
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ «به بچت تخم کفتر بده بخوره!» این نسخهای است که مادران و مادربزرگها از قدیمالایام برای به حرف افتادن نوزادان و کودکان نوپا میپیچیدند.
حتما دیدهاید که برخی از کودکان زود به حرف میافتند و برخی دیگر تا سن 3 الی 4 سالگی هنوز نمیتوانند یک جمله کامل بگویند؛ زهرا حسینینژاد فوقتخصص مغز و اعصاب اطفال در گفتوگو با خبرنگار سلامت فارس میگوید که رشد تکامل عصبی نقش کلیدی در حرف زدن کودکان دارد و خانواده این مسئله را نباید آسان بگیرند.
تکامل عصبی کودک از چه مقطعی آغاز میشود و چه تفاوتی با رشد فیزیکی دارد؟
حسینینژاد: موضوع «تکامل عصبی» از جمله مباحثی است که در جامعه کمتر شناخته شده و کمتر درباره آن اطلاعرسانی میشود؛ بهگونهای که حتی پرداختن به این موضوع در رسانهها و برنامههای تلویزیونی نیز گاه فضایی ناآشنا ایجاد میکند.
رشد انسان تنها به تغییرات فیزیکی محدود نمیشود. این فرایند از دوران جنینی آغاز شده و پس از تولد نیز با تغییراتی مانند افزایش دور سر، افزایش وزن و رشد اندامها ادامه مییابد. در کنار این تغییرات جسمانی، کودک فرایندی مهم و تدریجی را نیز تجربه میکند که از آن با عنوان «نمو» یا «تکامل سیستم عصبی» یاد میشود.
تکامل عصبی به این معناست که کودک در هر مرحله از زندگی، متناسب با سن و سطح بلوغ سیستم عصبی خود، توانمندیها و مهارتهای مورد انتظار آن دوره را به دست آورد. در این مسیر، سیستم عصبی بهتدریج و مرحلهبهمرحله بالغ میشود و کودک با کسب قابلیتهای جدید زیستی، حرکتی، شناختی، ارتباطی و رفتاری، مسیر رشد خود را طی میکند.
شناخت این مراحل و توجه به روند تکامل عصبی، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا آگاهی از توانمندیهای مورد انتظار در هر سن میتواند به والدین و متخصصان کمک کند تا روند رشد کودک را بهتر ارزیابی کرده و در صورت مشاهده تأخیر یا تفاوت قابلتوجه، بهموقع برای بررسی و مداخله اقدام کنند.

این مهارتها در مراحل ابتدایی رشد کودک چگونه پدیدار میشوند و نمود عینی آنها چیست؟
حسینینژاد: یکی از شاخصترین نمونهها، پدیده «لبخند اجتماعی یا Social Smile» است که بهطور معمول از سن دو ماهگی نوزاد آغاز میشود.
جنین یا نوزاد تازهمتولدشده ممکن است در خواب و بهصورت غیرارادی لبخند بزند، اما انتظار تخصصی این است که کودک در دو ماهگی، هنگام مشاهده چهره مادر، شنیدن صدای او و برقراری ارتباط کلامی و عاطفی، در پاسخ به محبت مادر با آگاهی لبخند بزند که این واکنش، نشاندهنده تحقق جنبه اجتماعیِ تکامل عصبی و شکلگیری تدریجی توانایی برقراری ارتباط و پاسخگویی مناسب به محرکهای اجتماعی است.
ابعاد چهارگانه تکامل عصبی و علائم هشدار تأخیر رشدی
تکامل عصبی کودکان شامل چه حیطههایی میشود و خانوادهها بر اساس چه معیارهایی میتوانند سلامت این فرآیند را ارزیابی کنند؟
حسینینژاد: فرآیند تکامل عصبی کودک چهار حیطه بنیادین را در بر میگیرد؛ نخست «حیطه حرکتی» است که شامل حرکات درشت مانند راهرفتن تا حرکات ظریف نظیر دردستگرفتن قلم و نوشتن میشود.
حیطه دوم «شناختی» بوده که میزان و توان یادگیری کودک را در بر میگیرد؛ حیطه سوم «اجتماعی» است که از نشانههای آغازین آن میتوان به لبخند اجتماعی نوزاد از دو ماهگی اشاره کرد، و حیطه چهارم نیز «کلامی» و مهارتهای گفتاری است.
بهطور کلی تکامل عصبی یعنی دستیابی به مهارتهای متناسب با هر بازه سنی، و تحقق بهموقع این مهارتهای چهارگانه معیار اصلی ارزیابی سلامت سیستم عصبی کودک است و میتواند تصویری از روند رشد و بلوغ تواناییهای مختلف کودک در اختیار والدین و متخصصان قرار دهد.
اگر کودک نتواند مهارتهای متناسب با سن خود را کسب کند، چه اقدامی توسط والدین ضروری است؟
حسینینژاد: اگر کودکی در بازه سنی مشخص نتواند به مهارتهای تکاملی مورد انتظار دست یابد، دچار اختلال یا تأخیر در تکامل عصبی است. بهعنوان نمونه، انتظار میرود کودک تا سن یکسالگی قادر به بیان واژههای سادهای مانند «مامان» و «بابا» باشد؛ کودکی که به یکسالگی رسیده اما این کلمات را ادا نمیکند یا به نام خود واکنش نشان نمیدهد، با تأخیر تکاملی روبهروست.
.png)
در چنین شرایطی مراجعه زودهنگام به پزشکان و متخصصان مربوطه برای ارزیابی بالینی و مداخلات تخصصی کاملاً ضروری است، زیرا شناسایی بهموقع این تأخیرها میتواند زمینه را برای آغاز اقدامات مناسب و حمایت مؤثرتر از روند رشد کودک فراهم کند.
دلایل بروز اختلالات در تکامل عصبی کودکان چیست و تشخیص زودهنگام آن تا چه اندازه در روند درمان اهمیت دارد؟
حسینینژاد: در بسیاری از موارد، ریشه این اختلالات به بیماریهای ژنتیکی یا بیماریهای زمینهای پنهان بازمیگردد که نیازمند بررسیهای دقیق بالینی و پاراکلینیکی است. هر اندازه تشخیص این بیماریها زودهنگامتر صورت گیرد، اثربخشی پروتکلهای درمانی و مداخلات توانبخشی بهمراتب بالاتر خواهد بود.
با اقدام بهموقع میتوان از بروز آسیبها و عوارض جبرانناپذیر بر ساختار سیستم عصبی کودک پیشگیری کرد و کیفیت زندگی او را بهطور محسوسی ارتقا داد و زمینه را برای رشد بهتر و دستیابی کودک به حداکثر ظرفیتهای تکاملی خود فراهم ساخت.
شاخصها و مراحل کلیدی تکامل حرکتی و کلامی در سالهای نخست زندگی چیست و خانوادهها چه نشانههایی را باید جدی بگیرند؟
حسینینژاد: در حیطه حرکتی انتظار میرود کودک در ۴ ماهگی گردن بگیرد و بغلتد، در ۶ ماهگی غلتیدن به هر دو سمت را کامل کند و سپس مراحل سینهخیز، چهاردستوپا، نشستن و ایستادن را طی کرده و از یکسالگی شروع به راهرفتن کند.
در حیطه کلامی نیز کودکی که در ۲ یا ۳ سالگی تنها دو تا سه کلمه ادا میکند، دچار تأخیر جدی است؛ زیرا ادای کلمات مجزا مربوط به یکسالگی بوده و در سن دو سالگی کودک باید بیش از ۱۰۰ کلمه بداند و جملات دوکلمهای بسازد.

در چنین شرایطی انجام ارزیابیها و بررسیهای تکمیلی تخصصی در کلینیک برای اصلاح این نقایص حرکتی و کلامی ضروری خواهد بود و میتواند به شناسایی علت اصلی مشکل، تعیین سطح تأخیر و انتخاب مناسبترین مسیر درمانی و توانبخشی برای کودک کمک کند.
نشانههای هشداردهنده در حیطه اجتماعی تکامل عصبی چیست و چرا ارزیابی زودهنگام این رفتارها تا این حد ضرورت دارد؟
حسینینژاد: اگر کودکی در سن ۳ سالگی نتواند با همسالان خود در محیطهایی مانند بوستان ارتباط برقرار کند، گوشهگیر باشد و تمایلی به تعامل و همبازیشدن نشان ندهد، قطعاً در حیطه تکامل اجتماعی دچار مشکل است.
بهطور کلی، هرگاه توانمندیها و مهارتهای مورد انتظار برای هر گروه سنی در زمان معین خود شکل نگیرد، کودک به تأخیر در تکامل عصبی دچار شده است؛ بنابراین ارجاع زودهنگام به متخصصان و انجام بررسیهای تکمیلی تشخیصی موجب میشود تا در زمان طلایی، مداخلات لازم جهت رفع این اختلالات و بهبود فرآیند رشد کودک صورت پذیرد و از تشدید مشکلات و ایجاد محدودیتهای بیشتر در مسیر رشد و یادگیری کودک جلوگیری شود.
آیا تفاوتهای جنسیتی میان دختران و پسران در سن آغاز تکلم ریشه علمی دارد و معیارهای استاندارد شمار کلمات در سنین مختلف چیست؟
حسینینژاد: این گزاره و باور عمومی که جنسیت بر زمان بهحرفافتادن کودک اثرگذار است، نیازمند تفکیک دقیق دیدگاههای عامیانه از شاخصهای اثباتشده بالینی است.
پرسش بنیادین والدین این است که سن معمول و طبیعی تکلم در هر دو جنس چه زمانی است و کودکان در ماهها و سالهای نخستین زندگی باید چه حجمی از واژگان را بیاموزند و در قالب کلمات و جملات کاربردی به زبان آورند؛ همچنین آگاهی از این مراحل به والدین کمک میکند تا روند رشد گفتاری کودک را بهتر بشناسند و در صورت مشاهده هرگونه تأخیر، آن را بهموقع پیگیری کنند.
آیا تفکیک جنسیتی در زمان سخنگفتن کودکان ریشه علمی دارد و مراحل استاندارد رشد کلامی از یک تا ۳ سالگی چگونه تعریف میشود؟
حسینینژاد: از منظر باورهای سنتی و تجربیات عامیانه، این تصور مطرح است که دختران زودتر از پسران زبان میگشایند؛ اما از دیدگاه مراجع و منابع علمی مغز و اعصاب، هیچ جدول تکاملی تفکیکشده و مجزایی بر پایه جنسیت برای تکامل کلامی تعریف نشده است.
انتظار بالینی این است که کودک در سن یکسالگی دستکم یک تا دو کلمه معنادار نظیر «مامان» و «بابا» را بهصورت کاملاً هدفمند و با شناخت دقیق والدین به کار ببرد. با افزایش سن، دایره واژگان از ۵ تا ۶ کلمه به ۲۰ و نهایتاً بیش از ۱۰۰ کلمه در سن دو سالگی ارتقا مییابد؛ این روند باید بهتدریج با افزایش توانایی کودک در کنار هم قرار دادن واژهها و بیان خواستهها و نیازهای روزمره نیز همراه باشد.

نحوه جملهبندی و میزان وضوح گفتار کودک برای اطرافیان در بازه سنی ۲ تا ۳ سالگی باید چگونه باشد؟
حسینینژاد: در سن دو سالگی، کودک باید توانایی ساخت جملات دوکلمهای کاربردی مانند «آب بده» یا «بیا بریم» را کسب کرده باشد؛ همچنین انتظار میرود حداقل ۵۰ درصد کلام او برای افراد غریبه و خارج از محیط خانه قابل درک باشد. با ورود کودک به سن ۳ سالگی، مهارتهای زبانی پیشرفت کرده و او قادر به ادای جملات سهکلمهای و پیچیدهتر با وضوح گفتاری بهمراتب بیشتر خواهد بود.
در این مرحله، کودک میتواند خواستهها، نیازها و تجربههای روزمره خود را با استفاده از واژهها و جملات مناسبتر بیان کند و ارتباط مؤثرتری با اطرافیان داشته باشد.
فارس: میزان وضوح گفتار کودک در ۳ و ۴ سالگی چه استانداردی دارد و چه زمانی باید نسبت به اختلال تکاملی حساس شد؟
حسینینژاد: در سن ۳ سالگی انتظار میرود حدود ۷۰ درصد از کلام کودک برای افراد غریبه قابل درک باشد. با رسیدن به ۴ سالگی نیز باید گفتار کودک بهطور کامل و صددرصد برای دیگران قابل فهم باشد.
اگر در این سن، بیان کودک همچنان مبهم و نامفهوم باشد و وضوح گفتار به سطح مورد انتظار نرسیده باشد، این وضعیت میتواند نشانهای از وجود مشکل در تکامل عصبی و نیازمند بررسی تخصصی باشد. در چنین شرایطی، ارزیابی دقیق وضعیت گفتاری و سایر حیطههای تکاملی کودک اهمیت ویژهای دارد تا در صورت وجود اختلال، اقدامات لازم در کوتاهترین زمان ممکن انجام شود.