ها و انتقال فناوری.

در کنار این، تهران با حمایت‌های سیاسی و همبستگی‌های اقتصادی—از پیمان‌های پولی دوجانبه تا هم‌افزایی در سازمان همکاری شانگهای و بریکس—در مسیر ایجاد توازن و جهانی چندقطبی بدون هژمونی دلار گام برمی‌دارد.

در سوی مقابل، راهبرد چین بر حمایت سیاسی و اقتصادی از ایران در برهه کنونی متمرکز گردد؛ با هدف تقویت تاب‌آوری و تسهیل گذار به دوره ثبات، البته با مدیریت هوشمندانه ریسک و راهبردهای خلاقانه و نوآورانه در سازوکارهای مالی و تجاری.

پکن با تقویت و حمایت از نقش ایران در مدیریت راهبردی و ایجاد ثبات در غرب آسیا—بدون نقش مخرب آمریکا و سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل—بستر امنیت اقتصادی بدون تهدید تحریم را فراهم می‌سازد و هم‌زمان از گسترش نفوذ ناتو و آمریکا به سمت مرزهای راهبردی خود جلوگیری می‌کند.

سرمایه‌گذاری زیرساختی چین در ایران نیز با لحاظ مقدماتی که تهران فراهم آورده، عمق و مقیاس می‌یابد.

نکته تعیین‌کننده آن است که این راهبردها ایستا نیستند؛ بلکه به‌صورت دینامیک و دوجانبه، با گام‌های حساب‌شده و متوازن عملیاتی می‌شوند: 

هر اقدام اعتمادساز یک طرف، حرکت متقابل طرف دیگر را فرامی‌خواند و بازخوردهای میدانی، مسیر را پیوسته اصلاح می‌کند.

حاصل این پویایی، بازی برد–بردی است که در آن ایران به توسعه، ثبات و جایگاه منطقه‌ای شایسته خود دست می‌یابد و چین به امنیت انرژی، عمق راهبردی و نظم چندقطبی مطلوب خویش؛ معادله‌ای که دوامش به اجرای دقیق و گام‌به‌گام تعهدات دو طرف گره خورده است.